تبليغاتX
شهرآشوب

شهرآشوب

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق!

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

محسن مهرعليزاده در بيانيه‌اي خطاب به مردم با تشكر از آنان اظهار اميدواري كرده است كه ملت عزيز ايران از شر تهديدات خارجي و تحجر و واپسگرايي در داخل حفظ شود.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا در اين بيانيه آمده است:

ملت فهيم و بزرگوار ايران

حضور پرشكوه شما ملت عزيز در انتخابات نهمين دوره رياست‌جمهوري جلوه‌ي حماسي ديگري را در تاريخ كشور به نمايش گذاشت و اين اعتماد و حضور شما بزرگواران، بار مسووليت مجريان و مسوولان را سنگين‌تر و پاسخگويي به شما ملت عزيز را دشوارتر نمود.

اينجانب بارها اعلام نموده‌ام كه جمهوري اسلامي علي‌رغم خدمات قابل توجه خود هنوز نتوانسته است آنچه را كه شايسته شما ملت بزرگوار بوده و هست به انجام رساند و تاكنون فقط پاسخگوي بخش ناچيزي از اين همه فداركاري‌ها و شايستگي‌هاي شما عزيزان بوده است.

اينجانب با درك شرايط امروز كشور عزيزمان ايران و شرايط زندگي در قرن بيست و يكم، عصر انفجار اطلاعات و استحقاق«در رفاه زيستن مردم ايران» به عنوان يك ايراني مردم‌دوست و وطن‌خواه خود را در معرض انتخاب قرار دادم و اين توان ، جرات و شهامت را در خود ديدم كه مي‌توانم با برنامه‌هاي اعلامي آنچه كه شايسته زندگي سرافرازانه هم ميهنان عزيز ايراني است به آنان تقديم نمايم.

و بدين ترتيب قدم به عرصه انتخابات گذاشتم و به خوبي مي‌دانستم كه آنچه مايه رنج و عذاب ملت بزرگ و پر ظرفيت ايران است، نبود برنامه علمي، عملي و اجرايي و نگاه برنامه‌اي و مديريتي بلندمدت است و از اين رو كشور ايران به رييس‌جمهوري نياز دارد كه با شناخت كامل از اوضاع و با بينشي علمي و تجربه‌اي عملي و با دلسوزي كامل و آرزوي خدمتگزذاري خالصانه براي مردم كمر همت براي حل معضلات كشور بسته باشد و براي اجراي قانون اساسي به عنوان ميثاق با ارزش ملي كه بسياري از مواد مهم و حياتي آن براي تامين معيشت و رفاه مردم و تامين امنيت سياسي و اجتماعي معطل مانده است، راهكارهايي عملي ارائه دهد.

و خداوند بزرگ را سپاسگزارم كه در اين عرصه توانستم با فرصتي كه به دست آوردم برنامه‌هاي خود را در قالب «دولت رفاه» به عنوان يك نظريه علمي آزمايش شده در دنيا كه امروز اروپا و همه كشورهاي توسعه‌يافته به داشتن چنين دولتي و حركت بر روال مذكور مي‌بالند و مردم نيز در بستر اقتدار، آرامش و كارآمدي چنين شيوه‌هايي به زندگي شرافتمندانه خود افتخار مي‌كنند، خدمت شما ارائه نمايم.

در اين ميانه اگر چه از دو عامل مهم تبليغات يعني پول و قدرت برخوردار نبودم و اذعان دارم در جامعه‌اي كه به دليل نبود احزاب و تشكل‌هاي قوي سياسي و اجتماعي همين دو عامل تعيين كننده كليدي‌ترين نقش را در ساختن افكار عمومي و متاسفانه بعضا فريب آنها را ايفا مي‌نمايند.

اما با همين بضاعت اندك و با حضورهاي مكرر در جمع شما مردم بزرگوار سعي در تبيين افكار و عقايد خود در شيوه‌هاي اجرايي علمي حكومت نمودم و هر جا خود را با حضور در جمع شما در شهرستان‌ها و استان‌ها مواجه با استقبال گرم و صميمانه و نگاه‌هاي محبت‌آميز شما مي‌ديدم آن را مهر تاييدي بر ادامه راهم و سرمايه بزرگ و افتخارآميزي احساس مي‌كردم كه از خداوند متعال خواسته‌ام ياري‌ام نمايد كه هرگز آن را از دست ندهم و اين بود كه در روز راي گيري با همه نارسايي‌هاي تبليغاتي ، شما مردم عزيز نزديك به يك ميليون و سيصد هزار راي توام با عشق، آگاهي و شعور خود را به اين جانب هديه نموديد.

اينجانب آراي خود را با تحليل علمي از ارزشمندترين آرا مي‌دانم، چرا كه مي‌دانم بدون ابزار تبليغات و قدرت حزب يا تشكيلاتي و بدون وابستگي به فرد يا گروهي و صرفا با توكل به ايزد منان و اقبال ناشي از آگاهي، خلوص، نگاه روشن علمي، و اهتمام و اعتقاد به برنامه از سوي شما مردم عزيز بود كه اين اعتمام را به اينجانب نموديد و من اين نگاه ارزشمند را با هيچ چيز عوض نخواهم كرد.

من بارها در سخنراني‌ها و حضور در جمع شما عزيزان خطر نگاه سنتي به اداره كشور را گوشزد كردم و بار ديگر اعلام مي‌كنم تنها راه خروج كشور از بحران و رسيدن ايراني به شان و منزلت واقعي او در گرو رهيدن از شيوه اجرايي سنتي در امر اداره امور اجرايي كشور و حاكم نمودن نگاه برنامه‌اي در آن است و هر قدر اين اتفاق ديرتر بيفتد به همان ميزان خسارات جبران‌ناپدير بيشتري بر پيكره اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي كشور و جايگاه رفيع ايران و ايراني وارد خواهد شد.

اينجانب ايزد منان را شاكرم كه در راه تبيين مطالبات مردم شريف و بزرگوار ميهن‌مان با موفقيت تلاش كرده‌ام و اين كاميابي ناشي از تلاش صادقانه و صميمانه همه آنهايي بوده است كه مرا در اين راه ياري رساندند.

اعضاي ستادهاي انتخاباتي اين جانب در اقصي نقاط كشور، كه در سخت‌ترين شرايط و بدون دسترسي به كمترين امكانات مرا مساعدت فرمودند، نقش بسزايي در اين موفقيت داشته‌اند، بر خود لازم مي‌دانم از تلاش ميهن دوستانه همفكران و همدلان خود صميمانه تشكر و سپاسگزاري نمايم.

در سفرهايي كه براي ارائه برنامه‌هاي خود به مناطق مختلف در سطح كشور داشته‌ام همواره مورد استقبال و محبت مردم شريف و بزرگوار بوده‌ام كه بدين ترتيب بر خود لازم مي‌دانم از مردم شريف ايران به ويژه از هم زبانان عزيزم، آذربايجاني‌ها و ترك زبانان غيرتمند و عزيز در سراسر كشور كه مرا مورد محبت و عنايت قرار دادند و از كليه هم ميهنان عزيزم از صميم قلب تشكر كنم.

در خاتمه از درگاه ايزد منان خواهانم كه ملت عزيز ايران را از شر تهديدات خارجي و تحجر و واپسگرايي در داخل حفظ نموده و كشور عزيزمان را از آسيب تفكرات تماميت‌خواه بسته و انحصارگرا كه منجر به نوميدي مردم و ذبح تفكر اصلاحات، مردم سالاري و جلب مشاركت سياسي مي‌گردد، مصون فرمايد.

ان اريد الا الاصلاح ما استطعت و ما توفيقي الا بالله و اليه انيب.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 11:36  توسط شهره آفاق  | 

برگرفته از http://www.itanalyze.ir

1. چكيده
تکفا- زهره رضايي، فرشيد حسيني (شرکت ثنارای) در اين مقاله تصويري خلاصه از تجارت الكترونيكي در جهان ارائه مي‌گردد.
2. مقدمه
در سالهاي اخير ، تغييرات عميقي در روابط اقتصادي بين افراد، شركت‌ها و دولت‌ها به وجود آمده است. مبادلات تجاري بين افراد با يكديگر، شركت‌ها با يكديگر و افراد با شركت‌ها و دولت‌ها به سرعت از حالت سنتي خود كه عمدتاً مبتني بر مبادلة اطلاعات بر مبناي اسناد و مدارك كاغذي بوده خارج شده و به سوي انجام مبادلات از طريق بهره‌گيري از سيستم‌هاي الكترونيكي در حركت است.
تجارت الكترونيكي به دليل سرعت، كارايي، ‌كاهش هزينه‌ها و بهره‌برداري از فرصت‌ها، عرصه جديدي را در رقابت گشوده است. تا آنجا كه گفته مي‌شود عقب افتادن از اين سير تحول، نتيجه‌اي جز منزوي شدن از عرصه اقتصاد جهاني نخواهد داشت. رشد اقتصاد جهاني در سال 2000، 3.8 درصد و در سال 2001، 1.3درصد افول داشته است. همچنين نرخ رشد تجارت بين‌المللي نيز به طور قابل توجهي پايين آمده است. بخصوص صادرات كشورهاي در حال توسعه كه در سال 2000 با نرخ 14 درصد رشد كرده بود، در سال 2001 تنها به ميزان 1 درصد افزايش داشته است. در مقابل اين موارد، اين حقيقت وجود دارد كه تعداد ميزبان‌هاي اينترنت، تعداد كاربران اينترنت در سراسر جهان و ارزش كالاها و خدماتي كه به صورت online مبادله مي‌شوند، به سرعت در حال رشد بوده و عملكرد كسب و كارها، دولت و ساير جنبه‌هاي اجتماعي تحت تأثير اينترنت قرار گرفته است.

3. دسترسي جهاني به اينترنت و تجارت الكترونيكي
رشد روز افزون فناوري مخصوصاً فناوري اطلاعات در جهان باعث دسترسي افراد بي‌شماري به اينترنت گرديده است. براساس تحقيقات اتحادية بين‌المللي ارتباطات از راه دور (ITU1)، تعداد كاربران اينترنت تا آخر سال 2001،‌ به 500 ميليون نفر رسيده است كه اين رقم، 115 ميليون نفر بيشتر از تعداد كاربران اينترنت در اواخر سال 2000 مي‌باشد. يعني افزايشي به ميزان 30 درصد قابل مشاهده است. همچنين ITU پيش‌بيني كرده بود كه تعداد كاربران اينترنت تا آخر سال 2002 به 665 ميليون نفر خواهد رسيد كه نشان‌دهندة 31 درصد نرخ رشد سالانه مي‌باشد. به عبارت ديگر هر سال بيش از 150 ميليون نفر يا 5/2 درصد از كل جمعيت جهان به تعداد كاربران اينترنت افزوده مي‌شوند. تعداد كاربران اينترنت در كشورهاي در حال توسعه نيز افزايش مي‌يابد: در جدول زير ارقام مربوط به توزيع جغرافيايي رشد كاربران اينترنت در سال 2000 و 2001 براساس تحقيقات ITU ارايه شده است.
داده‌هانشان مي‌دهد كه در كشورهاي در حال توسعه، كاربران جديد اينترنت سهم رو به رشدي داشته و اين كشورها در سال 2001 ، يك سوم از كاربران جديد اينترنت در سراسر جهان را در خود جاي داده‌اند. بر اساس گزازشات ناشي از يك پروژه تحقيقاتي در اين زمينه، تا سال 2005 حدود 8/941 ميليون كاربر اينترنت در جهان وجود خواهد داشت كه تقريباً دو برابر تعداد كاربران اينترنت در آخر سال 2001 مي‌باشد. در بازارهاي بسيار پيشرفته، نفوذ اينترنت نزديك به حد اشباع رسيده و از اين رو افراد براي دسترسي به اينترنت در آينده نزديك برنامه‌ريزي نمي‌كنند و به نظر مي‌رسد كه تعداد كاربران اينترنت تا حدي تثبيت گرديده است. بنابراين رشد سهم كشورهاي در حال توسعه ادامه خواهد يافت.(Ecommerce, 2002)

4. تجارت الكترونيكي و روند رشد آتي آن
تجارت الكترونيك دركشورهاي در حال توسعه رشد مي‌كند ولي سرعت رشد آن بسيار كمتر از سرعت رشد تعداد كاربران اينترنت مي‌باشد با اينكه استفاده از اينترنت پيش‌شرط توسعه تجارت الكترونيك مي‌باشد (ECommerce, 2002) و رشد بالاي دسترسي عمومي مردم به اينترنت موجب توسعه تجارت و كسب وكار از طريق اينترنت مي‌شود، (صنايعي 1381) ولي رشد تعداد كاربران اينترنت لزوماً نشانة سرعت توسعه تجارت الكترونيك نمي‌باشد. در نظر خواهي كه در شش ماه اخير در 12 كشور جهان انجام گرفت، e-mail تنها فعاليت اينترنتي در بين بيش از 50 درصد از پاسخ دهندگان آن كشورها بود. نسبت كاربران اينترنتي فعال در زمينه تجارت الكترونيكي در كشورهاي در حال توسعه پايين‌تر از حد ميانگين مي‌باشد و اين عامل مطمئناً به دليل درآمد سرانه پايين‌تر و همچنين عوامل ديگري چون استفاده كم از كارت اعتباري، كمبود محصولات يا خدمات مربوطه يا تداركات و خدمات تكميلي ضعيف مي‌باشد.
به نظر مي‌رسد فاصله بين كشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته در زمينه دسترسي و استفاده آنها از اينترنت كمتر از فاصلة بين اين كشورها در زمينه حجم تجارت الكترونيكي مي‌باشد.
اگرچه در مورد سرعت گسترش مبادلات الكترونيكي، برآوردهاي بسيار متفاوتي ارائه شده است ولي در كليه پيش‌بيني‌هاي به عمل آمده اعلام شده است كه تجارت الكترونيكي در سالهاي آينده با رشد فزاينده‌اي روبرو خواهد بود. در سال 1999 حجم مبادلات الكترونيكي در ايالات متحده امريكا، 700 ميليارد دلار و در ساير كشورهاي جهان 330 ميليارد دلار بوده است. پيش‌بيني مي‌شود كه حجم تجارت الكترونيكي كالاها و خدمات شركت‌هاي امريكايي در سال2003 به2800 ميليارد دلار بالغ گردد كه اين رقم معادل 25 درصد خريدهايي است كه در آن سال بين شركت‌هاي آمريكايي صورت خواهدگرفت. انجام مبادلات الكترونيكي توسط شركت‌ها و مصرف‌كنندگان اروپايي در سال 2004 معادل 1،600 ميليارد دلار يا 3/6 كل معاملات در اروپا برآورد گرديده است. در حيطة تجارت بين‌المللي نيز تجارت الكترونيك سهم فزاينده‌اي را به خود اختصاص خواهد داد. برآوردهاي موجود حاكي از آن است كه تا سال 2003 بين 10 تا 25 درصد از تجارت، به صورت الكترونيكي صورت خواهد گرفت.
كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس، از نظر حجم تجارت الكترونيكي در صدر فهرست كشورهاي عربي قرار دارند. ارزش تجارت الكترونيكي اين كشورها سالانه به 3/1 ميليارد دلار مي‌رسد. در كشورهاي تازه صنعتي شده نيز تجارت الكترونيك به سرعت در حال گسترش است. (گزارش توجيهي 1380)
در يكي ديگر از تحقيقات به عمل آمده توسط Economic Intelligent United، رتبه‌بندي كشورهاي جهان براي پذيرش و به كارگيري تجارت الكترونيكي ارائه گرديده است. در اين تحقيق عواملي از قبيل اتصال به شبكه، اوضاع كسب و كار، پذيرش تجارت الكترونيكي توسط توليد‌كنندگان و مصرف كنندگان، وجود قوانين و مقررات مناسب، فراهم بودن خدمات حمايتي براي تجارت الكترونيكي و زيرساختهاي اجتماعي و فرهنگي، به عنوان عمده‌ترين محورهاي تعيين كننده گسترش تجارت الكترونيكي در كشورها شناخته شده‌اند. در اين بررسي امريكا و استراليا در رده‌هاي اول و دوم و سنگاپور در رده هفتم قرار گرفتند. اين درحالي است كه فرانسه علي رغم گستردگي استفاده از اينترنت، به دليل تمركز بازار داخلي در ردة پانزدهم قرار گرفته است.

5. مقايسه تجارت الكترونيك B2B با تجارت الكترونيك B2C
حجم تجارت الكترونيك B2B بر حجم تجارت الكترونيك B2C فزوني دارد ولي در كشورهاي در حال توسعه در سطح پاييني باقي مانده است. تجارت الكترونيك B2B 95 درصد كل تجارت الكترونيك جهاني را تشكيل مي‌دهد. منابع متفاوت در پيش‌بيني‌هاي مربوط به حجم معاملات B2B همساني ندارند، ولي در توجه به رشد زياد آن در چند سال آينده اتفاق رأي وجود دارد. نرخ‌هاي رشد سالانه‌اي كه ارايه مي‌شود، بين 5/81 درصد و4/54 درصد تغيير مي‌كنند. تا زماني كه B2B دركشورهاي در حال توسعه پياده نشود، حجم‌ تجارت الكترونيك در آن كشورها ناچيز خواهد بود. توسعه تجارت الكترونيك B2B در شركت‌هاي فعال كشورهاي در حال توسعه به ظرفيت آنها جهت شركت در زنجيره‌هاي تأمين جهاني و منطقه‌اي مرتبط مي‌باشد. توسعه B2B در سطح شركت، نياز به توانايي برآورده كردن چالش‌هاي سازماني و تكنولوژيكي و در سطح كشور، نياز به پيوند بهتر جنبة فيزيكي و ديجيتالي اقتصاد كشور دارد. به دليل اينكه تجارت الكترونيك B2B- به غير از بخش خدمات- به همان نسبتي كه نياز به زير ساختار ICT دارد، نياز به زيرساختار سنتي و فيزيكي از جمله بنادر، خطوط آهن و جاده، ‌خدمات پشتيباني و معيارهاي تسهيل تجاري، كه از اصول اساسي زنجيرة‌ تأمين مي‌باشند، دارد. جريان‌هاي سرمايه‌گذاري مستقيم خارجي و پيوندهاي موجود بين رويه‌هاي محلي و جهاني از ديگر عوامل مهم رشد تجارت الكترونيك B2B در كشورهاي درحال توسعه خواهد بود.
تسهيل توسعه B2B در كشورهاي در حال توسعه به دليل رشدي كه فراهم مي‌كند مهم است و مهمتر از همه اينكه اهميت تجارت الكترونيك براي توسعه تنها به دليل راحتي انجام خريد نمي‌باشد بلكه به اين دليل است كه تجارت الكترونيك به شركت‌ها كمك مي‌كند كه در تمام مراحل توليد و فرآيندهاي توزيع خود دستاوردهاي كارايي به دست آورند كه اين دستاوردها باعث پيشبرد رقابت‌پذيري شركت‌ها، سطوح بالاتر بهره‌وري و به طور كلي ايجاد درآمدهايي براي اقتصاد مي‌گردد.
نمودار زير ‌اطلاعاتي را از يك نظر خواهي جهاني كه در سال 2001 در رابطه با بازارهاي الكترونيكي انجام گرديد ارايه مي‌كند.
تطابق فرآيندها و تكنولوژي‌هاي كسب وكار با محيط جديد الكترونيكي نياز به صرف زمان و هزينه دارد. زماني‌كه عاملان بازارهاي الكترونيكي مدل‌هاي ‌كسب وكار خود را اصلاح كنند و همچنين شركت‌هاي رهبر، شركاي كوچكتر خود را به بازارهاي الكترونيكي جذب كنند، انتظار مي‌رود كه اين سيستم‌ها به جذب سهم در حال رشد فروش‌هاي جهاني B2B ادامه بدهند (ECommerce, 2002).

مهمترين دلايل عدم خريد اينترنتي:
موسسه تحقيقاتي نلسون تيلور در تحقيقات دوره‌اي خود مهمترين دلايل عدم خريد اينترنتي را دسته بندي نموده است. طبق نتايج تحقيقات اين گروه، مسائل امنيتي مهمترين دليل امتناع از خريد اينترنتي محسوب مي‌گردد.
5. نتيجه‌گيري
تجارت الكترونيكي در حال رشد بوده و در آينده بسياري از شيوه هاي تجاري سنتي را به چالش فرا مي‌خواند. محيط در حال تغيير و غير ايستا حكم مي‌كند كه ما نيز بايد راهبرد‌هاي اثربخشي را در راستاي بستر سازي براي توسعه اين پديده در كشورمان توسعه دهيم. تجارت الكترونيك مي‌تواند سكوي پرتاب بسياري از صنايع و كسب وكارهاي ما باشد البته اگر ما توان تطبيق آن را با برنامه هاي تجاري كسب و كارمان داشته باشيم.


6. منابع و مآخذ
1- صنايعي علي(1381)، "تجارت الكترونيك در هزاره سوم"، انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان.
2- گزارش شوراي عالي انفورماتيك (1380)، "گزارش توجيهي و سياست تجارت الكترونيكي جمهوري اسلامي ايران: مصوب كميسيون تخصصي اطلاع‌رساني".

3- UNITED NATIONS CONFERENCE ON TRADE AND DEVELOPMENT (2002), "E-COMMERCE AND DEVELOPMENT", UNCTAD.
4- Taylor Nelson Sofres & TNS Interactive, Global results 2002.
5-"E-Commerce and Development report 2002", E-Insurance, UNCTAD, 2002
6-"Electronic Commerce", Marilyn Greenstein , Miklos Vasarhelyi , 2002

1 International Telecommunication Union

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 11:30  توسط شهره آفاق  | 

كره جنوبي همچنان بيشترين درصد كاربران اينترنت پرسرعت را در جهان دارد.

چين نيز بزودي مي‌تواند از آمريكا كه در حال حاضر بالاترين رقم خانوارهاي مرتبط با اينترنت پرسرعت را دارد پيشي بگيرد.

به گزارش بخش خبر شبكه فن آوري اطلاعات ايران، از ايرنا، بررسي شركت تحقيقاتي ‪eMarketer‬ نشان مي‌دهد ‪ ۷۳‬درصد كاربران كره جنوبي به اينترنت پرسرعت يا باند پهن دسترسي دارند.

با آنكه ‪ ۳۴/۳‬ميليون خانواده آمريكايي در پايان سال ‪ ۲۰۰۴‬از اينترنت باند پهن برخوردار بودند، اما ميزان نفوذ اينترنت پرسرعت در بين خانواده‌هاي آمريكايي جزو ‪ ۱۰‬كشور اول نيست.

همچنين درحالي كه فقط ‪ ۶/۵‬درصد خانواده‌هاي چيني به اينترنت پرسرعت دسترسي دارند، اما اين كشور از نظر تعداد كل خانواده‌هاي مرتبط با اينترنت باند پهن به بزودي عنوان بزرگترين كشور را از آن خود خواهد كرد.

باند پهن طي دو سال گذشته در چين رشد چشمگيري داشته است و از ‪۴‬ ميليون خانواده در سال ‪ ۲۰۰۲‬به بيش از ‪ ۲۳‬ميليون خانواده در سال ‪۲۰۰۴‬ رسيده است.

بن مكلين تحليلگر شركت ‪ eMarketer‬مي‌گويد رشد مداوم اقتصادي چين طي دهه گذشته اين كشور را قادر كرده است در زمينه زيرساخت ارتباطات سرمايه گذاري سنگيني انجام دهد بطوري كه در سال ‪ ۲۰۰۵‬امكان دسترسي گسترده‌اي به اينترنت باند پهن در مراكز مهم پايتخت فراهم شده است.

از نظر درصد هنگ كنگ با ‪ ۵۹/۱‬درصد ارتباطات پرسرعت، بعد از كره جنوبي قرار گرفته است. تايوان با ‪ ۵۰/۸‬درصد، كانادا با ‪ ۴۲/۷‬درصد، هلند با ‪ ۴۱/۳‬درصد، ژاپن با ‪ ۳۸/۶‬درصد، سنگاپور با ‪ ۳۸/۲‬درصد، بلژيك با ‪ ۳۷/۳‬درصد، دانمارك با ‪ ۳۶/۱‬درصد و سويس با ‪ ۳۳‬درصد در رده‌هاي بعدي قرار دارند.

آمريكا از اين نظر با ‪ ۲۹/۹‬درصد در جايگاه يازدهم است.

از نظر تعداد كاربران باند پهن آمريكا در صدر قرار دارد بعد از آن چين با ‪ ۲۳/۲‬ميليون كاربر، ژاپن با ‪ ۱۷/۵‬ميليون، كره جنوبي با ‪۱۱/۵‬ ميليون، فرانسه با ‪ ۶/۱‬ميليون، آلمان با ‪ ۵/۷‬ميليون، انگليس با ‪۵/۶‬ ميليون، كانادا با ‪ ۵/۳‬ميليون، ايتاليا با ‪ ۳/۸‬ميليون ، و تايوان با ‪ ۳/۳‬ميليون قرار دارند.

مكلين پيش بيني كرد بهاي خدمات به ‪ ۳۰‬دلار در ماه كاهش يابد و آمريكاي لاتين تا سال ‪ ۲۰۰۸‬سريعترين رشد را در اين زمينه داشته باشد.
بر گفته از iritn
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 11:29  توسط شهره آفاق  | 

سلام

فرا رسیدن ایام شهادت ام ابیها حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را تسلیت عرض می نماییم. باشد که سایه توجه فرزندگرامی ایشان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بر سر ما مستدام باشد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 11:27  توسط شهره آفاق  | 

برگرفته از روزنامه همشهری
گزارش اينترنت
نوجوانان بزرگترين مشتريان اينترنت هستند. در آمريكا هم اكنون ۹۷ درصد نوجوانان ۱۶ تا ۱۸ ساله از اينترنت استفاده مي كنند
000030.jpg

دانشگاه www.ucla.edu)UCLA) از سال ۲۰۰۰ در انتهاي سال ميلادي اقدام به انتشار گزارشي با نام گزارش اينترنت كرده است. در اين گزارش مفصل كه امسال بالغ بر ۸۹ صفحه شده است آمارهاي بسيار دقيقي در مورد اينترنت و كاربران منتشر مي شود. مفصل و دقيق بودن آمار در اين گزارش حيرت انگيز است و به خصوص براي كساني كه در زمينه اينترنت و رفتارهاي كاربران تحقيق مي كنند اين مطالب مي تواند بسيار مفيد واقع شود.
با توجه به اينكه آمار مربوط به اينترنت حتي در حد تعداد كاربران نيز در كشورمان به طور دقيق مشخص نيست و هر از چند گاهي آمارهاي ضد و نقيض و گاهي عجيب از سوي منابع مختلف اعلام مي شود توصيه مي كنيم اقدامي مشابه نيز با همكاري يكي از دانشگاه هاي فعال در اين زمينه آغاز شود.
اما آمارها در سال ۲۰۰۳ نشان مي دهد مدتي است از سير صعودي اضافه شدن به تعداد كاربران در كشورهاي غربي كاسته شده است. دليل اين امر نيز آن است كه اكنون در اغلب كشورهاي پيشرفته نزديك به ۷۰ درصد مردم به طرق مختلف به اينترنت دسترسي دارند و ديگر نمي توان انتظار رشد زياد را در اين مورد داشت. در سال ۲۰۰۰ متوسط دسترسي مردم به اينترنت ۹/۶۶ درصد بود و در سال ۲۰۰۳ اين رقم به ۳/۷۲ بالغ شد.
با اينكه تعداد كاربران تغييرات زيادي نداشته ولي ميزان ساعات مصرف اينترنت افزايش قابل توجهي يافته است. با توجه به اينكه در سال ۲۰۰۰ هر كاربر به طور متوسط حدود ۴/۹ ساعات وقت خود در هفته را به اينترنت اختصاص مي داد اين رقم هم اكنون به ۱/۱۱ ساعت افزايش يافته كه يك رشد ۲۰ درصدي را نشان مي دهد.
هنوز هم بيشتر ارتباطات به اينترنت از منازل صورت مي گيرد گرچه اين روند به نفع محل كار رو به كاهش است ولي هنوز ۶۰ درصد كاربران از منازل خود به اينترنت متصل مي شوند.
اما به سؤال بزرگ نزديك مي شويم. بيشتر كاربران براي چه كاري به اينترنت رجوع مي كنند؟ استفاده از سرويس هاي چت و پست الكترونيك هنوز با ۸۷ درصد در صدر قرار دارند. بعد از آن گشت و گذار در وب ، دسترسي به اخبار ،  اطلاعات سرگرمي و خريد كردن به ترتيب رتبه هاي بعدي را در اختيار گرفتند.
هنوز هم مانند گذشته ۷۵ درصد كاربران حاضر نيستند بيشتر از ۱۷۵ دلار در ماه به خريد در اينترنت بپردازند.
نوجوانان بزرگترين مشتريان اينترنت هستند. در آمريكا هم اكنون ۹۷ درصد نوجوانان ۱۶ تا ۱۸ ساله از اينترنت استفاده مي كنند و بزرگترين رقيب آنها حوزه سني ۱۲ تا ۱۵ است كه ۹۶ درصد آنها به اينترنت دسترسي دارند. كاربران با سنين بيش از ۶۰ سال نيز كه تنها ۳۴ درصد آنها به اينترنت دسترسي دارند در رتبه آخر قرار دارند.
زنان هنوز هم كمتر از مردان از اينترنت استفاده مي كنند در حالي كه ۱/۷۳ مردان كاربر اينترنت در سال ۲۰۰۳ محسوب مي شدند اين رقم در مورد زنان در حدود ۶۹ درصد بود. البته نمودارهاي مقايسه اي از سال ۲۰۰۰ نشان مي دهد اين اختلاف به مرور در حال كاهش است.
000032.jpg

يكي از سؤالاتي كه مطرح كردن آن از سوي محققان دانشگاه UCLA بسيار هوشمندانه به نظر مي رسد اين است كه از كاربران سؤال شده است آيا به نظر آنها اينترنت به مرور زمان پيچيده تر شده است يا نه ؟ شايد اغلب ما تصور كنيم جواب اين سؤال منفي است و پاسخ خير را انتخاب كنيم. ولي محققان با يك سؤال
غيرمستقيم به آمار واقعي نزديكتر شده اند. در سال ۲۰۰۳ تنها ۲۶ درصد كاربران تصور مي كنند مهارت هاي در اينترنت بسيار زياد است. اين در حالي است كه در سال ۲۰۰۲ ، ۳۹ درصد افراد مطمئن بودند به خوبي با زير و بم اينترنت آشنا هستند.
آيا اينترنت تاكنون شما را عذاب داده است. اين پرسش نيز براي اولين بار از كاربران سؤال شد. ۳۰ درصد كاربران تازه كار به اين پرسش جواب مثبت دادند و ۹۰ درصد كاربران با تجربه به اين سؤال پاسخ منفي دادند.
روز به روز از تعداد كاربران اينترنت كه ازخطوط تلفن براي اتصال به اينترنت استفاده مي كردند كاسته مي شود . با اين حال هنوز ۷۵ درصد كل كاربران هنوز از مودم هاي آنالوگ معمولي براي استفاده از اينترنت استفاده مي كنند در حالي كه اين رقم در سال ۲۰۰۰ حدود ۸۸ درصد بود به همين نسبت تعداد كاربراني كه از ارتباطات پر سرعت استفاده مي كنند روز به روز در حال افزايش است.
اين تحقيقات همچنين ثابت كرده استفاده از بعضي فناوري هاي اتصال به اينترنت مانند ISDN ، WebTVو Satellite به جز در مواردي كه جايگزيني وجود ندارد بسيار كم و در حد صفر است. با توجه به مشكلات اينگونه ارتباطات كاربران ترجيح مي دهند حتي با قيمت بيشتر سراغ Broadband بروند.
000034.jpg

اما مدتي فناوري هاي بي سيم در شبكه و استفاده از اينترنت تغييراتي را بوجود آورده اند. اين فناوري ها هرچند با سرو صداي زيادي كار مي كنند اما عملاً هنوز مخاطبان زيادي ندارند. فقط ۲/۵ درصد از كاربران اينترنت از تلفن همراه براي اتصال به اينترنت استفاده مي كنند و آمار استفاده از اينترنت بي سيم نيز تنها ۸/۲ درصد كاربران اينترنت را تشكيل مي دهد.
۶۲ درصد خانه ها در كشورهاي غربي هم اكنون ميزبان بيش از ۴ دستگاه رايانه در هستند. تعداد رايانه ها مدتها است كه از تعداد تلويزيونها در خانه هاي كشور هاي پيشرفته بيشتر شده است. با اين حال هنوز تعداد كمي از مردم با مشكلي به نام ترس از فناوري روبرو هستند و حاضر نيستند به هيچ عنوان وجود رايانه در خانه خود را تحمل كنند. جالب بدانيد اين افراد عقيده دارند با استفاده نكردن از اينترنت هيچ گونه مشكلي از نظر دسترسي به اخبار و يا نداشتن پست الكترونيك احساس نمي كنند.
اما سه رسانه بزرگ جهان يعني روزنامه هاي چاپي ، تلويزيون و اينترنت هنوز رقابت سختي با يكديگر دارند. هر چند به عقيده بسياري از محققان نبايد آنها را با هم مقايسه كرد. آمار نشان مي دهد كاربران اينترنت كمتر تلويزيون تماشا مي كنند و حتي كمتر به روزنامه هاي چاپي علاقه نشان مي دهند. علاوه بر اين اكثر كاربران اينترنت تماشاي تلويزيون را به خواندن كتاب ترجيح مي دهند. گرچه بررسي مقايسه اي نشان مي دهد در سال ۲۰۰۰ كاربران به طور متوسط ۱۶ ساعت از وقت خود را صرف تلويزيون مي كردند در حاليكه اين ميزان در سال ۲۰۰۳ به ۲/۱۰ در هفته كاهش يافته و علاوه بر آن ساعات كار با اينترنت همانطور كه قبلاً ذكر شده بود افزايش يافته است. محققان عقيده دارند همانطور كه راديو با ورود تلويزيون در بسياري از جوامع نفوذ خود را از دست داد تلويزيون نيز با روندي آرام به سوي همان سرنوشت پيش مي رود. گرچه به نظر نمي رسد اين اتفاق به اين زوديها به وقوع بپيوندد.
اينترنت به عنوان يك منبع خبري روز به روز بيشتر مورد توجه مردم قرار مي گيرند.
هم اكنون نزديك به ۳۰ درصد كاربران تصور مي كنند اينترنت منبع خبري مهم تري نسبت به تلويزيون است و بايد آن را جدي گرفت.
وضعيت تجارت الكترونيك و خريد از سايت هاي اينترنتي در سال هاي اخير چندان چشمگير نبوده است. در سال ۲۰۰۲ نزديك به نيمي از كاربران اقدام به خريد از طريق سايت هاي اينترنتي كردند. در حالي كه اين ميزان در سال ۲۰۰۳ به ۳۷ درصد كاهش يافت. هرچند در خبرها داشتيم بعضي از سايت هاي بزرگ خريد و فروش در اينترنت مانند آمازون براي اولين در سال جاري در فصل غير تعطيل سود داشتند. در ميان اقلام پر طرفدار در فروشگاه هاي اينترنتي باز هم لباس ، كتاب و سي دي بيشترين طرفدار را به خود اختصاص دادند.
اكثر كاربران تازه  كار نيز نگراني از لو رفتن شماره كارت هاي اعتباري را دليل اصلي خريد نكردن از اينترنت عنوان كرده اند. هر چند در ادامه اظهار كردند در آينده خريدهاي اينترنتي خود را افزايش خواهند داد و گزارش ها نيز نشان مي دهد به تدريج نگراني مردم در مورد به سرقت رفتن اطلاعات در اينترنت بر خلاف جريان عمومي در حال كم شدن است.
اينترنت بر عادات اجتماعي افراد نيز تأثير شگرفي گذاشته است. براساس تحقيقات بيش از نيمي از كاربران حرفه اي ارتباط از طريق پست الكترونيك را به ارتباط مستقيم با افراد ترجيح مي دهند. گرچه آنها عقيده دارند بعد از استفاده از اينترنت ارتباط آنان با ديگر افراد از طرق مختلف افزايش چشمگيري داشته است.
پي نوشت:
براي دسترسي به كليه اطلاعات آماري اين گزارش مي توانيد به آدرس زير مراجعه
http://ccp.ucla.edu/pages/internet-report.asp

پرسش و پاسخ
Abrishamchi@hamshahri.org
000064.jpg

* در طي هفته گذشته پيام ها و نامه زيادي دريافت كردم كه خبراز تعطيل شدن سرويس هاي رايگان سايت ياهو براي كاربران ايراني مي داد و در عين حال در متن نامه از من درخواست شده بود براي جلوگيري از اين كار اين پيغام را به ديگران منتقل كنم
محسني
هفته گذشته در كمال تعجب تعداد زيادي از خوانندگان نگراني خود را در اين مورد به ما اظهار كردند كه در نوع خود جالب توجه بود. به نظر مي رسد هنوز كاربران اينترنت در كشور ما به شايعه ها بيشتر از اخبار رسمي و مستدل رجوع مي كنند. حتي اگر سايت ياهو قصد چنين كاري را داشت حتما در صفحات رسمي و اخبار خود آن را درج مي كرد. نه اينكه آن را به صورت پيام به بعضي از كاربران خاص ابلاغ كند. نمي خواهيم فضاي روزنامه را براي چنين اخبار بي پايه و اساسي اشغال كنيم ، ولي بهتر است كمي در بر خورد با مسائل دقيقتر باشيم.
*با استفاده از مرورگر جديد اپرا امكان ورود به سايت پرشين بلاگ وجود ندارد.
ابراهيمي
بله متاسفانه درست است. گرچه اين موضوع را بايد با مديران پرشين بلاگ در ميان گذاشت ولي به نظر مي رسد مديران پرشين بلاگ نيز بيشتر به فكر امنيت اطلاعات كاربران خود هستند كه شايد به وجود آمدن اين مشكل چندان مهم نباشد.به هر حال اين سايت از نظر امنيتي در وضعيت مناسبي به سر مي برد.
*نسخه جديد نرم افزار آفيس را نصب كرده ام و برنامه جديدي به نام Onenote در آن قرار دارد اين نرم افزار دقيقا چه كاري را انجام مي دهد.
حسين
000036.jpg

خب همانطور كه قبلا هم صحبت كرده بوديم و از نام اين افزار مشخص است بيشتر به درد نوشتن يادداشت و ياد آوري كارهاي روزانه مي خورد. اين نرم افزار با ابزارهاي گوناگون به شما كمك مي كند يك دفترچه يادداشت كامل را در رايانه خود داشته باشيد و با تنظيم زمان و ديگر شاخص ها به كمك آفيس هيچ گاه آنها را از ياد نبريد. اگر شما جزو افرادي باشيد كه مشغله زيادي دارند و در عين حال هميشه با رايانه سروكار دارند استفاده از اين نرم افزار مي تواند بسيار مفيد باشد.
* يكي از دوستان در مورد استفاده از پست الكترونيك همشهري در شهرستان سوال كرده بودند كه بايد به عرض اين خواننده محترم برسانيم در حال حاضر امكان اين كار وجود ندارد. اميدواريم به زودي اين امكانات براي شهرستان ها ايجاد شود.
*به درخواست يكي از دوستان راهنماي مقدماتي javascript را در سايت Blogx.info قرار داديم اميدوارم براي شما مفيد واقع شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 11:24  توسط شهره آفاق  | 

((نسيم وصل)) يکي از زيباترين آثاري هست که در چند سال اخير ساخته شده. اين آلبوم 7 تا تصنيف دارد که يکي از ديگري قشنگ تر، و يک آواز در دستگاه همايون. از بين تصنيف ها ((عشق از کجا)) که در دستگاه نوا اجرا شده از لحاظ تکنيک آهنگسازي قوي ترين آهنگ اين آلبوم مي باشد. اما تصنيف ((هواي گريه)) که شعرش از سيمين بهبهاني هست بد جوري به دلم نشست که بيشتر به خاطر شعرش بود به همين خاطر اين آهنگ را انتخاب کردم. کلآ دستگاه همايون داراي حال و هواي غم و اندوه هست و به بيشتر به دل مي نشيند. يک توضيح هم خدمت شما عرض کنم که در بيت چهارم در مصرع ((ســتاره هــا نهــفتم در آسمـان ابـري)) منظور شاعر از ستاره ها چشمان شاعر مي باشد و در آسمان ابري نهفتن ستاره؛ کنايه از باران اشک دارد. شاد و پيروز و سربلند باشيد. 

(5:13 )

نبسته ام به کس دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهـــا، رهـــا من
                           * * *
ز مــــن هر آنکــه او دور، چـو دل به سينه نزديک
به مـــن هر آنکـه نزديک، ازو جــــــدا، جــــدا من
                            * * *
نه چشــــم دل به ســـــويي، نه باده در سبويي
که تــــر کـــــنم گـلـــــــويي، به ياد آشنــــــا من
                           * * *
ســــــتاره هــــا نهـــــــفتم در آسمـــــان ابــــري
دلــــــم گرفته اي دوست، هـــــواي گريــه با من
                           * * *
نبسته ام به کس  دل، نبســـــته کس به من دل
چو تخــــته پــاره بـــر موج رهـــا رهــــا، رهـــا من
                           * * *

  <><><><><><><><><><><><>
  <> خواننده : همايون شجريان          <>
  <> شاعر : سيمين بهبهاني            <>
  <> آهنگساز : محمد جواد ضرابيان    <>
  <> دستگاه : همايون                     <>
  <><><><><><><><><><><><>

همايون شجريان، فرزند چهره شاخص ايران، در 31 شهريور 1354 در تهران در خانواده اي سرشار از موسيقي چشم به جهان گشود. از کودکي علاقه به موسيقي و ريتم در او نمايان بود تا با تشخيص پدر نزد استاد بي همتاي تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگيري تنبک و شناخت ريتم که اساس موسيقي است پرداخت و چند سالي هم نزد جمشيد محبي ادامه داد. از ده سالگي در کنار خواهران خود نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تنبک، آواز و صدا سازي را بصورت فشرده فرا گرفت. در همان زمان به هنرستان موسيقي رقت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصي خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه فراگيري آن نزد اردشير کامکار پرداخت. از سال 1370 پدر و گروه آوا را در کنسرتهاي آمريکا، اروپا و ايران با تنبک همراهي کرد و از 1378 به بعد در صحنه کنسرت ها با پدر همخواني را آغاز نمود.
همايون در چندين دوره کنسرت هاي خارج از کشور با بزرگان موسيقي ايران به صحنه رفته است. برنامه نسيم وصل اولين برنامه اي است که همايون به تنهايي خوانندگي آن را بر عهده دارد. با آرزوي موفقيت او در راه سخت و طولاني که در پبش روي دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384ساعت 11:53  توسط شهره آفاق  | 

نگاهى به نظريه تحولى پياژه

[ساخت، پديد آئى و تحول روانشناختى آدمى]

پرويز شريفى درآمدى

عضو هيات علمى دانشگاه علامه طباطبايى

برگرفته از فصلنامه حوزه و دانشگاه شماره ۱۳

مقدمه

نظريه پردازى پايه تحول علم است. به گفته پياژه در تاريخ علوم وقتى نظريه‏اى جانشين نظريه‏اى مى‏شود، بى‏آنكه بخواهد با نظريه قبلى متناقض باشد يا آن را از ميدان براند، در ادامه پژوهش‏ها به حفظ خصوصياتى از نظريه قبلى منتهى مى‏شود كه از حد پيش‏بينى شده فراتر است (منصور، دادستان، 1375). مثلا ارشميدس با كشف «قانون شناورى‏» نه تنها به لذتى وصف ناپذير (بيان جملات Eureka, Eureka - يافتم، يافتم) دست‏يافت‏بلكه با بنا كردن يك فكر يا نظريه جديد، زمينه پديدائى برخى ديگر از نظريه‏ها و مفاهيم بعدى را بوجود آورد. يا ساختارهاى ذهنى و ابداعات فكرى نيوتن «در گستره فكر علمى‏» امكان و ارسى‏هاى فعال‏تر، تازه‏تر و يقينى‏تر و جامع‏تر را براى انيشتن فراهم آورد. همچنين پياژه كه با قرار گرفتن در آغازى ممكن - نه مطلق - با مطالعه عميق و سودمند آثار فكرى برگسن و اتخاذ راهى هت‏يافته و تفحصى از خطوط فكرى « كنت، اسپنسر، لودانتك و ...» ابتداء جوانه‏هاى «شناخت‏شناسى‏» را تحول بخشيد و به تدريج آن جوانه‏ها و عناصر را در حد يك نظريه جديد، بى نظير و بادوام در ساخت‏هاى فكرى خود توحيد بخشيد و نظريه‏اى با عنوان «شناخت‏شناسى‏» با جوهره برجسته «بناشدنى‏نگرى‏» بنا كرد.

تعريف نظريه و انواع تعاريف علم

مقدمه فوق ذهن را در درك مفهوم و تعريف نظريه كنجكاو مى‏نمايد. نظريه مجموعه يا شبكه‏اى بهم پيوسته از تعاريف و قضاياست كه به منظور تبيين و پيش‏بينى پديده‏ها، از طريق تشخيص روابط بين متغيرها، يك فكر نظام دار را درباره اين پديده‏ها ارائه مى‏دهد (كرلينجر، 1983، ص 9). يك نظريه علمى واجد بينادهاى روش شناختى آن است، بنيادهايى كه سازه و تعريف علم بر آنها استوار است.

از اين رو، علم واجد تعاريف متعدد و متنوعى است: الف) تعريف محتوايى ب) تعريف كلاسيك ج) تعريف فرآيندى. از لحاظ محتوايى، علم يعنى مجموعه‏اى متراكم از دانش توحيد يافته. بر پايه تعريف كلاسيك، علم يك رديف مفاهيم و طرح‏هاى مفهومى يا «روان بنه‏هاى مرتبط با يكديگر» است كه در نتيجه آزمايش و مشاهده توسعه يافته است.

علم از لحاظ «فرايندى‏» يعنى فعاليت‏يا عمل كشف و اختراع متغيرهايى مهم در طبيعت، هماهنگ ساختن اين متغيرها بدنبال تغيير شكل يافتگى‏ها و توحيد يافتن در روان بنه‏هاى قبلى و سرانجام تبيين اين روابط از طريق بيان اصل و قانون (هومن، 1374).

پس يك نظريه علمى «سازمان دادن به دانسته‏ها، داده‏ها و تبيين معانى آنهاست‏». يكى از نظريه‏هاى روان شناختى كه در تاريخ روانشناسى نقش بسزائى داشته است و به عبارت دقيق‏تر، روان‏شناسى با آن متحول گرديده است «نظريه تحولى - شناختى پياژه‏» است. نظريه تحولى بر ديدگاه فرآيندى مبتنى است و در بطن تعريف كلاسيك نيز مى‏گنجد.

نظريه تحول

نظريه تحولى يك نظريه علمى است كه بر پايه روش ژنتيك به سازمان دهى و نوسازمان دهى داده‏ها و دانسته‏هاى مورد نظر و تبيين معانى آنها مى‏پردازد. در واقع اين روش به شكلى كاملا ابداعى تبيين يا فهم رفتار بر اساس مبنا و پديد آئى تاريخچه تحول آن را در دستور كار خود دارد. پياژه با به كار بستن اين روش (روش بالينى) به كشف رابطه تاليفى دو پديده آزمودنى - شى‏ء و تبيين چگونگى آن و معانى هر يك مى‏پردازد. روانشناسى ژنتيك به معناى «تحول روانى عمومى‏» عبارتست از مطالعه تحول روانى فردى (پديدآئى شكلى - كنشى فردى) و يا نوعى (تحول شكلى و كنشى نوعى به منزله رشد تدريجى و تاريخى) (منصور، 1370). البته بايد گفت «تحول‏» فردى نقطه‏اى است كه افق روان‏شناسى ژنتيك رو به آن باز مى‏گردد. چه نظريه «تحول‏» به تغيير ساختهاى روانشناختى در طول زمان اطلاق مى‏گردد (منصور، 1370).

ميلر (1994) خاطرنشان مى‏نمايد آنچه درباره نظريه تحولى آشكارا مورد يقين است اين است كه بر وقوع «تغييرات كاهشى - افزايشى و بالعكس‏» رفتار و تغيير شكل‏ها و تغيير ساخت‏هاى روان در طول زمان به پاس نامتغيرها يعنى كنش‏هاى درون‏سازى و برون سازى تاكيد مى‏ورزد، البته برخى از نظريه‏ها مانند نظريه‏هاى غير تحولى (غائيت نگرى، پيش‏ساخته نگرى) و حتى نظريه گشتالت نيز بوجود ساخت عقيده دارند، اما چون فاقد شرط الزامى پديدائى هستند، مشمول نظريه روان‏شناختى ژنتيك قرار نمى‏گيرند. اصولا نظام روان شناختى ژنتيك واجد استلزام‏هاى ساخت، پديدائى و تحول يافتگى است و بر همين اساس بر تغييرات رفتار (روان) در طول زمان تاكيد دارند. مثلا «نظريه گشتالت‏» نمونه‏اى است از يك «ساختى‏نگرى بدون پديدائى‏» كه در آن ساخت‏ها دائم اما مستقل از تحول هستند. نظريه‏هاى تحول اصالتا واجد جوهر فرآيند تغيير شكل‏ها و تغيير ساخت‏هاى روانى در طول زمان بوده، سرچشمه آنها از يك نقطه زمانى ممكن عمل متقابل آزمودنى - شى‏ء است و بدين سان به توصيف و تبيين ساختها، پديدائى‏ها و تحول مفاهيم مى‏پردازد. به قول گارسيا، قصد شناخت‏شناسى ژنتيك نوع توصيف و تبيين «شناخت‏» است اما قصدمان اين نيست كه هر چه بوقوع مى‏پيوندد پيش بينى كنيم، بلكه فهم وحدت تحول آدمى از راه كشف مكانيزم‏هايى است كه وجود دارد.

پس اگر بعضى مفاهيم مانند مفهوم «تجسم ذهنى‏»در هر دو موضع‏گيرى تحولى و غير تحولى همپوشى و وجه اشتراك دارند يا مفاهيمى مانند «درون سازى و برون سازى‏» كه سالهاست هنوز به رنگ «سليقه محلى‏» نظريه پردازان آمريكائى يادگيرى در نيامده است، اما عظمت نظريه‏هاى تحول من‏جمله نظام تحولى - شناختى پياژه دراين است كه نه تنها به عناصر متنوع و متعدد الگوهاى رفتارى توجه دارد، بلكه بيش از آن و مهمتر از آن بر اين عقيده است كه الگوهاى مزبور با وجود تنوع و تعددشان، در بطن داراى ساخت مشتركى هستند كه آنها را تبيين نموده و در عين حال به آن دوره تحول وحدت مى‏بخشد. بدين ترتيب فرايند پديدآئى - ساخت و بالعكس و تقدم تحول بر هر اكتساب و بويژه يادگيرى از نوع محرك - پاسخ بر جبين نظام تحولى پياژه مى‏درخشد.

پس نظريه يك بيان جهت‏يافته و دانشمندانه و بازخوردى پويا در تبيين و پيش بينى رابطه دو يا چند پديده است. هر نظريه واجد مفاهيم واصطلاحات ويژه‏اى است كه نظريه پرداز آنها را بوجود مى‏آورد تا درك روابط متقابل بين پديده‏ها - آزمودنى - شى‏ء ميسر گردد.

براى مثال پياژه از مفاهيمى مانند «روان بنه‏» و «بازگشت پذيرى ذهنى‏» سخن گفته است كه بدين ترتيب قصد دارد به شكلى ظريف و دقيق و در قالب روش مشاهده بالينى رابطه چگونگى تفكر و ادراك كودك از دنياى اطراف خود را توصيف و تبيين نمايد. در واقع، او مى‏كوشد بر پايه الگوى تحولى، سه موقعيت «آزمونگر»، «آزمودنى‏» و «موقعيت آزمايش‏» (عمل در اشياء) را در رابطه بگذارد و از زاويه تعاملى نگرى نحوه اين حالت تاليف را با هم بسنجد. از نظر او «الگوى آزمونگر - آزمودنى‏» ناقص و تا حدود زيادى نارسا است و تنها بر پايه «الگوى تحولى‏» مى‏توان رابطه آزمودنى - شى‏ء و «فرايند عمل‏» را فهميد (دادستان، منصور، 1372).

مفاهيم روان بنه و بازگشت پذيرى ذهنى و غيره هر كدام يك ساخت هستند كه فقط با چشم مشاهده گرى بالينى قابل رؤيت و درك هستند و با تبيينى كه پياژه از جريان رخداد آنها به عمل مى‏آورد، نقش هر يك را در پهنه زندگى روانى كودك و كلا در انسان، آشكار مى‏سازد و بخوبى نشان مى‏دهد كه اين ساخت‏ها در رفتار كودك «تغيير يافتنى، بناشدنى و مشاهده شدنى‏» هستند.

نظريه‏هاى تحول، وظايف و رسالت‏ها

آنچه امروزه درباره نظريه‏هاى تحول مطرح مى‏شود اين است كه آنها با سه وظيفه و نقش اساسى روبرو هستند. اين وظايف عبارتند از: 1) تبيين تغيير شكل‏ها در محدوده يك يا چند فرآيند روانى ويژه و مجزا (غير تعاملى)، 2) تبيين تغيير شكل‏ها در حد زنجيره روابط بين - فرآيندى روانى يا نظام‏هاى رفتارى (تحولات و تغيير شكل‏هاى بين سيستمى) و 3) تشريح و تبيين يك رشته تحول يافتگى‏هاى رفتارى بر محور پديدايى‏ها، ساخت‏ها و نوپديدائى‏ها و نوساخت‏ها (تغيير شكل‏هاى درون سيستمى و تغيير شكل‏هاى بين سيستمى) (ميلر، 1994)

1 - يكى از وظيفه‏هاى نظريه تحول اين است كه تغييرات كاهشى و افزايشى و بالعكس روان و فرآيند وقوع آن را در طى زمان در يك يا چند جنبه از رفتار يا فعاليت روان شناختى مانند تفكر، ادراك، زبان و رفتار اجتماعى، توصيف، تبيين و پيش‏بينى نمايد. براى مثال يك نظريه تحولى ممكن است چگونگى وقوع تغييرات در قوانين زير ساخت دستور زبان در طى سال‏هاى نخستين زندگى كودك را تبيين نمايد و از اين زاويه به بررسى تحول روان‏شناختى كودك بپردازد.

اگر چه نظريه‏هاى تحول در بررسى فرآيند وقوع تغييرات رفتارى و تغيير ساخت‏هاى جزئى (در وراى ماه و سال) بيش و كم دچار تنيدگى شده و در معرض فشار قرار مى‏گيرند، اما از مقتضيات يك نظريه تحولى خوب و كارآمد آنطور كه پياژه سنگ بناى آن را گذارد و داده‏هاى ناشى از پژوهشهايش را تا حد يك نظريه، واجد استخوانبندى محكم استحكام بخشيد «بايد سرانجام بتواند به تغيير شكل‏هاى عميق‏تر در وهله‏هاى زمان شناختى، ثانيه‏ها، ساعت‏ها و روزها و ماهها نفوذ كند و زير ساخت‏هايى را تبيين نمايد. براى مثال مفهوم شى‏ء (شى‏ء دائم) كه بر ساخت «گروه جابجائى‏ها» بنا مى‏شود بر اين انديشه مبتنى است كه: شى‏ء وجود دارد حتى وقتى كه ما نمى‏توانيم آن را ببينيم (در واقع هر چيز كه از ديده برود الزاما از ذهن نمى‏رود) اين مفهوم يا ساخت در گذار وهله‏هاى تحول به پاس عمل كودك و امكان رفتارهاى «برگشتى و دور زدنى‏» كودك در فاصله 9 تا 12 ماهگى امكان كشف شى‏ء دائم را فراهم مى‏آورد و در جريان 12 تا 18 ماهگى، كودك با يك نوسازمان دهى بر آن مسلط مى‏شود. يك تبيين كامل شامل چند «وهله جزئى تحول‏» خواهد بود كه در خلال لحظه به لحظه برخورد و تعامل كودك با اشياء به وقوع مى‏پيوندد (نظريه تحول روانى يا نظريه ژنتيك به مطالعه تحول كودك محدود نمى‏گردد، بلكه اساسا به تبيين تحول روانى كلى (هوش، ادراك و...) مى‏پردازد و به همين دليل مى‏كوشد به توجيه و تبيين، به طرز تشكيل كنش‏هاى روانى بپردازد، يعنى در نتيجه گسترش آنها را در كودك نشان مى‏دهد. نخستين نظريه‏هاى تحول به منزله ژنتيك نگرى بى‏ساخت (مثل نظام همخوانى نگرى عملى نگرانه) كه امروزه الهامبخش نظريه‏هاى آمريكايى يادگيرى‏اند و يا ساختى‏نگرى بدون پديدآئى (مثل نظريه گشتالت) به شمار مى‏آيند كه تقريبا به طور انحصارى جنبه‏هاى توصيفى تحول را رقم مى‏زنند (منصور، 1375). در سال 1930 ديدگاه رشد داخلى آرنولد گزل در تحول روانى كودك آثارى را در جهت‏ساختن هنجارهايى در جنبه‏هاى رشد بدنى، تحول حركتى و شناختى به ظهور رساند. اگر چه توصيف وى درباره يك «نظريه تحولى خوب‏»، مناسب و كافى نبود، اما مطمئنا ضرورى است. چه بدون داده‏هاى اساسى (بويژه در بررسى وضع روانى كودك) مثل اين است كه با «يك بناى بدون پى‏» مواجه هستيم، همانطور كه پياژه گفته است «اگر بررسى‏وضع روانى كودك به خودى خود مهم است، بايد گفت‏به‏همان نسبت‏و غالبا بيشتر وضع روانى بزرگسال را تبيين مى‏كند تا بررسى بزرگسالى‏» (منصور، 1370).

2 - وظيفه دوم براى نظريه تحولى اين است كه آن تغيير شكل‏هاى كاهشى يا افزايشى روان در خلال زمان را در محدوده روابط «ميان - رفتارها» يا جنبه‏هايى از فعاليت‏هاى روان شناختى كه در يك سطح از تحول و يا به طور آرمانى ميان چندين جنبه از تحول بوقوع مى‏پيوندد، تبيين مى‏كند. نظريه تحولى سعى مى‏كند درباره تغييرات ارتجالى در تفكر، شخصيت و ادراك كه ما مشاهده مى‏نمائيم، بحث كند. نظريه‏هاى تحولى «عمومى نگرى‏هاى متخصص‏» هستند، به اين معنا كه آنان در بسيارى از سطوح روان شناسى واجد دانش هستند، اما اختصاصا از طريق «روى آورد تحولى‏» محتواى اين جنبه‏ها يا سطوح از رفتار را مطالعه و بررسى مى‏كنند.

بدين ترتيب درباره شى‏ء دائم، نظريه تحولى ممكن است چگونگى ارتباط بين مفهوم شى‏ء با تحول يافتگى نظام حافظه كودك را تبيين كند و همچنين ممكن است‏شرح دهد كه چگونه روابط اجتماعى كودك با موضوع خاصى مثل مادر ايجاد و متحول مى‏گردد. يك نظريه تحولى، «طرح مختصرى از روابط زمانى ميان جنبه‏هايى از تحول روانى خواهد بود»، براى مثال، نظريه ممكن است ادعا كند كه ميزان معينى از ظرفيت‏حافظه مى‏تواند قبل از مفهوم شى‏ء ظاهر گردد. چنين نظريه‏اى بايد يك نظريه تحولى باشد، چه مادر اولين موضوع كودك است و توالى تحولات در مفهوم شى‏ء با تغييراتى در نظام حافظه و دلبستگى كودك به مادر همبستگى دارد.

مثال ديگر، عبارت است از روابط ميان تفكر و زبان، ويگوتسكى بدون كار پژوهشى تجربى و احتمالا در حد قصد نويسندگى با بيان اين عقيده كه زبان منشاء تفكر است نسبت‏به «تحول روانى‏» موضع‏گيرى مى‏كند و عقيده دارد كه تفكر و زبان از هم نسبتا مستقل هستند تا هنگامى كه به منظور توليد يا پديد آوردن تفكر رمزى توحيد يابند. در واقع، زبان و تفكر از هم نسبتا مستقل هستند تا هنگامى كه وهله‏اى از تحول هر دو فرآيند (تفكر و زبان) با هم يكى شوند (يعنى زبان جنبه تفكرى و تفكر جنبه زبانى بيابد). هر دو (زبان و تفكر) سازمان يافتگى روانى كودك را در وهله، مراحل و واحدهاى مختلف زبان تبيين مى‏كند. اين تبيين‏ها به توالى معينى اشاره دارد، يك توالى كه حركت فعال و منظم پديدآئى را در خود حفظ كرده ومعرف نوعى تغيير شكل است از حالت A به حالت .B به عبارت دقيق‏تر نشان دهنده تغيير شكل‏هايى است كه تاريخچه‏اى دارند و به صورت پيوسته از حالت A به حالت B منتهى مى‏شوند، منتها حالت B پايدارتر از حالت A و توحيد يافته با آن، ادامه آنست (منصور و دادستان، 1375). پس اول ,A سپس B و نقاط تلاقى ( و A ) در يك زمان معين كه در خلال تحول بوقوع مى‏پيوندند (ميلر، 1994، كوان 1988). البته هر تلاش در تقسيم بندى رفتار به قسمت‏هايى، تا اندازه‏اى اختيارى است. يك نظام مرتبط بهم، به منزله يك كودك تام و تمام است. با وجود اين تا هنگامى كه دانشمندان به صورت فوق بشر در نيامده‏اند هر چيز درباره كودك نمى‏تواند در يك لحظه قابل مطالعه باشد. چون آنها بناى كودكى را فرو مى‏ريزند، قبل از آنكه بتوانند آن را دوباره بسازند پياژه درباره ياد دهى‏هايى كه نتوانند حداقل «تعارض شناختى‏» را در اكتساب مفاهيم در كودك بوجود آورد كاملا بدبين است و با عقيده‏اى راسخ اظهار مى‏دارد كه يادگيرى‏هايى كه از فرايند تحول، تبعيت نكند به منزله تباه كردن استعداد كودكان است (منصور و دادستان 1375، دونالدسون 1988). البته پياژه همواره به مساله تسريع‏ها و تاخيرها در سنين تقويمى متوسط اشاره داشته و از آن غافل نبوده است ولى در عين حال، تاييد مى‏كند كه براى هر فرد سرعت عبور از يك مرحله به مرحله ديگر بدون شك با حالت‏بهينه‏اى كه نه بسيار كند و نه بسيار سريع است مطابقت مى‏كند و درست موضعى به حق و بر خلاف موضع پاره‏اى از مؤلفان مانند برونر اتخاذ مى‏كند. برونر سردمدار گروهى است كه تسريع نامحدود را امكان پذير و آرزو كردنى مى‏دانند و تا آنجا پيش رفته است كه چيزى بنويسد، كه به نظر نمى‏رسد ديگر به آن اعتقادى داشته باشد، و آن اينكه از راه درست مى‏تواند هر چيزى را به‏بچه‏هاى هر سن آموخت (منصور و دادستان، 1375).

3 - نظريه حتى اگر يك توصيف كاملى از تحول فراهم آورد، با اين حال براى بيان انتقالات يا تغيير شكل‏هاى واحد رفتارى از يك وهله به وهله ديگر در خلال تحول كافى به نظر نمى‏آيد. پس نظريه تحولى با نقش يا وظيفه ديگرى نيز مواجه است. بدين معنا كه بايد به تبيين يك رشته از تغيير شكل‏هاى روانى كه توسط دو وظيفه پيشين توصيف گرديده است، بپردازد. يعنى، در حقيقت‏به همان توالى‏ها و نقاط تلاقى معين در وظايف نخستين كه غالبا با تبيين‏هاى خاصى خاطر نشان شده است. اگر مهارت B همواره بلافاصله بعد از تحولات مهارت A ظاهر گردد، روان‏شناس مى‏تواند تاييد الزام B است. با توجه به وظيفه سوم، نظريه تحولى به پايگاهى از اصول كلى يا قوانين براى تفسير و تحول اشاره دارد. اين اصول ضرورت و الزام‏هاى كافى براى تغيير شكل‏هاى روانى را تصريح مى‏كند و همچنين عواملى كه ميزان و ماهيت هر تغيير را اصلاح مى‏نمايد و يا الگو مى‏دهد نيز تعيين مى‏نمايد.

براى مثال فرويد اينگونه فرض مى‏كرد كه از لحاظ زيستى، كشاننده‏هاى استقرار يافته از سطح دهانى به مقعدى حركت مى‏كند و نيز ميزان يا درجه اضطراب كودك به يك ميزان به عمل يا رفتار والدين در تربيت كودك وابسته است. در حقيقت، اين اصول در «فرضيه تغيير يا تحول‏» در حكم پايگاه فرايندهايى است كه تغييرات بعدى را بوجود مى‏آورد (هر تغيير ساخت، تغيير ساخت‏بعدى را ايجاد مى‏كند) مانند فرايند پويشى تعادل جوئى پياژه كه تغيير شكل‏هاى متعدد و گوناگون را در ساخت روانى فرد توجيه مى‏نمايد. همچنين مفهوم بلوغ درونى «در نظام فرويد»، رسيدگى زيستى در نظريه رفتار شناسى طبيعى و شدت يا قدرت يك پاسخ تحت تاثير تقويت در نظريه «يادگيرى هال‏» (اگر بتوان پذيرفت) كه هر يك فرايند تغيير يافتگى را خاطر نشان مى‏سازند (سالكايند، 1985).

تفسير نظريه تحول

(تفسير تغيير ساخت‏ها يا تغيير شكل‏ها و پديدائى‏ها)

يك روش در تفسير تغيير شكل‏هاى تحول، مستند به فرضيه‏اى است كه خاطرنشان مى‏سازد: «پيوستگى، جوهر تغيير شكل‏ها و تغيير ساخت‏هاست‏» و «توحيد يافتگى نيز در فرايند تغيير يافتگى معنا مى‏يابد». به گفته والن تغييرات حاصله در تحول روانى جنبه تراكمى ندارند، بلكه هر مرحله به منزله تحقق يك گستره توحيد يافتگى است (پويايى تحول) و يا آنچه در تمام مراحل و ادوار تحول ثابت مى‏ماند، وحدت شخص است (منصور، 1372). وحدت شخص «رگه بنيادى تحول آدمى‏» است كه در فرايند تغيير يافتگى‏ها، تعارض‏ها و در بستر بحران‏ها، گشايش‏ها تقدم و برترى خود را حفظ مى‏كند.

در نظام گزل «اصل نوسان‏هاى خود نظم جو يك رگه بنيادى تحولى‏» است. بدين معنا كه الگوهاى رفتارى يكراست استقرار نمى‏يابند بلكه بر اساس بازگشت‏ها، تغيير و تقويت‏ها به منزله نظم جويى در جريان عمل‏اند، خط نهايى خود را رسم مى‏كنند و با تكيه بر اصل رشد حلزونى به سطح بالاترى نايل مى‏گردند. نوسان‏ها و تغيير شكل‏ها متعدد و گوناگون است اما آنچه در هر مرحله تحول به عنوان يك مكانيزم ثابت‏حفظ مى‏شود ويژگى «خود نظم جوئى‏» است (منصور، 1375) .

بنابراين، يك نظريه ممكن است ادعا كند كه وابستگى يا دقيق‏تر بگوئيم دلبستگى در يك فرد مى‏تواند از طرق مختلف در سنين متفاوت ابراز شود، اما آنچه در هر تغيير يافتگى در موازات با رشد سنى مى‏تواند پيوسته ثابت‏بماند «رگه ذاتى و بنيادى دلبستگى‏» است. نظريه ممكن است‏بر «پيوستگى اساسى وهله‏هاى تحول شناختى‏» تاكيد نمايد و بر اين عقيده «متمركز» باشد كه هر ميزان تغيير يافتگى در يك مرحله تحول به ميزان معين و مشابهى از تغيير يافتگى در مرحله پيشين تا وهله تولد (در قلمرو روان شناسى) و حتى ما قبل آن يعنى تا حد پديدآئى جنبى - نوپيدايى (در قلمرو ناخت‏شناسى ژنتيك) وابسته است.

بدين ترتيب اين فرضيه را مى‏توان مطرح كرد كه آنچه كودك اكنون مى‏تواند بياموزد وابسته است‏به نوع و ميزان معينى از مفاهيم كه او تا بحال فراگرفته و در حال حاضر مى‏داند. به عبارت دقيق‏تر، نظريه تحولى ساخت نگر با پديدآئى، حالت غير تراكمى و غير افزايشى دارد و مدعى است كه مفهوم، رگه، مهارت يا رفتار A به صورت B تغيير شكل مى‏يابد و با B ادغام و توحيد مى‏يابد و سپس مفهوم، رگه، مهارت يا رفتار يا ساخ C را بنا مى‏كند و تا آخرين ساخت‏هاى تكاملى ادامه مى‏يابد. فرايند پديدآئى - ساخت هيچگاه واجد يك آغاز مطلق نيست اگر چه همواره به يك پايان نسبى راه مى‏يابد. پياژه در اين باره با بيانى دقيق و صريح مى‏گويد:

به نظر من يك ساخت، ساخت‏برون - زمانى مى‏تواند از يك فرايند زمانى بوجود آيد. در پديدآئى زمانى، مراحل تنها تابع احتمالات متصاعدى هستند كه تمام آنها با ترتيب متوالى زمانى تعيين شده‏اند اما وقتى كه ساخت متعادل و متبلور شد با الزام بر آزمودنى تحميل مى‏شود. اين الزام نشانه اتمام ساخت است كه در اين حد مستقل از زمان مى‏باشد. من تعمدا در اينجا اصطلاحاتى را به كار مى‏برم كه به نظر متناقض مى‏آيند. اگر مايل باشيد بايد بگويم كه ما در اينجا به نوعى الزام پيشين مى‏رسيم اما از نوعى كه در پايان و نه در آغاز و به منزله منتجه و نه به صورت منبع تشكيل مى‏گردد يعنى در نتيجه آنچه از «پيشينى‏نگرى‏» در آن است فقط الزام است و نه از پيش تشكيل يافتگى (منصور و دادستان، 1375).

از اين رو اكثر نظريه‏هاى تحولى واجد يك «پيوستگى ذاتى، بنيادى و ضرورى‏» در تغييرات برونى در خلال تحول هستند. هنگامى كه يك نظريه تحولى تبيين مى‏كند كه: «به چه دليل راهها يا جريانهاى ممكن معين ديگر در تحول بوقوع نمى‏پيوندد» درست‏شبيه زمانى است كه تبيين مى‏كند كه «به چه دليل تحول روانى در يك طريق معين جريان مى‏يابد».

نتيجه گيرى: اصولا از بحث درباره اينكه چه چيز يا چه محتوايى بايد تبيين شود، بايد اجتناب كرد. نظريه پردازان تحولى يا بايد بر «تفاوتهاى فردى و جنبه‏هاى افتراقى تاكيد كنند و يا بر تغيير شكل‏ها و تغيير كنش‏هاى فردى و نوعى كيهانى (همگانى). از يك سو، نظريه يادگيرى اجتماعى تاكيد مى‏كند كه تفاوت در رفتارهاى كودكان مختلف از الگوى خاص پسخوراند (اشاره به مفاهيم، توالى‏ها يا پيامدهاى انتظار دارى و فرايندهاى خود نظم بخشى ...) و وقعيت‏يادگيرى كه كودكان با آن مواجه مى‏شوند، ناشى مى‏گردد (باندورا، 1992).

در طرف ديگر نظام تحولى - شناختى پياژه تاكيد مى‏نمايد كه همه نژادها و گروههاى فرهنگى به مفاهيم تحولى از طريق عملياتى راه مى‏يابند و با وجود امكان تسريع‏ها و يا تاخيرها كم و بيش مى‏توانند مراحل تحول را به ترتيب توالى آن طى كنند، مگر در اثر وقوع يك تاخير عقلى شديد و عميق و يا يك نارسا كنش‏ورى ذهنى حاد كه در اين صورت توقف در سطوح پايين تحول جدى و حتمى است (وودورث، 1989).

بنابراين، ما با اين سؤال اساسى روبرو هستيم كه آيا نظريه پردازان بايد تلاش كنند كه «اكتساب كيهانى يا نوعى را تبيين كنند؟ يا اكتساب در هر كودك خاص در چهارچوب تفاوت‏هاى فردى؟ يا هر دو را؟

در خاتمه بايد گفت‏به منظور نزديك شدن به آينده طبيعتا به فهم و درك واقع بينانه‏اى نياز داريم. ما با واقعيت‏بزرگى مواجه هستيم كه سال‏هاست نسيم روح بخش آن به ما وزيده است و ما را ابتدا با وارسى وسيعى به درونى كردن آن دعوت نموده است، واقعيتى كه پياژه به عنوان يك دانشمند برجسته با پشتوانه بيش از نيم قرن پژوهش پيش روى ما گذارده است. چه نظام او بر فرآيند سازشى و بر اصول نسبى نگر، ساختى نگر و بنانشدنى نگر مبتنى است و واجد تخصص كافى در يك قلمرو مثل تحول شناختى و عمومى نگرى و فراگير مدارى در ساير قلمروهاست و اينگونه است كه مى‏تواند ابزار تبيين مفيد و سازنده‏اى براى جنبه‏هاى روانى كلى بدست دهد كه به صورت تعاملى بر زندگى آدمى سايه انداخته است.

منابع

1. سيف، على اكبر، «چه بر سر روان‏شناسى به عنوان علم رفتار آمده است‏»، فصلنامه روان‏شناسى و علوم تربيتى دوره اول - شماره (1)، بهار 1372.

2. منصور، محمود، دادستان، پريرخ، ديدگاه پياژه در گستره تحول روانى، انتشارات بعثت، 1375.

3. منصور، محمود، دادستان، پريرخ، گفتگوهاى آزاد با ژان پياژه، چاپ مؤسسه پژوهشى ابن‏سينا، 1375.

4. منصور، محمود، دادستان، پريرخ، تربيت‏به كجا ره مى‏سپرد، انتشارات دانشگاه تهران، 1369.

5. منصور، محمود، دادستان، پريرخ، مينا لغت‏نامه روان‏شناسى، ژرف، 1365.

6. منصور، محمود، شخصيت (ساخت - پديدائى و تحول)، انتشارات دانشگاه تهران، 1368.

7. Butlerwth. G & Harris, M, (1994), Principlesof Development Psuchology, uk.

8. Cowan, P,A (1988) Piaget with feeling, USA.

9. Salkind N.J (1985) Theories of HumanDevelopment Psychology, canda.

10. Miller. PH. (1993), Theories ofDevelopment al Psychology, USA.

11. Wadsworth. B.J (1989), Piagets Theory of Cognitive and Affective Development, Longman Newyork London.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 10:35  توسط شهره آفاق  | 

یکی از اقوام بزرگوار جویای تعریفی مناسب از نظریه بود این مطلب به نظر من جالب توجه و  مناسب بود شما هم اگه مطلب بهتری سراغ دارید بفرستید! :)

برگرفته از مقاله : تاملي در نظريات جامعه شناسي دين معاصر از  سيد ابوالفضل جعفري نژاد

تعريف‌ نظريه‌
نظريه‌ها در مفهوم‌ كلي، قضايايي‌ هستند كه‌ مطابق‌ قواعدي‌ كامل‌شده‌اند. به‌ بيان‌ ديگر، اين‌ قضايا مطابق‌ با قانون‌ معين‌ و بر اساس‌ داده‌هاي‌ قابل‌ مشاهده‌ به‌ همديگر مربوطشده‌اند. از اين‌ قضايا به‌ عنوان‌ وسايلي‌ براي‌ پيش‌بيني‌ و تبيين‌ پديده‌هاي‌ قابل‌ مشاهده‌ استفاده‌ مي‌شود. به‌ عبارت‌ ديگر همبستگي‌ دروني‌ فرضيه‌هاي‌ نظري‌ كه‌ راهنماي‌ جامعه‌شناس‌ در مشاهده‌ همبستگي‌ بين‌ پديده‌هاست، نظريه‌ ناميده‌ مي‌شود. فرضيه‌هاي‌ نظري‌ از طريق‌ ارتباط‌ قطعي‌ كه‌ بين‌ مفاهيم‌ نظري‌ وجود دارد تدوين‌ مي‌شوند. نظريه‌ ممكن‌ است‌ خيلي‌ وسيع‌ و گسترده‌ باشد يا از تعدادي‌ فرضيه‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ كه‌ داراي‌ ارتباط‌ دروني‌ هستند، تشكيل‌ شود. .رينولدز.(Reynolds) نظريه‌ را به‌ صورت‌ كلي‌ و به‌ شرح‌ زير تعريف‌ كرده‌ است:
.نظريه‌ عبارت‌ است‌ از هر جمله‌ يا بيان‌ درباره‌ حوادثي‌ كه‌ مشاهده‌ آنها ميسر نيست..6 اين‌ جمله‌ ممكن‌ است‌ از يك‌ سو فرضيه‌اي‌ ساده‌ درباره‌ وقوع‌ يك‌ متغير در شرايطي‌ معين‌ باشد. از سوي‌ ديگر مي‌تواند تبييني‌ پيچيده‌ باشد، مانند اين‌ كه‌ هستي‌ در 5/4 بيليون‌ سال‌ پيش‌ چگونه‌ بوده‌ است؟ در بين‌ اين‌ دو نوع‌ ممكن‌ است‌ نظريه‌هاي‌ مختلفي‌ از لحاظ‌ نوع، كيفيت‌ و دامنه‌ نيز وجود داشته‌ باشند كه‌ هر يك‌ در زمينه‌ و محدوده‌ معيني‌ كاربرد دارند. به‌ اين‌ معني‌ كه‌ نظريه‌ به‌ منظور تبيين‌ طبقه‌ معيني‌ از پديده‌ها طرح‌ريزي‌ مي‌شود و به‌ ندرت‌ مي‌توان‌ يك‌ نظريه‌ خوب‌ يافت‌ كه‌ در تمام‌ زمينه‌ها كاربرد داشته‌ باشد.
با اين‌ كه‌ اصول‌ تقليل‌گرايي‌ مورد قبول‌ همه‌ جامعه‌شناسان‌ نيست‌ و علم‌ جامعه‌شناسي‌ حيطه‌ مخصوص‌ به‌ خود دارد و به‌ مشاهده‌ و اندازه‌گيري‌ پديده‌هاي‌ اجتماعي‌ معيني‌ مي‌پردازد، بنابراين‌ با اين‌ ديد ضرورتي‌ وجود ندارد كه‌ نظريه‌ در علم‌ جامعه‌ شناسي، قابل‌ تبديل‌ و بيان‌ به‌ علم‌ ديگري‌ باشد. در حال‌ حاضر راهي‌ وجود ندارد كه‌ بر اساس‌ آن‌ بتوان‌ تعيين‌ كرد اصولاً آيا ضرورتي‌ وجود دارد يا حتي‌ امكان‌پذير است‌ كه‌ وحدت‌ نظريه‌ و روش‌ را در تمام‌ حيطه‌هاي‌ علوم‌ به‌ كار برد يا خير؟ به‌ عنوان‌ مثال، فيزيك‌ و شيمي‌ مدتها است‌ كه‌ به‌ دنبال‌ اين‌ هدف‌ يعني‌ انتقال‌ مفاهيم‌ از يكي‌ به‌ ديگري‌ رفته‌اند. علوم‌ ديگر پيشرفتهاي‌ محدودي‌ در اين‌ زمينه‌ داشته‌اند. اما حقيقت‌ اين‌ است‌ كه‌ حتي‌ در يك‌ علم‌ براي‌ پديده‌هاي‌ متفاوت‌ انواع‌ مختلف‌ نظريه‌ وجود دارد.
صرف‌ نظر از اينكه‌ نظريه‌ چگونه‌ طرح‌ريزي‌ و بيان‌ شود، دو هدف‌ مربوط‌ به‌ هم؛ يعني‌ توصيف‌ و تبيين‌ را دنبال‌ مي‌كند. به‌ اين‌ ترتيب، نظريه‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ آن‌ انبوهي‌ از داده‌هاي‌ مشاهده‌شده‌ خلاصه‌ مي‌شوند. نظريه‌ براي‌ سازمان‌بندي‌ كردن‌ مشاهده‌ها بر اساس‌ تشابه‌ دروني‌ ويژگي‌هاي‌ انتخاب‌شده، طرحي‌ فراهم‌ مي‌كند. اين‌ تشابه‌ ممكن‌ است‌ بر اساس‌ شكل‌ ظاهري‌ و يا بر پايه‌ وظايف‌ مشترك‌ باشد.
اولين‌ كار نظريه‌پرداز عبارت‌ است‌ از تصميم‌گيري‌ در اين‌ باره‌ كه‌ چه‌ نوع‌ تشابهي‌ به‌ عنوان‌ مبناي‌ توصيف‌ به‌ كار برده‌ شود. به‌ عنوان‌ مثال‌ يك‌ نظريه‌ رفتاري‌ در روان‌شناسي‌ ابتدا حوادث‌ قابل‌ مشاهده‌ را بر مبناي‌ محرك‌ و پاسخ‌ توصيف‌ مي‌كند و سپس‌ آنها را بر اساس‌ زمان‌ وقوعشان، به‌ حوادث‌ گذشته‌ و حال‌ تقسيم‌بندي‌ مي‌كند. .تمام‌ نظريه‌هاي‌ رفتاري‌ از نظريه‌ فوق‌ تبعيت‌ مي‌كنند، اما ويژگي‌هايي‌ كه‌ براي‌ طبقه‌بندي‌ بعدي‌ به‌ كار برده‌ مي‌شود از يك‌ نظريه‌ به‌ نظريه‌ ديگر متفاوت‌ است..7
در مراحل‌ آغازين‌ هر علم‌ نظريه‌هاي‌ توصيفي‌ زيادي‌ تدوين‌ گرديد و هر كدام‌ از آنها مورد حمايت‌ و دفاع‌ قرار گرفت. موفقيت‌ يك‌ نظريه‌ در درجه‌ اول‌ به‌ توانايي‌ آن‌ در طبقه‌بندي‌ داده‌هاي‌ قابل‌ مشاهده‌ بستگي‌ دارد. نظريه‌ خوب‌ آن‌ است‌ كه‌ بتواند هر مشاهده‌اي‌ را به‌ راحتي‌ و بدون‌ شك‌ و ترديد طبقه‌بندي‌ كند؛ يعني‌ هم‌ براي‌ آن‌ طبقه‌ مناسب‌ وجود داشته‌ باشد و هم‌ اينكه‌ براي‌ آن‌ بيش‌ از يك‌ طبقه‌ موجود نباشد. هر نظريه‌ توصيفي‌ همانند نظريه‌ تبييني‌ بايد بر اساس‌ ميزان‌ سودمندي‌ و قدرت‌ توصيفي‌ آن‌ با توجه‌ به‌ ملاك‌ آزمون‌پذيري‌ مورد ارزشيابي‌ قرار گيرد. يك‌ نظريه‌ تبييني‌ خوب‌ بايد بتواند مشاهداتي‌ را كه‌ هنوز صورت‌ نگرفته‌ است، به‌ شكلي‌ قابل‌ آزمون‌ پيش‌بيني‌ و توصيف‌ كند. تشخيص‌ نظريه‌ توصيفي‌ و تبييني‌ به‌ صورت‌ تجزيه‌ و تحليل‌ به‌ خوبي‌ امكان‌پذير نيست؛ زيرا يك‌ نظريه‌ توصيفي‌ واقعي، ضرورتاً به‌ يك‌ نظريه‌ تبييني‌ تبديل‌ مي‌شود. دليل‌ ديگر اين‌ است‌ كه‌ در طرح‌ريزي‌ و گسترش‌ نظريه، اين‌ دو نوع‌ همزمان‌ تشكيل‌ و بيان‌ مي‌شوند و در همان‌ هنگام‌ نظريه‌ پرداز و جامعه‌شناس‌ طبقاتي‌ را كه‌ مشاهدات‌ بر اساس‌ آنها طبقه‌بندي‌ مي‌شوند تعيين‌ مي‌كند. او در همان‌ زمان‌ روشي‌ را كه‌ براي‌ تعيين‌ همبستگي‌ بين‌ طبقات‌ به‌ كار برده‌ مي‌شود، مشخص‌ مي‌كند.
قدرت‌ يك‌ نظريه‌ تبييني‌ به‌ روشي‌ بستگي‌ دارد كه‌ نظريه‌ پرداز براي‌ طرح‌ريزي‌ آن‌ به‌ كار مي‌برد. همچنين، اين‌ قدرت‌ به‌ توانايي‌ نظريه‌ در آزمون‌پذيري‌ و كافي‌بودن‌ روشهاي‌ انتخاب‌شده‌ براي‌ انواع‌ مشاهدات‌ بستگي‌ دارد. نظريه‌اي‌ كه‌ قدرت‌ پيش‌بيني‌ ندارد، فاقد ارزش‌ تبييني‌ است.
.گلدشتاين‌ (1969) انواع‌ نظريه‌ را بر اساس‌ پيچيدگي‌ ارتباط‌ دروني‌ مفاهيم، تعداد مفاهيم‌ بكار برده‌شده‌ و قدرت‌ پيش‌بيني‌ تقسيم‌بندي‌ كرده‌ است..8 البته‌ اين‌ تقسيم‌بندي‌ به‌ منظور آسان‌سازي‌ است، نه‌ بر اساس‌ ويژگي‌هاي‌ نظريه. بنا بر يك‌ تعريف، .نظريه‌ مجموعه‌اي‌ است‌ از تعريفها و پيشنهاد درباره‌ تعدادي‌ متغير به‌ هم‌ پيوسته‌ كه‌ همه‌ اين‌ تعريفها و پيشنهادها بعد منظم‌ و مدوني‌ از وقايع‌ و پديده‌هايي‌ را كه‌ در اثر همبستگي‌ها و تداخل‌ اين‌ متغيرها به‌ وجود مي‌آيد، ارائه‌ مي‌دهد..9
مفهوم‌ نظريه‌ كه‌ در تحقيقات‌ جامعه‌شناسي‌ از جايگاه‌ ويژه‌اي‌ برخوردار است‌ دچار برداشتهاي‌ دوگانه‌اي‌شده‌ است:
يكي‌ برداشت‌ عاميانه‌ كه‌ به‌ جاي‌ .نظر. به‌ كار مي‌رود:
دوم: برداشت‌ صحيح‌ و علمي‌ از مفهوم‌ نظريه‌ بدين‌ معنا كه‌ نظريه‌ بنياد هر فعاليت‌ علمي‌ را تشكيل‌ مي‌دهد.
درباره‌ جايگاه‌ نظريه‌ در تحقيقات‌ جامعه‌شناسي‌ نيز ديدگاههاي‌ متفاوتي‌ وجود دارد عده‌اي‌ به‌ روش‌ قياسي‌ اصالت‌ داده، معتقدند كه‌ نظريه‌ مبناي‌ تحقيق‌ در انتخاب‌ موضوع‌ و فرضيه‌سازي‌ و روشهاي‌ كار است‌ و نتيجه‌ آن‌ به‌ تاييد يا رد نظريه‌ مي‌انجامد. عده‌اي‌ ديگر برعكس‌ به‌ روش‌ استقرائي‌ اصالت‌ داده‌ معتقدند كه‌ پس‌ از انجام‌ مطالعات‌ و مشاهده‌ و تجربه‌ واقعيتهاي‌ قابل‌ آزمايش، مي‌توان‌ به‌ يك‌ نظريه‌ به‌ عنوان‌ حاصل‌ كار تحقيق‌ دست‌ پيدا كرد .عده‌اي‌ هم‌ اين‌ دو نگرش‌ را با يكديگر تركيب‌ نموده‌ ابتدا بر اساس‌ مشاهدات‌ محدودتر، چارچوب‌ نظري‌ يك‌ واقعيت‌ را در ذهن‌ خود پي‌ريزي‌ مي‌كنند و سپس‌ با مطالعه‌ مصاديق‌ و واقعيتهاي‌ آن‌ نظريه‌ خود را مورد ارزشيابي‌ قرار مي‌دهند..10
با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوق‌ لازم‌ است‌ تعريف‌ ويژگي‌ها و نقش‌ نظريه‌ مشخص‌ شود.
ساموئلسون‌ در تعريف‌ نظريه‌ مي‌گويد: .يك‌ نظريه‌ مجموعه‌اي‌ از بديهيات، قوانين‌ و فرضيه‌هايي‌ است‌ كه‌ چيزي‌ را درباره‌ واقعيت‌ قابل‌ مشاهده‌ تبيين‌ مي‌نمايد..11
بنابراين‌ نظريه‌ نقش‌هاي‌ ويژه‌اي‌ از نظر تعريف، منظم‌ كردن، توضيح‌ و پيش‌گويي‌ روابط‌ بين‌ پديده‌ها دارد. همچنين‌ گفته‌اند: .نظريه‌ عبارت‌ است‌ از سازه‌هاي‌ تصويري‌ يا فرضيه‌هايي‌ درباره‌ ماهيت‌ واقعي‌ اشياء.12 به‌ طور كلي‌ مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ يك‌ نظريه‌ جامعه‌شناسي‌ داراي‌ ويژگي‌هاي‌ زير است:
1. مبين‌ ماهيت‌ پديده‌ يا روابط‌ علت‌ و معلولي‌ بين‌ پديده‌ها و متغيرهاست.
2. از تركيب‌ مفاهيم، قضايا و قوانين‌ ويژه‌ خود كه‌ به‌ صورت‌ نظام‌ يافته‌ درباره‌ يك‌ واقعيت‌ به‌ وجود مي‌آيد و تشكيل‌ يك‌ مجموعه‌ واحد را مي‌دهد، حاصل‌ آمده‌ است.
3. قدرت‌ پيش‌بيني‌ و آينده‌نگري‌ را دارد؛ زيرا ماهيت‌ شي‌ يا رابطه‌ بين‌ متغيرها را بيان‌ مي‌كند.
4. مفاهيم‌ و قضاياي‌ نظري‌ از مصاديق‌ بيروني‌ برخوردارند. يا قابل‌ آزمايش‌ مي‌باشند، تا از اين‌ طريق‌ امكان‌ ارزيابي‌ نظريه‌ فراهم‌ آيد. .نظريه‌ها بايد توانايي‌ آزمونهاي‌ سخت‌ و دشوار را داشته‌ باشند و اگر مورد و مصداقي‌ كه‌ ناقض‌ مفاهيم‌ نظريه‌ باشد كشف‌ شد، نظريه‌ ارزش‌ خود را از دست‌ مي‌دهد..13
5. نظريه‌ بايد چارچوب‌ مفهومي‌ مناسبي‌ را براي‌ انجام‌ تحقيقات، چه‌ در بعد انتخاب‌ مسئله‌ و پردازش‌ آن‌ و چه‌ در بعد تدوين‌ فرضيه‌ و مدلهاي‌ علّي‌ و چه‌ در بعد روشهاي‌ كار، ارائه‌ دهد.
6. نظريه‌ نبايد با ساير نظريه‌هاي‌ پذيرفته‌شده‌ و تاييدشده‌ و نيز امور بديهي‌ در تضاد و تعارض‌ باشد و جامعه‌شناس‌ وظيفه‌ دارد قبل‌ از شروع‌ تحقيق‌ از اين‌ جهت‌ آن‌ را مورد ارزيابي‌ قرار دهد. از سوي‌ ديگر، بر رابطه‌ با نقش‌ نظريه‌ها گفته‌اند: .نظريه‌ها همچون‌ تورهايي‌ هستند كه‌ براي‌ صيد جهان‌ و حقايق‌ آن‌ انداخته‌ مي‌شوند..14 يا به‌ قول‌ ديوي‌ .هيچ‌ چيز عملي‌تر از يك‌ نظريه‌ خوب‌ نيست..15 يا اينكه‌ .نظريه‌ قلب‌ علم، است.. اينها حكايت‌ از اهميت‌ و نقش‌ نظريه‌ها در تحقيقات‌ جامعه‌شناسي‌ دارد.
.تايلور. در كتاب‌ ايدئولوژي، فلسفه‌ و سياست‌ در مقام‌ بحث‌ از .نظريه. مي‌نويسد: .هيچ‌ عصري‌ به‌ اندازه‌ عصر ما غرق‌ در تئوري‌ نبوده‌ است..16
و اين‌ سخن‌ چنين‌ به‌ ذهن‌ متبادر مي‌كند كه‌ ميزان‌ آشنايي‌ ما با ماهيت‌ نظريه‌ بيش‌ از هر زمان‌ ديگري‌ است. اما حقيقت‌ امر چيز ديگري‌ است‌ و نفس‌ غرقه‌بودن‌ در درياي‌ نظريات، ما را از درك‌ ماهيت‌ واقعي‌ آنها باز داشته‌ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ مشاهده‌ مي‌شود. بسيار از جامعه‌شناسان‌ به‌ همين‌ شناخت‌ اندك‌ قناعت‌ ورزيده‌ از تأمل‌ در جوهره‌ و خصايص‌ بنيادين‌ نظريات، غفلت‌ ورزيده‌اند.بر اين‌ اساس‌ بايد ادعاي‌ .استانفورد كوهن. را در كتاب‌ .تئوري‌هاي‌ انقلاب. قرين‌ صحت‌ دانست‌ آنجا كه‌ .از وجود هاله‌ قابل‌ توجه‌اي‌ از ابهام‌ بر گرد واژه‌ .نظريه. سخن‌ گفته‌ و مدعي‌ مي‌شود كه‌ بحث‌ از چيستي‌ و اصول‌ حاكم‌ بر تئوري‌ها منطقاً بر سايرموضوعات‌ مقدم‌ است..17 اگر چه‌ بستر اوليه‌ مباحث‌ مربوط‌ به‌ چيستي‌ .نظريه. در حوزه‌ فلسفه‌ علم‌ قرار دارد.18 جهت‌ آغاز بحث‌ مي‌توان‌ تعريف‌ ساده‌ .كوهن. را از نظريه‌ پذيرفت؛ آنجا كه‌ مي‌نويسد:
.در بدو امر، مناسب‌ است‌ تئوري‌ را آن‌ چيزي‌ بدانيم‌ كه‌ در پاسخ‌گويي‌ به‌ سؤال‌ .چرا. كمك‌ مي‌كند [البته] پاسخ‌گويي‌ به‌ سؤال‌ چرا ممكن‌ نخواهد بود مگر آنكه‌ نشانه‌هايي‌ درباره‌ نحوه‌ ارتباط‌ و عوامل‌ مختلف‌ با يكديگر را در دست‌ داشته‌ باشيم..19
در يك‌ مدل‌ تيمي‌ از تبديل‌ يك‌ طرح‌ فكري‌ به‌ .نظريه. يعني‌ همان‌ انديشه‌اي‌ كه‌ بايد در فضاي‌ ذهن‌ جمعي‌ كسب‌ اعتبار نمايد، بايد از شش‌ صافي‌ عبور نمايد كه‌ در اين‌ جا بدانها مي‌پردازيم:

صافي‌ اول: فرضيه‌پردازي‌
.اندرو وينست.(andrew vincant) معتقد است‌ كه‌ .نظريه‌ها متشكل‌ از اجزا و حاوي‌ اصول، قواعد و فرضيات‌ اساسي‌ هستند و حوزه‌ خاصي‌ را مشخص‌ كرده‌ و به‌ كثرت‌ جزئيات‌ نظم‌ مي‌بخشد..20
لذا وجود فرضيه‌ مهم‌ترين‌ ركن‌ توليد نظريه‌ است‌ و اظهاراتي‌ كه‌ مبتني‌ بر فرضيه‌هاي‌ خاص‌ مي‌باشد شايسته‌ كسب‌ اين‌ عنوان‌ نمي‌باشند. مرگ‌ و حيات‌ نظريه‌ها مبتني‌ بر استحكام‌ فرضيه‌هاي‌ نادر است‌ لذا اظهار نظري‌ كه‌ بدون‌ توجه‌ به‌ فرضيه‌اي‌ مشخص‌ صورت‌ گيرد يا مبتني‌ بر فرضيه‌هايي‌ باطل‌ نشده‌ باشد، در آن‌ صورت‌ نظر ارائه‌شده‌ همچون‌ كودكي‌ است، كه‌ مرده‌ به‌ دنيا آمده‌ و صلاحيت‌ طرح‌ در حوزه‌ .نظريه.ها را ندارد. .جوهاچ.(Johatch) با عنايت‌ به‌ همين‌ وجه‌ است‌ كه‌ مي‌نويسد: .هر نظريه‌اي‌ مبتني‌ بر مجموعه‌اي‌ از فرضيه‌هاست‌ كه‌ با وجود يك‌ سري‌ از ارتباطات‌ منطقي، اجزاء مختلف‌ مدعا را به‌ هم‌ مربوط‌ مي‌سازد..21

صافي‌ دوم: كلي‌ بودن‌
نظريه‌ها اگرچه‌ موضوع‌ مشخص‌ و معيني‌ دارند وليكن‌ حوزه‌ مصداقي‌ آنها آن‌ قدر گسترده‌ و وسيع‌ هستند كه‌ ضرورتاً يك‌ مورد خاص‌ را شامل‌ نمي‌شود. با عنايت‌ به‌ همين‌ وجه‌ است‌ كه‌ .جاناتان‌ تورنر. مي‌گويد: .تئوريهاي‌ علمي‌ در خصوص‌ دولت‌ آن‌ گونه‌ هستند كه‌ مورد خاصي‌ از دولت‌ را در نظر ندارند بلكه‌ به‌ ماهيت‌ قدرت‌ در غالب‌ يك‌ نيروي‌ اجتماعي‌ اساسي‌ و بنيادين‌ ناظر هستند..22
مشاهده‌ مي‌شود كه‌ موارد مطروحه‌ از حيث‌ مصداقي‌ عام‌ هستند. به‌ عنوان‌ مثال: كوهن‌ در .تئوريهاي‌ انقلاب. اگر چه‌ تصوير ساده‌اي‌ را ارائه‌ مي‌دهد --- كه‌ ذكرش‌ رفت‌ --- با اين‌ حال‌ ضمن‌ رعايت‌ اصل‌ فوق‌ از نظرياتي‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ هيچ‌ كدام‌ جنبه‌ شخصي‌ نداشته‌ و عام‌ مي‌باشند. مؤلفان‌ كتاب‌ .نظريه‌پردازي‌ درباره‌ انقلاب. نيز به‌ نظرياتي‌ عطف‌ توجه‌ نموده‌اند كه‌ فراتر از نظرات‌ شخصي‌ است.23 و همه‌ اين‌ شواهد ما را بر اين‌ مي‌دارد كه‌ از كلي‌بودن‌ به‌ عنوان‌ يك‌ معيار كارآمد سخن‌ بگوييم. البته‌ اين‌ تعدد مصداقي‌ نبايستي‌ به‌ گسترش‌ موضوعي‌ نظريه‌ منجر شود: چرا كه‌ حفظ‌ معناي‌ نظريات‌ در گرو مشخص‌بودن‌ .موضوع. مي‌باشد. به‌ گفته‌ .اينكلز. (alex inkeles) .يك‌ تئوري‌ وسيله‌اي‌ است‌ براي‌ سازمان‌ دادن‌ به‌ آنچه‌ كه‌ در هر زمان‌ مشخص‌ درباره‌ مسئله‌ يا موضوعي‌ كه‌ كمابيش‌ صريحاً مطرح‌شده‌ است‌ و يا واقعاً به‌ گمان‌ اظهارشده‌ است..24

صافي‌ سوم: اغماض‌ از جزئيات‌
بر اين‌ اساس، تولد تئوريهاي‌ مختلف‌ در گرو وجود اختلاف‌ در اصول‌ و مباني‌ اوليه‌ و نه‌ اختلافات‌ جزئي‌ و فرعي‌ مي‌باشد به‌ عنوان‌ مثال‌ براي‌ تئوريزه‌ كردن‌ مدعاي‌ شخص‌ و گروهي‌ مثل‌A كافي‌ نيست‌ كه‌ بين‌ ادعاي‌ او با شخص‌ و گروه‌ B تفاوتي‌ وجود داشته‌ باشد، بلكه‌ نوع‌ اين‌ اختلاف‌ مهم‌ است. لذا چه‌ بسا در ذيل‌ يك‌ تئوري‌ واحد بتوان‌ به‌ طرح‌ ديدگاه‌هاي‌ مختلفي‌ همت‌ گمارد كه‌ علي‌رغم‌ اختلافات‌ صوري‌ در اصل‌ از اعضاء يك‌ تئوري‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند. نتيجه‌ آنكه‌ در مقام‌ تئوريزه‌ كردن‌ اظهارات‌ نبايستي‌ دل‌ در گرو هر گونه‌ اختلافي‌ نهاد و سپس‌ براي‌ هر ديدگاه‌ عنوان‌ تئوري‌ تازه‌اي‌ جعل‌ كرد. جملات‌ ذيل‌ در همين‌ راستا معنا مي‌دهد: .تئوري‌ پرداز ناگزير خواهد بود يا امور را به‌ صورت‌ كلي‌ و انتزاعي‌ [يا] جزئي‌ و مشروح... و يا اختلاطي‌ از هر دو... ارائه‌ دهد. در هر مورد ضرورت‌ وظيفه‌ آكادميك‌ ايجاب‌ مي‌كند تا براي‌ ارائه‌ تئوري‌ ميزاني‌ از اغماض‌ و چشم‌پوشي‌ نسبت‌ به‌ مسائل‌ را پذيرا شود....25

صافي‌ چهارم: انسجام‌ منطقي‌
از جمله‌ اصول‌ بنيادين‌ و آشكار نظريه‌هاست‌ كه‌ تقريباً تمامي‌ شارحان‌ و متخصصان‌ اين‌ حوزه‌ بدان‌ اشاره‌ داشته‌اند. .ديويد ويلر.(David Willer) در كتاب‌ .جامعه‌شناسي‌ علمي‌ --- نظريه‌ و روش.26 و .جوهاچ. در .تئوري‌ سازماني. بر روي‌ اصل‌ وجود .ارتباط‌ انسجام‌ بخش‌ بين‌ اجزاء. تأكيد بسيار نموده‌اند.27
نظر به‌ شهرت‌ اين‌ صافي‌ از توضيح‌ بيشتر خودداري‌ ورزيده‌ و به‌ همين‌ اندك‌ بسنده‌ مي‌نماييم.
صافي‌ پنجم: پردازش‌ گفتاري‌
نكته‌ مهمي‌ كه‌ كمتر بدان‌ اشاره‌شده، ساختار و نحوه‌ پردازش‌ گفتاري‌ نظريه‌هاست‌ كه‌ بر اساس‌ آن‌ تنها عقايدي‌ صلاحيت‌ .نظريه‌بودن. را دارند كه‌ علاوه‌ بر رعايت‌ موارد سابق‌ الذكر، در قالب‌ زباني‌ خلاص‌ هم‌ ارائه‌شده‌ باشند.
انسجام، شفافيت‌ و اختصار زباني‌ در اين‌ مقام‌ از اهميت‌ بسزايي‌ برخوردار است‌ .خانم‌ ماري‌ جوهاچ. در كتاب‌ .تئوري‌ سازماني. اين‌ بعد مهم‌ را برجسته‌ ساخته‌ است، آنجا كه‌ نظريه‌ را مجموعه‌اي‌ از مفاهيم‌ مي‌داند كه‌ به‌ شكل‌ منسجم‌ و منطقه‌اي‌ در قالب‌ الفاظ‌ تخصصي‌ به‌ صورت‌ قابل‌ قبولي‌ ارائه‌شده‌اند.28 .تورنر. نيز بر همين‌ مطلب‌ انگشت‌ گذارده‌ و اظهار مي‌دارد .نظريه‌ها زبان‌ خاص‌ خود را دارند و اين‌ در هر حوزه‌ علمي، صورت‌ خاص‌ خود را مي‌گيرد كه‌ صاحبنظران‌ هر فن‌ آن‌ را به‌ نحو احسن‌ درك‌ مي‌كنند..29

صافي‌ ششم: كسب‌ اعتبار
اين‌ مقام‌ از اهميت‌ بسياري‌ برخوردار است‌ و به‌ طور ضمني‌ به‌ تمامي‌ مراحل‌ قبل‌ دلالت‌ دارد. بدين‌ معنا كه‌ كسب‌ اعتبار يك‌ تئوري‌ به‌ ميزان‌ زيادي‌ در گرو تحقق‌ عيني‌ مراحل‌ پيشين‌ است. اگر براي‌ هر ايده‌ دو فضاي‌ اصلي‌ در نظر گرفته‌ شود، ذهن‌ فردي‌ و جمعي‌ و شرط‌ اصلي‌ مطرح‌شده‌ يك‌ انديشه‌ به‌ عنوان‌ نظريه‌ ورود به‌ فضاي‌ ذهن‌ جمعي‌ دانسته‌ شود --- فضايي‌ كه‌ انديشه‌ در آن‌ به‌ محك‌ افكار جمعي‌ متخصصان‌ فن‌ مي‌خورد --- آنگاه‌ كسب‌ اعتبار بزرگ‌ترين‌ رهاورد اين‌ حوزه‌ تلقي‌ خواهد شد. .ديويد ويلر. در همين‌ ارتباط‌ متذكر مي‌شود كه: .يك‌ تئوري‌ عبارت‌ است‌ از مجموعه‌اي‌ يك‌ پارچه‌ از روابط‌ كه‌ داراي‌ سطح‌ معيني‌ از اعتبار مي‌باشد..30
.سطح‌ معيني‌ از اعتبار. يعني‌ آنكه، جمع‌ قابل‌ قبولي‌ از افكار متخصص‌ باشند كه‌ موارد صحت‌ نظريه‌ را بيش‌ از موارد سقمش‌ يافته‌ باشند. در فضاي‌ ذهن‌ جمعي، اعتبار و نقش‌ ويژه‌اي‌ را ايفا مي‌نمايد به‌ گونه‌اي‌ كه‌ ميزان‌ آن، عامل‌ اصلي‌ در تعيين‌ مقام‌ يك‌ نظر است. اينكه‌ آيا نظر به‌ مقام‌ راي، نظريه، نظريه‌ بديل... و نهايتاً پارادايم‌ رسيده‌ است‌ يا نه، در اصل‌ منوط‌ به‌ همين‌ عامل‌ است: مثلاً .راي‌ آن‌ نظري‌ را مي‌گويند كه‌ هنوز نتوانسته‌ است‌ موافقت‌ حداقل‌ افراد از ميان‌ متخصصان‌ را به‌ خود جلب‌ كند و پارادايم‌ آن‌ نظريه‌اي‌ كه‌ به‌ توفيق‌ چشمگيري‌ در اين‌ زمينه‌ دست‌ يافته‌ است..31 نتيجه‌اي‌ كه‌ مي‌گيريم‌ اين‌ است‌ كه: .قبل‌ از تحقق‌ اعتبار، تئوري‌ ناميدن‌ اين‌ مجموعه‌ احكام، قطع‌ نظر از اصالت‌ و خلوص‌ قالب‌ آنها، امري‌ نادرست‌ و نابجاست... به‌ عبارتي‌ قبل‌ از اعتبار اين‌ مجموعه‌ احكام‌ منطقي‌ را نه‌ يك‌ تئوري‌ بلكه‌ مجموعه‌اي‌ از فرضيه‌ها خواهيم‌ خواند... تنها هنگامي‌ مي‌توانيم‌ به‌ چنين‌ فرضيه‌هايي‌ لفظ‌ تئوري‌ اطلاق‌ كنيم‌ كه‌ اعتبار آنها مورد تصديق‌ قرار گيرد..32
كلام‌ .ويلر. را بايد يك‌ گام‌ مهم‌ تلقي‌ نمود چرا كه‌ مصرف‌ وجود فرضيه، انسجام‌ منطقي، كليت‌ امر و زبان‌ علمي‌ را مي‌توان‌ اين‌ مطلب‌ مهم‌ را به‌ زبان‌ ساده‌ اين‌ چنين‌ بيان‌ داشت:
.يك‌ تئوري‌ در هر حوزه‌اي‌ كه‌ باشد --- عبارت‌ است‌ از يك‌ توضيح‌ عام‌ در خصوص‌ يك‌ پديده‌ مشخص‌ گزينش‌شده‌ كه‌ براي‌ تعدادي‌ از افرادي‌ كه‌ در خصوص‌ واقعيت‌ آن‌ پديده‌ به‌ تأمل‌ و مطالعه‌ مشغول‌شده‌اند، قابل‌ قبول‌ و رضايت‌بخش‌ باشد..33
حال‌ مي‌توان‌ از رهگذر صافي‌هاي‌ ششگانه‌ گذشته، تعريف‌ ساده‌ و اجمالي‌ اوليه‌ را صيقل‌ زده، از زبان‌ .وينسنت. اين‌ گونه‌ تكرار كرد:
.هر نظريه‌اي‌ مجموعه‌ منطقي‌ از مفاهيم‌ مرتبط‌ با يكديگر است‌ كه‌ هدف‌ آن‌ تعريف‌ و توصيف‌ و توضيح‌ واقعيت‌ است‌ به‌ عبارت‌ ديگر هر تئوري‌ طرحي‌ فكري‌ است‌ كه‌ جهان‌ را معني‌ مي‌كند و احتمالاً نيز طريقي‌ ارائه‌ و تجويز مي‌نمايد [كه‌ مورد اقبال‌ عمومي‌ از متخصصان‌ قرار گرفته‌ است]34

منابع‌ و مأخذ
- Reynolds, P.D . "Aprimer in theory construction", New York, 1
1971the Books - mcrrie company, inc,
2- دلاور، علي‌ .مباني‌ نظري‌ و عملي‌ پژوهش‌ در علوم‌ انساني‌ و اجتماعي. چاپ‌ سوم، تهران‌ انتشارات‌ بدر، 1378
- Goldstein, h. k. "research standards and methoods for social 3
1979science wolker" ,nothbrook, white hall company,
4- نادري، عزت‌ الله‌ و سيف‌ نرانقي‌مريم‌ .روشهاي‌ تحقيق‌ و چگونگي‌ ارزشيابي‌ آن‌ در علوم‌ انساني. چاپ‌ پنجم، تهران، دفتر تحقيقات‌ و انتشارات‌ بدر، 1372
5- حافظنيا، محمدرضا .مقدمه‌اي‌ بر روش‌ تحقيق‌ در علوم‌ انساني. چاپ‌ چهارم، تهران، سمت‌ 1380
6- misra, R,P. ",Research methodology", 1sted, new dehli, ashok
1989humar mittal,
7- warto fsky, marx w. "conceptual foundations of Scicntific thought,"
st, new York, mac millan1
1968company,
8- پوپر، كارل‌ ريموند .منطق‌ اكتشاف‌ علمي.، ترجمه‌ سيدحسين‌ كمالي، تهران، انتشارات‌ علمي‌ و فرهنگي، 1375
9- وينست، اندرو .نظريه‌هاي‌ دولت. ترجمه‌ حسن‌ بشريه، تهران، نشر ني، 1371
10- بست، جان‌ .روشهاي‌ تحقيق‌ در علوم‌ تربيتي‌ و رفتاري. ترجمه‌ حسن‌ پاشا شريفي‌ و نرگس‌ طالقاني، تهران، انتشارات‌ رشد، 1367
11- كوهن، استانفورد .تئوريهاي‌ انقلاب. ترجمه‌ عليرضا طيب، تهران، قومس، 1361
2- Hempcl, carl g. ",fundamentals of concept in emperical seince," 1
1952chicago university of formation press,
3- hatch, mary jo ",organization theory : modern symblic post 1
1997modern prespectives", oxford university press,
4- turner jonathan h. "the structure of socilological theory," 6th 1
1998edition, worth publishing comppany
51997- foran, John. "theorizing revolutions". London, rout ledge 1
16- سيف‌زاده، حسين‌ .نظريه‌هاي‌ مختلف‌ در روابط‌ بين‌الملل. تهران، سفير، 1368
7- willer, david, "scientific sociology: theory method", new jerscy, 1
1991Enjle wood cliffs,
18- كوهن، تامس، س‌ .ساختار انقلاب‌هاي‌ علمي. ترجمه‌ احمد آرام،تهران، سروش، 1369
9- Dougberthy, Janes E. Falt L.P, "contending theories of 1
1990international relations", U.S.A, harper row,
20- دهخدا، علي‌اكبر .لغت‌نامه. چاپ‌ اول‌ (دوره‌ جديد) جلد 7، تهران، مؤسسه‌ انتشارات‌ و چاپ‌ دانشگاه‌ تهران‌ (با همكاري‌ انتشارات‌ روزنه)، 1372
21- راغب‌ اصفهاني‌ .مفردات. تهران، دفتر نشر كتاب، بي‌تا
22- عميد، حميد .فرهنگ‌ فارسي‌ عميد. ج‌ 1، تهران، انتشارات‌ اميركبير، 1370
23- صدري‌ افشار، غلامحسين‌ و حكمي، نسرين‌ و نسترن‌ .فرهنگ‌ فارسي‌ امروز. ج‌ 2، چاپ‌ اول، تهران، مؤسسه‌ نشر كلمه، 1373
24- اختريان، سيدمحمود .فرهنگ‌ فارسي‌ به‌ فارسي‌ پيام. چاپ‌ چهارم، تهران، نشر محمد، 1378
25- ابن‌فارس‌ .مجمع‌ مقاييس‌ اللغه`. قم، چاپ‌ دفتر تبليغات‌ اسلامي، بي‌تا
26- طبرسي، شيخ‌ابوالحسن‌ .مجمع‌ البيان. جلد اول، كتابخانه‌ آيت‌الله‌ العظمي‌ مرعشي‌نجفي، بي‌تا
72- "The Oxford Advanced Learners dictionary of current English",
1997adeh pubisher, 5sted, zA. S horn by, tehran jahan
82- B.B.C English dictionary", London, harper collins publishers, first
1993edition,
91982- grand larousse cncycbpedique, parise, Librarie, larousse,2
30- پورافكاري، نصرت‌الله‌ .فرهنگ‌ جامع‌ روان‌شناسي‌ --- روان‌پزشكي‌ و زمينه‌هاي‌ وابسته‌ (انگليسي‌ --- فارسي.)، جلد دوم، چاپ‌ اول، تهران، فرهنگ‌ معاصر، 1373
31- دادستان، پريرخ‌ و راد، منصور .لغت‌نامه‌ روان‌شناسي.، تهران، ژرف، 1365
32- دوركيم، اميل‌ .فلسفه‌ و جامعه‌شناسي. ترجمه‌ فرحناز خمسه‌اي، تهران، مركز مطالعه‌ فرهنگها، 1360
33- وبر، ماكس‌ .اخلاق‌ پروتستان‌ و روح‌ سرمايه‌داري. ترجمه‌ عبدالمعبود انصاري، تهران، سمت، 1371
۳4- James, willian, "the varicties of religious expernce", new York, 3
1920longman green co,

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1384ساعت 10:27  توسط شهره آفاق  | 

هيچوقت فراموش نمي‌کنم زماني که براي اولين بار مقابل يک دستگاه خودپرداز بانک ايستادم و به کنکاش در مورد کارکرد، شکل و ظاهر اون پرداختم، هنوز چند دقيقه از حضور من نگذشته بود که يک نفر فکر مي‌کنم پاکستاني يا هندي آمد و به انگليسي به من گفت که مي‌خواهد با دستگاه کار کند به کنار آمدم تا ايشان کارش را انجام دهد. کارتي را در درون دستگاه کرد و چند کليد را زد و سپس مقداري پول از درون آن بيرون آمد. با خود گفتم که چه جالب اين دستگاه پول هم مي‌دهد گفتم حتما من هم مي‌توانم اين کار را انجام دهم. پس از رفتن ايشان دست در جيب کرده و به دنبال چيزي شبيه کارت گشتم اما متاسفانه پيدا نکردم. يک اسکناس از جيبم برداشتم و به درون دستگاه وارد کردم اما دريغ از يک تغيير کوچک، به هر حال اين تلاش و کنجکاوي من نزديک به نيم ساعت از وقتم را گرفت و تنها چيزي که از اين دستگاه عايدم شد تعدادي پاکت که بر روي آن نام بانک نوشته شده بود، ان موقع آخر من متوجه نشدم که اين دستگاه و اين پاکتها براي چيست اما اکنون که مي دانم دنيا بسيار تغيير کرده است. بيش از بيست سال از آن تاريخ مي‌گذرد و البته متاسفانه همان دستگاه‌ها بدون کم و کاست اکنون در سيستم بانکي ما مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته صرف استفاده از اين تجهيزات بسيار نيک و مناسب است اما استفاده از تجهيزات که قديمي است جاي تامل و دقت نظر دارد. به هر حال بيست سال از تاريخي که آن ماشين‌هاي خود پرداز را ديدم گذشته و البته اين ماشين‌ها نزديک به ده سال است که در سيست مبانکي ما مورد استفاده قرار گرفته است. وليکن با گذشت نزديک به ده سال از اين اتفاق هنوز اين اطمينان در بين مشتريان به عنوان امکان دريافت پول در مواقع ضروري نسبت به اين تجهيزات براي من و ديگر هموطنانم وجود ندارد. چه بسيار مواقعي که براي دريافت يک درصد از موجودي کارت خود بيش از ده خودپرداز را آزمايش کرده‌ام. به هر حال در توجيه باز و جاي تامل بسيار. و اين نيز در محدوده‌هاي ديگر محيط فنآوري اطلاعات بسيار مشهود و مبين. و تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384ساعت 16:6  توسط شهره آفاق  | 

(توجه داشته باشید که این متن هیچ گونه ارتباطی با صاحب وبلاگ ندارد !! لطفا از هر گونه سو ء برداشت بپرهیزید !!           )



وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
به موهاي مواج و زيباي اون خيره شده بودم و آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه مي کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسي قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زماني هيچکدوممون براي مراسمي پارتنر نداشتيم با همديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد .

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

نشستم روي صندلي ، صندلي ساقدوش ، توي کليسا ، اون دختر حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد
و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمي خوام فقط "داداشي" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلي خجالتي هستم ..... علتش رو نميدونم .

سالهاي خيلي زيادي گذشت . به تابوتي نگاه ميکنم که دختري که من رو داداشي خودش ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته، اين چيزي هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش براي من باشه. اما اون توجهي به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتي ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.

اي کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر مي کردم و گريه !
اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه.

( برگرفته از وبلاگ nika-star )

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم خرداد 1384ساعت 9:40  توسط شهره آفاق  | 

سلام پایگاه و سرزمین عشق مجازی هم آماده شده.

به نظر میرسه تا یکی دو هفته دیگه بتونید از اون استفاده تخصصی کنید.

ببینیدش عشق.ایران.ir


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 16:58  توسط شهره آفاق  | 

به نقل از ایسنا

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: گردشگري

مراسم مولانا هر ساله 19 تا 26 آذر در قونيه برگزار مي‌شود و از اين مراسم سالانه هزاران گردشگر بازديد مي‌كنند.آمارها مويد آن است كه تنها در سال 83 بيش از 700 هزار نفر از قونيه، مراسم سماع و ديگر جاذبه‌هاي اين شهر بازديد كرده‌اند. تاثير مولانا بر قونيه به حدي است كه حتي مجسمه‌هاي سماع را به عنوان سوغات به فروش مي‌رسانند. از اين گذشته حركاتي شروع شده تا مولانا، اين انديشمند يزرگ فارسي را را ترك معرفي كنند. اين در حالي است كه مولانا در استان خراسان و در شهر بلخ متولد شده و تمام اشعار او به زبان پارسي است و حتي در خود تركيه، آثار او جزء ادبيات پارسي جاي گرفته است و در هر دايرة‌المعارف اينترنتي كه نام اين شاعر بزرگ ايراين جستجو شودد، نتيجه، شاعر و متصوف پارسي است.

به گزارش خبرنگار ايسنا بوزكوت آران - سفير تركيه در ايران -، درباره آثار ايراني در كشور تركيه اظهار داشت: مردم تركيه مسلماً زبان فارسي نمي‌دانند، ولي آثار ايراني به زبان فارسي در اين كشور ترجمه شده و سنگ بناي فرهنگ هر دو كشور يك سري مشتركات است. مولانا فكر مي‌كنم يكي از آنهاست يا حافظ و سعدي و شهريار كه شناخت بيشتري از آنها هست و همه به نوعي او را از نزديك مي‌شناسند.

واقعيت نيز آن است كه تركيه با توسعه گردشگري خود مولانا را آنگونه كه مي‌خواهند معرفي مي‌كند و نه آنگونه كه بوده است و همين باعث شده تا قونيه به يك شهر توريستي تبديل شده و از اين رهگذر نام مولانا در سراسر جهان آكنده شود.

روزنامه سان فرانسيسکو در اين باره مي‌نويسد: اگر مي‌خواهيد با محبوب‌ترين شاعر روز آمريکا آشنا شويد بايستي يک هواپيما سوار شويد و به قونيه برويد، جايي که آرامگاه يا مزار جلال‌الدين محمد بلخي معروف به رومي قرار دارد...

يكي از جلوه هاي بي‌نظير مراسم مولانا مراسم سماع است كه در نوع خود طرفداران زيادي دارد. به گونه‌اي كه بحث توريسم عرفاني را جايگزيني براي ديگر گونه‌هاي توريسم در اين منطقه كرده است. مراسم معنوي رقص سماع عشق معنوي انسان و برگشت بنده به حق و رسيدن انسان به ملكوت را متبلور مي‌كند.

رقاص سماع در سر يك كلاه (به نشانه سنگ قبر) و بر تن يك عبا (به نشانه كفن) دارد كه با در آوردن خرقه حقيقت واقعي (باطن) جلوه مي‌كند. موقع رقصيدن، با دستاني باز، دست راست به مانند اينكه دعا مي‌كند براي به دست آوردن كرم الهي باز مي‌شود و چشمان با نگاه كردن به دست چپ كه رو به پايين است، لطفي كه از حق گرفته است را با مردم تقسيم مي‌كند.

به اعتقاد مردم قونيه كه هر ساله اين رقص را به مدت يك هفته در هفته منتهي به مرگ مولوي برگزار مي‌كنند، رقاص رقص سماع از راست به چپ چرخيده و با 72 دور چرخش به 72 ملت دنيا تمام آفريده‌ها سلام و با مهر و عشق و عطوفت آغوش باز مي‌كند.

مردم قونيه مي‌گويند: براساس اعتقادات ما انسان براي دوست داشتن و مورد مهر قرار گرفتن آفريده شده است؛ حضرت مولوي گفت كه تمام عشق‌ها پلي است به عشق الهي.

قونيه يكي از وسيعترين استان‌هاي تركيه است. مركز آن شهر قونيه در شمال آناطولي در 37 درجه و 52 دقيقه عرض شمالي و 33 درجه و 31 دقيقه طول شرقي به ارتفاع 1027 متر از سطح دريا قرار گرفته است .

به علت واقع شدن آن بر سر راهي كه از سراسر آناطولي را قطع مي‌كند، از دير زمان اهميت خود را حفظ كرده است.

رايزني فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مي‌نويسد:

قونيه را دار المعرفه ، دار الارشاد و دار الموحدين مي‌خواندند. در زمان سلطنت سلطان علاء الدين كيقباد اول قونيه مطاف عارفان و مجمع اهل معرفت بوده است. در اين عهد سلطان العلما بهاءالدين ، مولانا جلال الدين رومي؛ سيد برهان الدين محقق ترمذي ، اوحدالدين كرماني، شمس الدين تبريزي؛ شيخ محيي الدين بن عرب، شيخ سعد الدين جندي؛ شيخ سراج الدين قيصري، فخرالدين عراقي، شيخ شهاب الدين سهروردي شيخ سعد الدين حموي؛ شيخ بغوي ؛ شيخ نجم الدين رازي از كساني بودند ه از اطراف و اكناف كشورها و شهر هاي اسلامي؛ برخي از آنان بارها ؛ رنج سفر به قونيه را تحمل كرده بودند.

پس از آنكه قونيه به دست آل عثمان افتاد حكومت آن اكثرا به شاهزادگان عثماني واگذار شد. ابتدا جم سلطان، پس از وي عبدالله پسر بزرگ بايزيد پس از مرگ وي شهنشاه و پس از فوت وي شاهزاده محمد، امارت قونيه را عهده دار بودند.

قونيه در دوره آل عثمان وجه سياسي خود را از دست داد اما حيات ادبي و عرفاني اين شهر هنوز ادامه دارد.

يكي از وجهه‌ها و شاخصه‌هاي اين شهر، علاوه بر آنكه پايتخت اولين دولت ترك بوده، آن است كه طريقت مولويه در اين شهر پديد آمده است. سلطان العلما بهاءالدين ، پدر مولانا به دعوت علاء الدين كيقباد اول در سال 617 هجري در اين شهر وفات كرد و در همين شهر به خاك سپرده شد.

پسر او مولانا جلال الدين رومي هم تا سال 672 هجري كه سال وفات اوست، در اين شهر زيست و آثار خود را در اين شهر نوشت.

در زمان سلاطين عثماني در طول قرنها حوادث سخت و خونين در قونيه اتفاق افتاده است كه بحث در باره همه آنها در اين مقاله مقدور نيست. در سال 1832 بر اثر جنگهاي عثماني با مصر نام قونيه دوباره بر زبانها افتاد. ابراهيم پاشا پس از غلبه بر سوريه وارد قونيه شد. رشيد محمد پاشا از استانبول براي سركوب او آمد ، ولي خود به دست مصريان اسير شد. به دنبال امضاي تفاهم نامه مصريان قونيه را خالي كردند و به كوههاي توروس رفتند. سياحاني كه در اين دوره‌ها از قونيه ديدار

كرده‌اند از ويراني و بي‌رونقي آن سخن گفته‌اند .

در دوره جمهوري مدارس عالي متعدد، دانش سراهاي عالي، و انستيتوها دراين شهر ساخته شده دانشگاه اين شهر ساخته شده، دانشگاه اين شهر هم به نام دانشگاه سلجوق از دانشگاههاي معتبر تركيه است.

مشهورترين بنايي كه در قونيه مورد توجه همه است و به احتمال زياد اكثر افرادي كه به قونيه سفر مي كنند قصد ديدار آن را دارند. آرامگاه مولانا جلال الدين رومي و خاندان اوست كه امروز « درگاه» خوانده مي‌شود و موزه‌يي در درون آن قرار دارد. طبق روايت اين مكان ابتدا گلخانه‌يي بوده كه سلطان علاء الدين كيقباد اول آن را به سلطان العلما پدر مولانا اهدا كرده و پس از وفات او در سال 628 هجري جنازه او در آن مكان به خاك سپرده شده است.

مولانا جلال الدين هم پس از رحلت در 672 هجري در كنار پدر دفن شده است. روزي علم‌الدين قيصر پيش سلطان ولد پسر مولانا رفت و گفت در نظر دارد كه بارگاهي برا ي مولانا بسازد و براي اين كار سي هزار درهم اختصاص داده است. همان روز گرجي خاتون دختر غياث الدين كيخسرو دوم و همسر معين الدين پروانه، علم‌الدين را به حضور خواست و چون از تصميم وي آگاه شد هشتاد هزار درهم عطا كرد و علاوه بر آن پنجاه هزار درهم از ماليات قيصريه را هم به اين كار اختصاص داد و بدين سان آرامگاه مولانا با نظارت معماري به نام بدر‌الدين تبريزي آغاز شد.

احتمالا معماري به نام عبدالواحد بن سليم هم در ساختن آرامگاه شركت داشت، صندوقه‌يي از چوب گردو كه از شاهكارهاي كنده كاري عصر سلجوقي است، به روي مزار مولانا ساخته است.

به علت تعميرات و تغييرات و توسعه آرامگاه از آثار اوليه آن بنا تنها قبه‌الخضرا (گنبد سبز) كه بر فراز مزار مولانا و پدر اوست و صندوق بالاي مزار باقي مانده است. صندوقه چوبين به امر سلطان بايزيد دوم يا سلطان سليمان قانوني به روي مزار سلطان العلما منتقل شده و روي مزار مولانا و سلطان ولد سنگ قبري از مرمر ساخته شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم خرداد 1384ساعت 11:42  توسط شهره آفاق  | 

سلام، امروز دومین روز برگزاری اجلاس جامعه جهانی اطلاعات منطقه آسیا و اقیانوسیه نیز گذشت. روز اول این همایش که با پیام ریاست محترم جمهوری افتتاح شد و با سخنرانی برخی از شخصیت های مطرح و به عبارتی مدیران و هماهنگ کنندگان مسائل مربوط به IT & ICT برگزار گردید.  اینکه اجلاس به این عظمت در ایران برگزار بشود خود جای تامل و تدبیر بسیار دارد . در واقع این کنفرانس مقدماتی برای اجلاس سران کشورهای جهان در تونس که همین امسال برگزار خواهد شد ، خواهد بود. طی سه چهار روز آینده گزارش کاملی از همایش را برایتان ارسال خواهم نمود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 17:47  توسط شهره آفاق  | 

6 راه حل ساده و اساسي براي سرمايه گذاري موفق :

در اينجا قصد دارم هر هفته يكي از اين راه حل ها را كه دوست عزيزم آقاي فرانك سولر برايم فرستاده اند به شما دوستان ارايه كنم. آقاي سولر مدير يكي از شركتهاي موفق سرمايه گذاري در بورس در آمريكا هستند.

درس اول :
مردمي كه در ابتدا و بدون بررسي و آموزشهاي كافي قدم به بازار سهام مي گذارند و سهام را به قصد سودآوري تهيه مي كنند. عملا خود را در دام انداخته اند. زيرا زماني كه مثلا يك يا دو گروه از سهام هاي اين افراد دچار ترقي قيمت شديدي مي شود اين افراد فكر مي كنند كه اين كار بسيار ساده است. آنگاه اين اشخاص شروع به مطالعه هر كتابي كه درباره استراتژي هاي سرمايه گذاري است مي كنند. و به خيال خود حال با دانشي سطح بالا . سرمايه گذاري هاي بيشتري را تدارك مي بينند.
در يك دوره زماني كوتاه . همه چيز به خوبي پيش مي رود ولي ناگهان آنها دچار مشكل مي شوند و بدون هيچ اخطاري سود كوچك آنها ناپديد مي شود و اين در زماني است كه سرمايه گذاري آنها در مسير سراشيب مي افتد. اين اشخاص با نااميدي فكر مي كنند كه حال بايد چه كرد و مي گويند كه من بايد در جايي از كار اشتباه كرده باشم.
آنها آخرين كتابهاي منتشر شده درباره سرمايه و تجارت را خريداري مي كنند و به چت روم هاي گورو مستر مي روند و درجه يك ترين نرم افزار هاي سهام را خريداري مي كنند. اكنون . بلاخره آنها مي توانند جزو 10 درصد سرمايه گذاران واقعي شوند كه واقعا پول سازند.
اكنون تنها كار اين است كه صبر كنند تا آخرين نسخه نرم افزار ProfitMaker
را روي رايانه خود بريزند تا اين نرم افزار به آنها بگويد كه چه چيزي بخرند. يا فقط سهامي را كه در 52 هفته اخير جزو بالاترين ها بوده اند را نظارت كنند. يا منتظر يك پيغام براي شروع خريد يك سهم يا فروش آنرا از طريق اين نرم افزار دريافت دارند. و اينكه اينكار را انجام دهند يا آن كار را ... يك چيزي در اينجا به صورت اشتباه در حال عمل است.

اين افراد برنامه سرمايه گذاري ندارند. اينها درباره آخرين تكنيك هاي سرمايه گذاري اطلاع دارند و اطلاعات خود را افزايش داده اند ولي آنها سعي دارند كه همه كارها را در همان بار اول انجام دهند. شما بايد فقط بر روي برخي از استراتژي ها كه آنها را كارا و مفيد يافته ايد تمركز كنيد و ياد بگيريد چه وقت و چگونه از آنها به بهترين شكلي استفاده كنيد.
بسياري از افراد بين تكنيكها و روش هاي مشكل سرمايه گذاري گير كرده اند و گيج هم شده اند و حتي تشخيص هم نمي دهند كه اين مسايل دارد به نتايج سرمايه گذاري آنها صدمات جدي وارد مي كند. اگر شما واقعا براي توسعه و تدوين يك برنامه سرمايه گذاري زمان داريد اين كار را بكنيد و در هر جايي براي سرمايه گذاري به آن بچسبيد و بر خلاف آن عمل نكنيد. اگر از متدي استفاده كرديد و به شما جواب داد . زمان صرف كنيد و بفهميد دليل موفقيت آن چه بوده است. اينكار به شما كمك مي كند كه مهارتهاي سرمايه گذاري خودتان را بهبود ببخشيد.
اگر برنامه اي كه آنرا تدوين كرده ايد به دلايلي شروع به ضرر كردن كرد . آنرا كنار نگذاريد و و دوباره از اول شروع كنيد . از اشتباهاتتان درس بگيريد و هر عملي را كه انجام داده ايد و نتيج درست يا غلط داده را بررسي و بازنگري كنيد و به آن به چشم يك درس بنگريد.


پس درس اول ما اين بود كه حتما يك برنامه سرمايه گذاري داشته باشد و بدون آن حتما دچار شكست خواهيد شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 9:45  توسط شهره آفاق  | 

قسمت اول : مقررات عمومي

ماده1 : تعاريف
الف) منظور از "عرضه" عبارت است از اعلام فروش اوراق بهادار از طرف كارگزار فروشنده
ب) "تقاضا" عبارت است از اعلام آمادگي كارگزار خريدار نسبت به خريد اوراق بهادار
ج) "قيمت" عبارت است از نرخي كه براي هر واحد اوراق بهادار از طرف كارگزاران عنوان مي شود.
د) "قيمت باز" : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده تعيين قيمت را به كارگزار واگذار مي نمايد،كارگزار داراي دستور معامله با قيمت باز مي باشد.
ه) "قيمت محدود" : در مواقعي كه خريدار يا فروشنده، حداكثر يا حداقل قيمتي را براي معامله هاي سهام خود تعيين مي نمايد،كارگزار داراي دستور معامله با قيمت محدود است.
و)"قيمت معين": در مواقعي كه خريدار يا فروشنده قيمت ثابتي را براي انجام معامله سهام خود تعيين مي نمايد،كارگزار داراي دستور معامله با قيمت معين است .
ز) "قيمت مقطوع" : عبارت از قيمت ثابتي كه كارگزار براي خريد يا فروش اوراق بهادار تعيين مي نمايد.
ح) منظور از "سازمان" در اين آيين نامه، سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران است.
ماده 2 : معاملات بورس اوراق بهادار تهران، پنج روز در هفته، به استثناي روزهاي تعطيل و پنجشنبه ها، از ساعت 9صبح تا 30/12 ظهر انجام مي شود. در صورت لزوم تغيير ساعات معامله ها، ساعات جديد، پس از تصويب هيات مديره بورس آگهي خواهد شد.
ماده3 : معامله هاي بورس با معامله سهام آغازشده و سپس معامله هاي اوراق قرضه و مشاركت را در بر مي گيرد.
ماده4 : معامله هاي بورس، به طريقه حراج و يا قيمت مقطوع انجام مي شود و كارگزاران پيشنهاد هاي خريد و فروش خود را با توجه به دستورهاي خريداران و فروشندگان، با ذكر تعداد سهام يا مبلغ اسمي اوراق قرضه و مشاركت و قيمت آنها عنوان خواهند نمود.
ماده 5 : در صورتي كه كارگزاري اوراق بهاداري را براي فروش با قيمت مقطوع عرضه كند، خود وي نمي تواند قيمتي كمتر از قيمت مقطوع براي خريد اعلام نمايد . اوراق بهاداري كه به قيمت مقطوع براي فروش عرضه مي گردد به نخستين كارگزاري كه آمادگي خود را به خريد به قيمت مذبور اعلام نمايد ، فروخته خواهد شد. در صورتي كه قيمت هاي پيشنهاد شده، كمتر از قيمت مقطوع باشد، معامله انجام نخواهد شد. در صورت آمادگي فروشنده به فروش به بالاترين قيمت پيشنهاد شده، كارگزار فروشنده، پس از ابطال پيشنهاد اوليه،پيشنهادجديدي ارائه مي دهد.
ماده 6 : نمايندگان بانك هاي كارگزار و شركت هاي مالي نمي توانند در خريد سهام عرضه شده مربوط به موسسه خود شركت نمايند.
ماده 7 : هيات مديره سازمان مي تواند در مواردي كه قيمت پيشنهادي سهام در هر جلسه، نسبت به قيمت تعيين شده در بورس براي نخستين عرضه يا قيمت مندرج در تابلو، درحدي تغيير نمايد كه تشخيص دهد دلايل موجهي براي اين نوسان وجود ندارد، از انجام معامله جلوگيري نمايد. هيات مديره بورس مي تواند اختيار خود را با تدوين دستور العملي به دبير كل تفويض نمايد.
تبصره: در صورتي كه كارگزار ذي نفع نسبت به تصميم گيري از انجام اين معامله براساس اين ماده معترض باشد، بايد اعتراض خود را كتبا" با ذكر دلايل آن براي رسيدگي و تعيين تكليف به دبير كل سازمان تسليم نمايد. رسيدگي به اين اعتراض در هياتي متشكل از نماينده شوراي بورس در هيات مديره و دو نفر كارگزار بي طرف، به تعيين رئيس هيات مديره بورس ظرف 48 ساعت به عمل مي آيد. نظر و تصميم كتبي ناظر شوراي بورس به اتفاق يكي از كارگزاران قطعي است و بايد اجرا شود.
ماده 8: در صورتي كه چند تن از كارگزاران در آن واحد هر يك تعدادي از سهام يك شركت يا اوراق قرضه يا مشاركت از يك سري را براي فروش به قيمت معين عرضه نمايند و تقاضاي خريد تمام اوراق عرضه شده به قيمتي كمتر از قيمت پيشنهاد شده شود، معامله فقط در مورد اوراق كارگزار يا كارگزاراني كه آمادگي خود را به فروش ارواق عرضه شده به قيمت مورد تقاضا اعلام نمايند قطعيت مي يابد.
ماده 9: در صورتي كه كارگزار فروشنده، اوراقي را براي فروش عرضه نمايد و كارگزار خريدار قيمتي را براي خريد اعلام كند و در صورتي كه كارگزار فروشنده، پيش از پرداختن به معامله هاي ديگر يا اعلام تنفس، صراحتا" اعلام نمايد كه در قيمت پيشنهادي حاضر به فروش اوراق عرضه شده نيست، كارگزار خريدارمتعهد است كه قيمت پيشنهادي خود را حفظ نمايد و اوراق را در صورت موافقت كارگزار فروشنده به فروش به قيمت مزبور،خريداري نمايند. عدول از خريد به قيمت پيشنهادي جايز نيست.
ماده 10: در صورتي كه كارگزاري نسبت به خريد تعدادي از اوراق به نرخ معيني اعلام آمادگي نمايد، معامله در مورد اوراق نخستين كارگزار يا كارگزاراني كه حاضر باشند تمام يا قسمتي از اوراق را به قيمت مزبور به فروش رسانند، قطعيت مي يابد.
ماده 11: در صورتي كه عرضه يا تقاضاي كارگزاران فروشنده يا خريدار در قيمت هاي معين اعلام گردد و در هر مورد خريدار يا فروشنده اي در اين نرخ ها وجود نداشته باشد، عرضه و تقاضاي مزبور پس از پرداختن به معامله ديگر به خودي خود ابطال مي گردد و در صورت تمايل كارگزار، اين عرضه و يا تقاضا دوباره در همان جلسه تكرار مي شود.
ماده12: در مواردي كه كارگزاري نسبت به تضمين فروش يا اداره امور مربوط به فروش مبلغ متنابهي اوراق تعهد نموده و نسبت به بازاريابي براي اين اوراق اقدام نموده باشد،مراتب بايد قبلا به اطلاع دبير كل سازمان برسد تا وي بتواند با توجه به هزينه و زحمتي كه كارگزار ذي ربط در اين زمينه متحمل گرديده است،حق تقدمي براي وي در نظر گيرد. در اين موراد سازمان طي جلسه اي كه با حضور كارگزاران تشكيل خواهد شد ،نسبت به تعيين سهميه براي هر كارگزار اقدام لازم را به عمل آورده و سهميه هر يك از كارگزاران را (كه در هر صورت از ميزان مورد در خواست آنها بيشتر نخواهد بود) به هر يك از آنها ابلاغ مي نمايد و كارگزاران موظفند ميزان فروش تعيين شده را در روزي كه ارواق براي فروش عرضه مي گردد مراعات كنند و براي فروش سهميه خود اقدام نمايند.
ماده13: وجه مربوط به سهام معامله شده در بورس همراه با وكالت نامه فروش سهام و اصل سهام بايد حداكثر تا 72 ساعت از تاريخ معامله بين كارگزاران خريدار و فروشنده رد و بدل گردد. كارگزار فروشنده موظف است تشريفات مربوط به انتقال سهام معامله شده را ظرف هفت روز از تاريخ معامله انجام داده و سهام را تحويل خريدار نمايد. در صورتي كه علل يا توافقي ديگر در مورد تحويل بعد از مهلت هاي تعيين شده وجود داشته باشد،مراتب بايد قبلا" به اطلاع دبير كل سازمان برسد. در هر صورت معامله انجام شده قطعي به شمار مي رود.
ماده 14: وجوه مربوط به معامله هاي اوراق قرضه و مشاركت بايد حداكثر ظرف 24 ساعت از تاريخ معامله واريز شود. بهره گذشته اوراق تا روز دريافت وجوه به نفع فروشنده محاسبه و اخذ مي گردد. بنابراين در موقع معامله بايد توافق لازم بين كارگزاران خريدار و فروشنده در مورد زمان پرداخت وجوه و تحويل اوراق به عمل آيد تا بهره گذشته محاسبه گردد. در صورتي كه وجوه اوراق قرضه پس از 24 ساعت پرداخت نشود، كارگزار فروشنده مي تواند نسبت به ابطال معامله يا اخذ بهره اي از قرار 12 درصد در سال براي هر روزي كه وجه ديرتر پرداخته شود،اقدام نمايد. در هر صورت كارگزار خريدار نمي تواند معامله انجام شده را ابطال نمايد و در صورت مطالبه خسارت از طرف كارگزار فروشنده موظف به پرداخت آن است.
تبصره : خريدار بايد خسارتهاي تاخير قانوني ناشي از تاخير پرداخت و وصول وجه اوراق را به كارگزار خود بپردازد. تسليم اوراق به خريدار موكول به انجام تعهدات خريدار از جمله پرداخت خسارت تاخير تاديه قانوني است.
ماده15: معامله هاي اوراق قرضه و مشاركت طبق مندرجات راهنماي معامله هاي اوراق قرضه و مشاركت در بورس (كه جزء لاينفك اين آيين نامه است) انجام خواهد شد.
ماده16: در صورتي كه كارگزار فروشنده، خود نيز داوطلب خريد اوراق بهاداري باشد كه عرضه مي نمايد و قيمت پيشنهادي وي مساوي قيمت پيشنهاد كارگزاران ديگر باشد حق تقدم همواره با كارگزاران ديگر است. در صورتي كه كارگزار فروشنده در نرخهاي خريد رقابت نموده و كارگزاران ديگر نيز در رقابت شركت كنند حق تقدم در قيمت هاي مساوي همواره با كارگزاران ديگر است و از بين اين كارگزاران نيز نخستين كارگزاري كه اعلام خريد در قيمت مساوي را نموده خريدار شناخته مي شود.
ماده 17: درصورتي كه كارگزاري تعدادي اوراق بهادار براي فروش عرضه نمايد وكارگزاران ديگر خريدار قسمتي از آن باشند كارگزار عرضه كننده مكلف است پس از قطعي شدن معامله اوراق را تفكيك نموده و آن قسمت از اوراق را كه نسبت به آنها تعهد خريد شده است به خريداران انتقال دهد. در صورتي كه كارگزار بخواهد اين گونه اوراق را به طور يكجا به فروش برساند بايد درموقع عرضه اين موضوع را مطرح نمايد.
ماده 18: در مواقعي كه در اعلام خريد كارگزاران يا قطعيت معامله، مورد ترديد باشد راي دبير كل سازمان يا نماينده وي در حال اختلاف قطعي است و بايد از آن پيروي كنند.
ماده19: در موارد زير معامله قطعي شناخته مي شود:
الف) در صورتي كه عرضه اوراق به قيمت مقطوع صورت گيرد، نخستين كارگزاري كه آمادگي خود را براي خريد به قيمت مزبور اعلام نمايد خريدار اوراق عرضه شده خواهند بود. اگر چند كارگزار اعلام خريد خود را همزمان اعلام نمايند اوراق عرضه شده به نسبت تقاضا به كارگزاراني كه هم زمان اعلام خريد نموده اند فروخته مي شود و اگر در تقدم يا تاخير اعلام هريك، اختلاف باشد بايد ازاظهارنظر واعلام دبيركل سازمان يانماينده وي پيروي كنند.
ب) در صورتي كه عرضه به قيمت رقابتي صورت گيرد،كارگزاري را كه عرضه كننده به عنوان خريدار به بالا ترين قيمت مخاطب قرار مي دهد خريدار اوراق شناخته مي شود. اگر مورد ابهامي در اين زمينه پيش آيد راي دبير كل سازمان يا نماينده وي بايد اجرا شود.
ج) اگر دبيركل سازمان يا نماينده وي تشخيص دهدكه كارگزاري صراحتا" با انجام معامله اي موافقت نموده است
معامله مزبور تمام شده به شمار مي رود.
ماده20: كارگزاران فروشنده وظيفه دارند اسناد مربوط به معاملات را پس از انجام آن بي درنگ تكميل و امضا كنند و براي امضا به كارگزار خريدار تسليم نمايند.
ماده21: كارگزاران بايد مادام كه معاملات در جريان است :
الف) محل معامله ها را ترك ننمايند.
ب) از تماس تلفني يا حضوري با مشتريان يا ارباب رجوع ديگر بپرهيزند.
ماده22: كارگزاران نبايد در مواقع انجام معامله با يكديگر در مورد مسائل موبوط به معامله ها مشورت وتبادل نظر كنند يا اينكه درجريان معاملات براي معامله اوراق بهادار با يكديگر قرارهايي بگذارند.كارگزاران بايد درمورد نرخ پيشنهادي ديگران معامله را به انجام رسانند.
قسمت دوم : تربيت اجراي دستور هاي مشتريان

ماده 23: كارگزاران موظفند همواره دستورهاي مشتريان خود را هر چه زودتر اجرا كنند. دستورهاي مشتريان به شرح زير طبقه بندي مي شود و هر يك از آنها بايد به موقع خود (به ترتيبي كه در زير آمده است) عمل گردد:
الف) دستور خريد هاي به قيمت باز، بايد در اولين جلسه اي كه اوراق مورد تقاضا براي فروش عرضه مي گردد به
اجرا در آيد.
ب) دستور خريد با قيمت محدود، نسبت به دستور خريد با نرخ پايين تر از حداقل محدوده مذكور حق تقدم دارد و كارگزار مجري دستور به هيچ وجه اجازه ندارد (مادام كه نرخ معامله ها در محدوده تعيين شده مي باشد) از خريد اوراق بهادار به حساب مشتري خودداري نمايد و تا آنجا كه دستور خريد اين مشتري تامين نگرديده است نبايد مهلت دهد در محدوده قيمت هاي تعيين شده، كارگزاران ديگر اقدام به خريد اوراق نمايند.
ج) درصورتي كه كارگزاري دستورهاي متفاوتي در قيمت هاي باز، محدود و معين داشته باشد موظف است به ترتيب زير دستورهاي خود را به اجرا درآورند:
در هر مورد حق تقدم تقاضاها به ترتيب تاريخ دستور هاي مشتريان تعيين مي شود.
حق تقدم تاريخ دستور مشتريان مادام كه قيمت مورد معامله در محدوده قيمت تعيين شده از طرف مشتري باشد، محفوظ خواهند ماند. در صورتي كه قيمت معامله از قيمت تعيين شده از طرف هر مشتري (كه از نظر تاريخ داراي حق تقدم مي باشد) فراتر رود، سهام به مشتريان بعدي كه در محدوده نرخ مورد معامله قرار گيرند، تعلق مي گيرد. به همين ترتيب با دستورهايي كه با نرخ باز داده شده اند عمل خواهد شد و در هر مورد حق تقدم زماني دستورها با افزايش قيمت ها از بين مي رود و دستورهاي مشتريان ديگري كه قيمت تعيين شده آنها از قيمت مورد معامله بيشتر نشود از حق تقدم اوراق استفاده مي كنند .
در مورد اوراق قرضه و مشاركت، همواره حق تقدم براي خريداران با بازده كمتر و يا قيمت بالا تر و با توجه به تاريخ دستور خريد محفوظ خواهد ماند و كارگزار موظف است اين اوراق را براي مشتري يا مشترياني كه دستور خريد خود را در پايين ترين بازده به وي داده اند خريداري نمايد.
تبصره 1: در صورتي كه دبير كل سازمان يا نماينده وي با توجه با ماده 7 مجبور به جلوگيري از افزايش بي رويه قيمت ها به ميزتان تعيين شده بشوند، قيمت هاي فوق فقط در محدوده تعيين شده قابل اجرا است.
تبصره2 : خريد هاي بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران در بورس، مشمول مفاد اين بند نمي باشد و كارگزار ذي ربط موظف به اجراي دستور خريد هاي اين بانك هست.
ماده24: كارگزاران موظف هستند از فرمان هايي كه از طرف سازمان در اختيار آنها قرار داده مي شود براي دستورخريد هاي مشتريان استفاده كنند و آنها را به ترتيب شماره هايي كه براي هر يك تعين شده تكميل نمايند. تقاضاي خريد هايي كه به صورت غير كتبي به كارگزار مي دهند،بايد در همان روز بر روي فرمهاي مذكور درج شود تا نوبت خريدار محفوظ گردد. كارگزاري كه طبق دستور غير كتبي مشتري،اقدام به انجام معامله مي نمايدبه مسئوليت خود موظف به اجرا و انجام معامله است.
ماده 25: كارگزاران موظند تمام دستور فروش ها را مانند دستور خريد ها ذكر شماره و تاريخ تكميل كنند و سهام واوراق قرضه و مشاركت را پس از دريافت در اولين جلسه بورس بي درنگ براي فروش در قيمت هاي تعيين شده از طرف مشتري عرضه نمايند و تا حد امكان بكوشند كه سهام و اوراق قرضه و مشاركت مشتريان را با بالاترين قيمت ممكن به فروش رسانند.
ماده26: كارگزاران موظفند دستورهاي خريد و فروش مشتريان خود را در محدوده مقرر در دستور مشتري به تدريج يا يكجا عمل نمايند. اگر در پايان مهلت، قسمتي از دستور مشتري هنوز عمل نشده باشد، كارگزاران پس از تماس با مشتريان خود بايد يا مهلت مقرر در دستور را تمديد كنند يا دستور مشتري را نسبت به مانده عمل نشده ابطال نمايند.
تبصره: در صورت تمديد مهلت دستورهاي مشتريان پس از انقضاي مدت اوليه،مهلت جديد به عنوان دستور جديد تلقي مي گردد و در نوبت مربوط قرار خواهد گرفت، مگر اينكه مشتري پيش از پايان موعد مقرر اقدام به تمديد مدت دستور خريد نموده باشد كه در اين صورت نوبت قبلي وي (تا تكميل دستور خريد) محفوظ مي ماند.
ماده27: ميزان كارمزد دريافتي كارگزاران از هر طرف معامله، بايد به شرح زير محاسبه گردد. اعطاي هر گونه تخفيف يا دريافت كارمزد بيشتر از ميزان تعيين شده ممنوع است:
1)حداقل كارمزد معاملات 5000 ريال است.
2) حداكثر كارمزد كارگزاران در يك معامله 30 ميليون ريال است.
تبصره: در معاملات سهام، هر يك از طرفين معامله كارمزدي از قرار پنج در هزار مبلغ معامله، به كار گزاري كه معامله را از طرف آنها انجام داده پرداخت خواهد نمود. در معاملات اوراق قرضه هر يك از طرفين معامله كار مزدي از قرار 5/2 در هزار مبلغ معامله به كارگزاري كه معامله را از طرف آنها انجام داده،پرداخت خواهد نمود. در مورد اوراقي كه ممكن است از طرف بانك مركزي جهموري اسلامي ايران براي فروش در اختيار كارگزاران قرار گيرد كارمزد براساس توافقي كه بين بانك مذكور و سازمان به عمل خواهد آمد عينا اعلام خواهد شد. پرداخت كارمزد از طرف كارگزاران به واسطه هاي كه به طور رسمي به نمايندگي از طرف آنها براي خريد و فروش اوراق بهادار فعاليت مي نمايند (در صورت ارائه مدارك قابل قبول و طبق موافقتهاي كه در هر مورد قبلا با دبير خانه سازمان به عمل آمده است) بلا اشكال مي باشد. به منظور انجام پروژه هاي گسترش بورس به ميزان5/0 درصد كه 25/0 درصد خريدار و 25/0 درصد از فروشنده دريافت مي شود. مبلغ افزايش كارمزد توسط كارگزاران ذي ربط وصول و مستقيما" به حساب بانكي خاص به نام سازمان كارگزاران بورس واريز مي شود. منحصرا" طبق نظر شوراي بورس به مصرف طرحها و پروژه هاي توسعه بورس خواهد رسيد. هر گونه دخل و تصرف در موجودي حساب بانكي مذكور توسط سازمان كارگزاران بورس بدون تصويب شوراي بورس ممنوع مي باشد. تاريخ دريافت آن از معاملات اول آذر ماه 1373 مي باشد.
ماده 28: كارگزاران مكلفند مطابق دستور العمل پيوست، دفاتر خود را ثبت كنند و از فرمهايي كه سازمان چاپ مي كند و در اختيار آنها قرار مي دهد استفاده نمايند.كارگزاران مسئول حفظ فرمهايي هستند كه به آنها تخصيص مي دهند و بايد مواظب باشند در دسترس افراد متفرقه قرار نگيرد.
ماده29: كارگزاران(اشخاص حقيقي)مكلفند تمام وجوهي را كه از مشتريان خود براي انجام معامله دريافت مي دارند،در پايان هر روز در حساب جاري مخصوصي كه نزد يكي از بانك ها و تحت عنوان "حساب جاري عمليات كارگزاري "به نام خود باز مي كنند منظور نمايند و افتتاح حساب مزبور را به دبير كل بورس اطلاع دهند. در برگه مخصوصي (كه سازمان براي منظور نمودن وجه تهيه مي كند) بايد ذكر شود كه وجوه مزبور بابت فروش يا خريد چه تعداد سهام يا اوراق قرضه و يا مشاركت متعلق به فروشنده يا خريدار(با ذكر نام و مشخصات فروشنده يا خريدار) مي باشد. همچنين نسخه دوم برگه مزبور بايد به بورس اوراق بهادار تسليم گردد.
تبصره: طبق دستور العمللي كه هيات مديره سازمان تهيه و تصويب مي كند كارگزاران موظف هستند به بانك خود اعلام دارند كه در صورت غيبت ممتد، حجر يا فوت آنان، مانده حساب جاري "عمليات كارگزاري " را حسب دستور هيات مزبور به صاحبان وجوه پرداخت(مسترد) نمايند.
ماده30: ورود به تالار معاملات (به جز كارگزاران و مسئولان سازمان) ممنوع است. اشخاص ديگر فقط با اجازه كتبي سازمان، مجاز به ورود به تالار معاملات مي باشند.
ماده31: كارگزاران و نمايندگان آنها كه در امور مربوط به خريد و فروش سهام فعاليت دارند مي توانند تا ميزان 5 ميليون ريال براي خود و فرزندان صغير خود، سهام به قيمت تابلو خريداري نمايند و فروش سهام توسط افراد نامبرده در هر سال نبايد از 5 ميليون ريال تجاوز كند.
ماده32: كليه افرادي كه در دبير خانه شوراي بورس و هيات پذيرش و دبير خانه سازمان انجام وظيفه مي نمايند مي توانند تا ميزان 5 ميليون ريال براي خود و فرزندان صغير خود، سهام به قيمت تابلو خريداري نمايند و فروش سهام توسط افراد نامبرده در هر حال نبايد از 5 ميليون ريال تجاوز كند.
تبصره: هيات مديره بورس مسئوليت نظارت در موارد مندرج در مواد 31 و 32 را دارد.
ماده33: كارگزاران موظفند تمام مفاد اين آيين نامه را رعايت و اجرا نمايند. هر گونه تخلف در عدم مراعات مفاد موجب شمول و اجراي مواد مربوط به آن در قانون و اساسنامه در مورد كارگزار متخلف خواهد گرديد.
ماده34: اين آيين نامه در اجراي ماده 20 قانون تاسيس بورس اوراق بهادار تهران و در 34 ماده و10 تبصره،در تاريخ 3/12/1355به تصويب شوراي بورس رسيده است و اصلاح و تغيير در مفاد آن،به پيشنهاد هيات مديره سازمان در صلاحيت شوراي بورس مي باشد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 9:44  توسط شهره آفاق  | 

از مجله تدبیر

در اصول بنيادين مديريت كيفيت جامع در راستاي انطباق با حركت تعالي خواه سازمان تجديدنظر شده است . باتوجه به تجارب حاصله از حركت اين روش در ژاپن ، نيازبه رويكردي راهبردي به سوي كيفيت جامع "TQ" احساس مي شود. به اين منظور الگويي به نام TQMEX"مدل متعالي مديريت كيفيت جامع " برپايه اصول مديريت كيفيت جامع قرار مي گيرد.
بادرنظر گرفتن پشتوانه نظري ، تجارب كاركنان و نتايجي كه در هنگ كنگ ، ژاپن و انگليس به دست آمده است ، اهميت مواردي چون اصول 5S، باز مهندسي فرايند كسب و كار"BPR"، دواير كنترل كيفي ،ISO 9000 , "QCC" و حفظ سطح توليد جامع "TPM" درمبحث TQM براي همه روشن شده است . دستاوردهاي به دست آمده براي شركتهايي كه قصد خودنمايي در برابر سازمانهاي پيشرويي كه علي رغم بحران جهاني نفت و ركوداقتصادي شرق آسيا به حيات خود ادامه دادند مفيد است .

مقدمه
بحران مالي كه از نيمه 1997 تايلند را در خود غرق كرد باعث يك رشته عكس العملهاي زنجيره اي در اكثر كشورهاي آسيايي شد. به راستي چه درسهايي رامي توان از اين تحولات ناخواسته آموخت ؟ و اينكه چگونه مي توان براي دستيابي به وضعيتي بهتر دست به تغيير زد؟ آيا مديريت كيفيت جامع "TQM" در بهبود شرايطاقتصادي و بهسازي كسب و كار نقشي دارد؟ قبل از پاسخ به اينگونه سوالات ابتدا بايد به تشريح معاني واژه هايي نظير "TQM"، "تحول " و "تحول استراتژيك " پرداخت .

مديريت كيفيت جامع
مديريت كيفيت جامع باايجاد مفاهيمي كلي باعث بهبود مداوم در يك سازمان مي شود. فلسفه TQM بر روندي سيستماتيك ، منسجم ، باثبات و كلان نگر نسبت به سازمان تاكيد دارد. TQMدر محيطي كه مديريت سعي در بهبود مستمر در كل سيستم وفرايندها را دارد، در گام نخست بررضايت مشتريان داخلي و خارجي تاكيد مي كند.
مديريت كيفيت جامع بر كاربري از تمام پرسنل به خصوص بر تيم هاي چند تخصصي تاكيد دارد كه براي بهبود عمليات در داخل سازمان تشكيل شده اند. اين رويكرد بر نقطه بهينه هزينه هاي چرخه حيات توجه دارد و از ابزارهاي اندازه گيري طبق روشهاي معين براي دستيابي به شرايط مطلوب استفاده مي كند. دو خصيصه اصلي در مديريت كيفيت جامع پرهيز از توليد ضايعات و تاكيد بر كيفيت در طراحي است .
اين روش يك ضرورت است و ژاپن با به كار بستن آن موفق شد در صنايع خود يك شگفتي ايجاد كند. به راستي محتويات اين روش چيست ؟ مديريت كيفيت جامع تركيبي از اقدامات سازماني براي دستيابي به پيامدهاي مثبت رقابتي از طريق بهبود مستمر درتمام جنبه هاي عملياتي سازمان است . به معناي هريك از واژگان مديريت كيفيت جامع رامي توان به صورت زير تشريح كرد:
مديريت : مديران اجرايي به طور كامل در قبال تمام فعاليتها متعهد هستند;
كيفيت : برآورده كردن انتظارات نهان و آشكار مشتريان لازم الاجرا است ;
جامع : تمام افراد داخل شركت در مسائل و اقدامات بهبود مستمر درگير هستند "اين افرادمشتريان و تامين كنندگان را دربر مي گيرد".
البته در سازمانها، مطلوب آن است كه تمام افراد خود را متعهد و مسئول بدانند.باتوجه به تحقيقات دمينگ در سال 1986، قريب به 94 درصد از مشكلات در كيفيت محصولات ناشي از سوء مديريت و سيستمي است كه آنها را توليد مي كند. به طور كلي بايد اذعان داشت كه براي مديريت كيفيت همه بايد در فرايند سازمان درگير شوند. بنابراين تعريفي كه از مديريت كيفيت پيش از اين بيان شد، مي تواند به عنوان يك توازن خوب بين جهان واقعي و جهان مطلوب مناسب باشد.
نيو "NEAVE" طي چندسال آموزش مديريت كيفيت جامع قريب به 30 آزمون F به روي يك هزار نفر انجام داد. در آزمون از افراد خواسته شد تا تعداد حرف F يك متن رابشمارند.
نتايج به دست آمده از اين آزمون نشان داد كه به طور ميانگين كمتر از 20 درصد ازافراد حروف را به درستي شمارش كرده اند. در حقيقت خود محقق نيز در آزمون خود براي بار اول دچار اشتباه شد. نتيجه به دست آمده مبين آن است كه خطا از كاركنان نبوده است بلكه مديريت ابزار مناسب را فراهم نكرده است ."1" آنچه مديريت بايد انجام دهدفراهم كردن ابزار مناسب براي انجام كار است . اين آزمون صحت يافته هاي تحقيق دمينگ را تاييد مي كند. در سال 1993 يعني كمي قبل از فوت ، دمينگ ميزان تعهد مديريت نسبت به كيفيت را از 94 درصد به 97 درصد افزايش داد. تحت اين شرايط، چگونه سازمانها قادرند تا صلاحيت مديران خود را براي انجام تعهدات خويش توسعه بخشند؟جواب اين سوال در يادگيري مداوم مديران در داخل سازماني يادگيرنده نهفته است .

فرايند تحول
يك مثل قديمي مي گويد "تنها چيزي كه ثابت مي ماند، تغيير است ". اگر تحول بخشي از زندگي روزمره ما را تشكيل دهد، در اين صورت چگونه مي توان آن را به نفع خود تحت كنترل درآوريم به جاي آنكه خود تحت كنترل و نفوذ آن درآئيم ؟ تحول درسازمان در درازمدت باعث تغيير در فرهنگ سازماني مي شود. نمونه اين نوع سازمانها،سازمانهاي يادگيرنده است . در اين سازمانها افراد مصمم به آزمون انديشه هاي نوين هستند و براين باورند كه خطا، بخش مهمي از موفقيت است . فرايند سنتي تحول استراتژيك شامل پنج مرحله است :




در حقيقت گام نخست براي ايجاد تحول چيز جديدي نيست . دو محقق به نامهاي پيترز و واترمن "PETERS & WATERMAN" با بررسي 46 سازمان موفق به اين نتيجه رسيدند كه اكثر آنها اقدامات عملي را به عنوان گام نخست براي دستيابي به تعالي سازمان برگزيده اند. اين خصيصه از جمله صفات سازمانهاي يادگيرنده است . رگ راونز "REG RAVENS" در اين باره مي گويد "هيچ اقتباس و يادگيري اي بدون عمل وجود خارجي ندارد و هيچ عملي بدون يادگيري "، اگر مسئله يادگيري در سازمان به گونه اي موفقيت آميزاجرا شود، آنگاه رفتار سازماني به سطحي پويا و چالش پذير ارتقا پيدا مي كند. اينگونه رفتار در نهايت بر مديريت عالي براي تبيين ماموريتهاي كاركنان تاثير مي گذارد. در اين محيط به دليل صلاحيت افراد، ماموريتها در زمان مقتضي به بهترين نحوه به معرض اجرادر مي آيد.
در چنين شرايطي مدير اجرايي در مقامي قرار مي گيرد كه مي تواند بينش همگاني راتوسعه بخشد كه باعث گذر سازمان در فضاي رقابتي مي شود. ساخت نظام سازماني طبق اصول مديريت كيفيت جامع منجر مي شود تا بينش جديد، فرهنگ جديدي را در داخل سازمان پديد آورد. بهترين مثال شناخته شده از فرهنگ جديد در اين مورد سيستم كايزن "KAIZEN" است كه به زبان ژاپني به معناي بهبود مستمر است .
بسياري از شركتهاي موفق ژاپني و آمريكايي بر اهميت "نزديكي به موقعيت سازمان "تاكيد داشته اند. براي نمونه هاي عملي اين ديدگاه مي توان به دفاتر باز و برنامه كارخانه اشاره كرد. در شركت سوني "SONY" و هولت پكارد "HEWLET PACKARD" درپنانگ واقع در كشور مالزي مديران عمومي در وسط دفاتر باز مي نشينند و مستقيما برآنچه مي گذرد نظارت دارند. رستوران هاي مك دونالد هم از آشپزخانه هاي باز استفاده مي كنند.

تحول استراتژيك - حركت تعالي خواه سازمان
در مبحث مديريت كيفيت جامع ، تئوري معاصر در باب تحول سازماني عنوان شد.البته بايد خاطرنشان ساخت كه هر تغيير و تحولي به بهبود عمليات سازمان نمي انجامد.در حقيقت اگر تحول در مسيري درست هدايت نشود، نتيجه كار يك فاجعه خواهد بود.به بياني ديگر اگر جهت صحيح شناسايي نشود و يا سازمان خود را براي تحول تجهيزنكند، بهتر است كه اصلا تن به تغيير ندهد. بااين حال تصميم درست براي تحول سازماني كدام است ؟
دكتر جوران "JURAN" آينده كيفيت را چنين پيش بيني مي كند:
رقابت بر سر كيفيت با پيدايش بازارهاي مشترك و چندمليتي تشديد مي شود;
تقاضا براي مواد اوليه مرغوب افزايش پيدا مي كند;
ايزو 9000 گسترش جهاني پيدا خواهد كرد;
شركتهاي معتبر براي تشويق سازمانها به ارائه محصولات مرغوب محركهاي بسياري را به وجود مي آورند و در سطح جهان اعطاي پاداش توسعه مي يابد.
پيشگويي جوران براي سالهاي گذشته و آينده به حقيقت پيوسته است . لازم به گفتن نيست كه انفجار جهاني ايزو 9000 يك حقيقت بارز است . اگر ما آغاز ظهور احكام ايزو9000 را سال 1990 بدانيم مشاهده خواهيم كرد كه تعداد شركتهايي كه براي دريافت گواهينامه ايزو ثبت نام كرده اند رشدي معادل 100 درصد داشته است .
در گزارش تحقيقي كه در سال 1997 ارائه شد عنوان شد كه در سطح جهان قريب به 200 هزار شركت موفق به اخذ گواهينامه ايزو 9000 شده اند، كه برخي از آنها ده ها هزارپرسنل در استخدام خود دارند، حال باتوجه به مطالب عنوان شده پاداش برندگان كيفيت چيست ؟
شناخته شده ترين پاداشهايي كه براي برندگان كيفيت درنظر گرفته شده است عبارتنداز جايزه دمينگ ژاپن "JAPAN'S DEMING PRIZE"، MBNQA آمريكا، جايزه ملي كيفيت و EQA. جايزه دمينگ ژاپن غالبا مورد توجه شركتهاي ژاپني است . EQAوMBNQA از جمله گواهينامه هاي معتبر هستند "هاكز، 1995". لازم به ذكر است اگرسازمان شما نتواند خود را بااصول استاندارد مصوب در ژاپن و يا آمريكا منطبق سازد،مي تواند يكي از آنها را به عنوان چهارچوب كيفي محصولات خود در نظر داشته باشد و يااز اصول استاندارد ملي بهره گيرد.
اصولا انتخاب گواهينامه كيفيت به دو فاكتور محل كارخانه و نوع مالكيت آن بستگي دارد. براي سازمانهايي كه در آمريكا واقع شده اند و يا مالكيت آمريكايي دارند گواهينامه MBNQAبهترين گواهينامه است . اگر سازمان شما در يكي از كشورهاي اروپايي قرارگرفته است گواهينامه EQA و يا مشتقات ملي آن مناسب ترين هستند. از لحاظ امتيازدهي اين دو نوع گواهينامه باهم قابل مقايسه هستند و در صورت امتياز 500 از 1000 در يكي مي توان به امتياز مشابه در ديگري اطمينان داشت ، آخرين معياري كه براي انتخاب نوع گواهينامه مورد توجه قرار مي گيرد موقعيت جغرافيايي كارخانه است .
پس از تصميم گيري در خصوص نوع گواهينامه كيفيت ، نوبت به اجراي اصول مصوب طبق گواهينامه انتخابي است . اجراي احكام TQMبسيار شباهت به اصول ايزو9000 دارد، گرچه حيطه اقدامات براي اخذ آن گواهينامه ها گسترده است . به غير از سيستم تضمين كيفيت ، اجراي احكام TQM بايد بر بهبود كيفيت محصولات و پسندمشتري توجه داشته باشند. يك راه اثربخش براي يادگيري احكام مورد تاييد، مشاهده آن چيزي است كه يك سازمان موفق انجام داده است .
انگليس كه خود پيشرو در امر توسعه ايزو 9000 بوده است ، توانسته تا رهبري حركت تعالي خواه سازمان را در اروپا دردست گيرد. هدفي كه انگليس دنبال مي كند ارتقااصول EQAبراي سازماني است كه مي خواهند بااستفاده از آن اصول به خود ارزيابي بپردازند. هدف مديريت عالي سازمان ارائه كننده اين گواهينامه ، ترغيب حدود دوميليون و نهصدهزار شركت در انگليس براي اجرا و آزمون اصول تدوين شده است . مايه غروراين مقام اعتقاد سازمانها به گواهينامه جهت تحول براي دستيابي به موقعيت بهتر است .
برخلاف ايزو 9000، گواهينامه هاي خودارزيابي به سازمانها پيشنهاد مي كند چه كاري را انجام دهند. نحوه انجام آن كارها و دفاع از اقدامات سازماني مبتني بر شواهد، بر عهده خود سازمان است . لذا يك الگوي اثباتي براي نحوه دستيابي به اهداف كيفيت لازم وضروري است .

مدل متعالي مديريت كيفيت جامع "TQMEX"
براي داشتن رويكردي سيستماتيك نسبت به مديريت كيفيت جامع ، توسعه مدلي مفهومي و مضموني يك نياز است . بديهي است كه اين مدل بايد ساده ، منطقي و در عين حال مفهومي براي اجراي احكام مديريت كيفيت جامع باشد. اين الگو همچنين بايدروحيه تحول پذيري را در محيط و در زمان جديد تقويت كند. درخصوص ابداع اين الگوي جديد TQM طبق گفته مبدع و نگارنده اين مقاله ، از تجربه وي در استقرار اصول 5S در يك شركت مالزيايي به دست آمد و لازم به تذكر است كه اين ايده با مراحل گام به گام زير توسعه جهاني پيدا مي كند "هو، 1995".
الگوي TQMEX رويكردي ائتلافي را براي حمايت از انتقال به مديريت سيستمها كه يك فرايند روبه جلو به منظور بهبود مداوم است مورد تاكيد قرار مي دهد. در اين شيوه مديريتي شركت خود را ملزم به تضمين كيفيت مي داند. اين الگوي اجرايي كه بنيان فكري مديريت كيفيت جامع و اجراي فرايند سازماني را شكل مي دهد به نمايش مي گذارد.
عناصر مندرج در الگوي TQMEX به غير از مواردي كه در ايزو 9000 و مديريت كيفيت جامع مطرح شده اند عبارتند از:
الف - 5S ژاپني ;
ب - باز مهندسي فرايند كسب و كار;
ج - دواير كنترل كيفي ;
د - ايزو 9000;
ر - حفظ سطح توليد جامع ;
ز - اعتبار الگوي TQMEX.

الف - 5S ژاپني
S5 ژاپني تكنيكي است كه براي ايجاد و حفظ سطح كيفي محصولات در يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد. اين واژه "5S" برگرفته از 5 كلمه در زبان ژاپني است كه عبارتند از سيري "SEIRI"، سيتون "SEITON"، سيسو "SEISO"، سيكتسو"SEIKETSU" و شيتسوكه "SHITSUKE".
معادلهاي اين 5 كلمه در زبان فارسي ، معاني آنها و مثال كاربردي هريك در جدول زيربه نمايش درآمده اند.

جدول شماره "1" تكنيك S5

مثال كاربردي معني فارسي ژاپني
دورريزي أشغالها سازماندهي امور تشخيص SEIRI
استخراج سند در 30 ثانيه پاكسازي محيط ترتيب SEITON
تعهد نسبت به نظافت فردي نظافت محيط تميز SEISO
روشني وضعيت موجوديها تدوين معيارهاي كاري تثبيت SEIKETSU
انجام 5S به صورت روزانه انضباط تكليف SHITSUKE



لازم به توضيح است كه تكنيك 5S به شكل گسترده اي به معرض اجرا درآمده است .بسياري از كاربران 5S اين روش را نه تنها روشي براي بهبود و بهره وري از محيط فيزيكي مي دانند بلكه آن را روشي مناسب براي توسعه و بهينه سازي رويه هاي فكري قلمدادمي كنند. ظاهراتكنيك 5S در تمام جنبه هاي زندگي قابل استفاده است . بسياري ازمشكلات انسانها از طريق تطبيق بااين تكنيك حل شدني است . متاسفانه بايد اذعان داشت كه اين تكنيك علي رغم اعتبار و استواري زياد مانند ساير ابزارها و تكنيك هاي بهبود كيفيت براي جهان غرب ناشناخته باقي مانده است . در هنگ كنگ بااجراي موفقيت آميز يك دوره برنامه هاي آموزشي 5S، وزارت صنايع آن كشور تصميم گرفت تابااعطاي تسهيلات لازم زمينه را براي آموزش 2500 مدير و سرپرست صنايع تحت پوشش ظرف مدت دو سال فراهم آورد.
ب - باز مهندسي فرايند كسب و كار
همرو چمپي "HAMMER&CHAMPY, 1993"باز مهندسي را به صورت زير تشريح كردند:
تجديد بنيادين انديشه و طراحي اصلاحي براي فرايندهاي سازماني به منظور دستيابي به بهبود معيارهاي ملموس عملكرد مانند هزينه ، كيفيت ، خدمات و سرعت .
اين روش مديران را به تفكر مجدد درباره روشهاي سنتي انجام كار و نيز تعهد بيشترنسبت به مشتري مداري در سازمان ترغيب مي كند. البته لازم به توجه است كه در بسياري از سازمانهاي برجسته مديران ضمن بازمهندسي فرايند كسب وكار، شيوه رهبري خود راحفظ كرده اند. شركتهايي كه از اين تكنيك استفاده كرده اند توفيقات مهمي را در سطح عملياتي خود در زمينه هاي مختلفي چون روابط با مشتري ، كاهش زمان عرضه محصولات جديد به بازار، افزايش بهره وري ، كاهش ضايعات توليد و افزايش سوددهي گزارش كرده اند. در بازمهندسي از تكنيك هاي مشخص براي بهبود نتايج بنگاهي استفاده مي شود و اثربخشي ساختار سنتي سازمان به زيرسوال مي رود. تشريح ، اندازه گيري ،تحليل و بازمهندسي فرايندهاي كاري در جهت جلب رضايت مشتري از طريق روشهاي گوناگون انجام پذير است .
ج - دواير كنترل كيفي
يك دايره كنترل كيفي به جمعي از كاركنان اطلاق مي شود كه در يك گروه كوچك ستادي براي بهبود عمليات سازمان با هم همكاري مي كنند. در اين راه انسانيت ارج نهاده مي شود و بااستفاده از توسعه توان بالقوه كاركنان يك گروه كاري مشتاق پديد مي آيد.
باتوجه به تجربيات به دست آمده در ژاپن قريب به 59 درصد از مشكلات كارگاههابااستفاده از روشهاي ساده كنترل كيفي قابل حل است . نمودارهاي پارتو"2"، نمودارهاي علت و معلول "3"، طبقه بندي "4"، نمونه برداري "5"، هيستوگرام ها، دياگرام پراكنش "6" ونمودارهاي نمايشي و كنترلي از جمله اين روشها هستند.
د - ايزو 9000
خانواده ايزو 9000 شامل 17 نوع از استانداردهاي متفاوت است . از اين تعداد تنهاايزو 9001، ايزو 9002 و ايزو 9003 از جمله استانداردهاي قابل بررسي به حساب مي آيند. درواقع حدود 99 درصد از شركتها خواستار گواهينامه هاي ايزو 9001 و 9002بوده اند. از لحاظ محتوايي ايزو 9002 زير مجموعه ايزو 9001 به شمار مي آيد يا به عبارتي ديگر ايزو 9001 جامع تر از ايزو 9002 است . 14 نوع ديگر استانداردهاي ايزو تنها جنبه هدايتي دارند. ايزو 9001 تا 9004 هر يك دربردارنده سيستم هاي كيفي هستند و مدلي براي تضمين كيفيت در تمام مقولات طراحي ، توسعه ، توليد، نصب و خدمات دهي ارائه مي دهد.
ر - حفظ سطح توليد جامع
TPMرا مي توان سيستم حفظ و نگهداري دانست كه تمام تجهيزات در هر بخش اعم از برنامه ريزي ، ساخت و تعميرات و نگهداري را در برمي گيرد. نظر به اينكه هدف درTPM افزايش بهره وري براي تجهيزات است ، لذا برخي اوقات TPM را معادل با مديريت بهره وري جامع مي دانند.
ز - اعتبار الگوي TQMEX
يكي از مهمترين خصوصيات الگويTQMEX توانايي در ارائه فرايندي گام به گام براي دستيابي به مديريت كيفيت جامع است . ديگر آنكه ، هريك از مراحل فرايند در حوزه اختيارات خود انجام پذير است و نتايج آن به صورت جداگانه قابل ارزيابي است . اين صفت بسيار سودمند است چرا كه شركتها مي توانند تصميم بگيرند كه در كجا اقدامات خود را متمركز كنند و در صورت عدم دستيابي به نتايج مورد انتظار يك گام به عقب بردارند. به همين خاطر، الگوي موردنظر يك الگوي ساده و انعطاف پذير است .
در تلاش براي اثبات اين مطلب كه تمام اجزاي الگوي TQMEX شامل روشهاي مديريتي و اقدامات بهبود كيفي است تحقيقي در شركتهاي هنگ كنگي ، ژاپني و انگليسي در سال 1995 انجام پذيرفت . دستاوردها و يافته هاي اين تحقيق در مجله هو و فانگ "HO & FUNG"به چاپ رسيده است .
تحليل نتايج تحقيق در سازمانهاي پيشرو در هنگ كنگ ، ژاپن و بريتانيا حاكي از آن است كه شباهتها و تفاوتهايي در رويكردها نسبت به الگوي TQMEX وجود دارد. اما آنهااهميت تمام فعاليتهاي TQM را يكسان ارزيابي مي كنند. و اين نتيجه گيري برهاني براين مدعا است كه مديريت كيفيت جامع ديگر تنها مختص و مورد توجه سازمانهاي ژاپني نيست بلكه اكنون به يك مقوله جهاني تبديل شده است .
در اين تحقيق همچنين از آزمودني ها خواسته شد تا نظرات ، اشكالات و پيشنهادات خود را براي بهبود سيستم هاي مديريت كيفي ارائه دهند "درباره ايزو 9000 و TQM".نكات ارائه شده از سوي مديران اجرايي نتايج حائز اهميت و همچنين توصيه هاي مهمي را يادآور شد. ذيلا به برخي از اين نقطه نظرات اشاره مي شود.
الف - شركت نك "NEC"
نقطه قوت : تمركز كاركنان بر اهداف استراتژيك سازمان در بازارهاي رقابتي .
نقطه ضعف : اين الگو تنها شرايط مقدماتي را براي ارائه محصولات منطبق بااستانداردايزو 9000 در بازارهاي دوردست ارائه مي دهد.
پيشنهاد: اين الگو بايد مفاهيم چندبعدي كيفي مانند ايمني ، سلامت محيط را در برگيرد واهداف براي هر بخشي گسترش يابد.
ب - شركت سانيو "SANYO"
نقطه قوت : موافقت عمومي بين مديران ارشد. تقويت روحيه همكاري براي پيشرفت فعاليتهاي اصلاحي .
نقطه ضعف : بخشهاي غيرمستقيم "كاركنان ستادي " بايد بيشتر خود را با مديريت كيفيت جامع منطبق سازند.
پيشنهاد: تاكيد بيشتر بر عوامل انساني ، شيوه رهبري مديران ارشد با تمركز بر اصل مشتري مداري .
ج - شركت توكيو الكتريك پاور
نقطه قوت : فعاليت كاركنان طبق چرخه برنامه - اجرا - كنترل - عمل . پيشرفت بيشتر ازطريق دواير كنترل كيفي .
نقطه ضعف : شكل فعاليتها بيش از محتواي آن مورد تاكيد است .
پيشنهاد: سيستم مديريت كيفيت جامع بايد توسط سطوح عالي ايجاد شود و توسعه يابدو در اين راه اتفاق نظر بين مديران صف يك نياز است . مديريت كيفيت جامع بايد تنها ازطريق مديران صف به اجرا گذاشته شود. تاكيد فعاليتهاي مديريت كيفيت جامع بايدباتوجه به تحولات محيطي "استراتژي بازاريابي يا سطح رضايت مشتري " تغيير پيدا كند.
قرائن به دست آمده از اين شركتهاي موفق حاكي از آن است كه مديريت كيفيت جامع سفري است كه آنها براي رسيدن به موقعيت بهتر برگزيده اند و در اين سفر انتظارات بالايي وجود دارد. بنابراين باتوجه به مطالب عنوان شده چرايي و چگونگي حيات اين سازمانها علي رغم بحرانهاي نفتي و ركود اقتصادي در دهه هاي 70 و 80 روشن مي شود.در حقيقت طي 50 سال گذشته اين سازمانها اصول بنيادين را براساس قواعد و اقدامات مديريت كيفيت جامع و تعالي سازمان قوت بخشيدند. علي رغم مشاهده تفاوتهايي دررويكردهاي به كار گرفته شده ، يك چيز بين آنها مشترك است و آن اينكه سازمانها بايدمطالب جديدي را ياد بگيرند و به اين امر تدوام بخشند.

يافته ها و نتايج
اصول بنيادين و اوليه مديريت كيفيت جامع براي ايجاد رويكردي مرتبط با تعالي سازمان مورد تجديدنظر قرار گرفته است . مفهوم اين روش ائتلاف سيستم ها وتكنيك هاي كيفي گوناگون را يادآور مي شود. باتوجه به تجربيات حاصله از تحركات اين روش در ژاپن ، نياز به رويكردي گام به گام به سوي مديريت كيفيت جامع يك ضرورت است . بادرنظر گرفتن پيشينه نظري ، تجربيات پرسنلي و نتايج تحقيقات انجام شده اهميت مباحثي چون 5S ژاپني ، باز مهندسي ، دواير كنترل كيفي ، ايزو 9000 و حفظسطح توليد جامع روشن شده است . در اين راستا ضرورت بهره گيري از الگوي TQMEXبه اثبات رسيده است و شركتهاي پيشرو اجزا و مراحل آن را به اجرا درآورده اند. و لذاچارچوب مفهومي اين الگو براي سازمانهايي مفيد است كه قصد برتري بر ديگران رادارند. اين نتايج براي سازمانهايي كه تمايل دارند باوجود فعاليتهاي تعالي خواه سازمانهاي پيشرو، زبانزد باشند مفيد است . همچنين توصيه مي شود تا الگوي TQMEX به عنوان فرايندي سيستمي براي دستيابي به دستاوردهاي كيفي مورد استفاده قرار گيرد. نتيجه ديگر اين بحث آن است كه براي سازماني كه رشد مقبول و تعالي را هدف قرار داده است ،مدل TQMEX مكانيسم تحول استراتژيك مفهومي را به وجود مي آورد و از اين راه مي تواند از آن ، كمال استفاده را ببرند.

پانوشتها
1 - نظر به اينكه حرف F در زبان انگليسي نشانه غلطبودن چيزي است افراد تمايلي به رويت و انتخاب اين حرف ندارند. اين آزمون نشان مي دهد كه بايد ابزار مناسب تري براي آزمون انتخاب مي شد. شايد بهتر بود كه حرف ديگري مانند E در نظر گرفته مي شد.
2- PARETO DIAGRAMS

3- COUSE-AND-EFFECT DIAGRAMS

4- STRATIFICATION

5- CHECK SHEETS

6- SCATTE DIAGRAMS
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 9:42  توسط شهره آفاق  | 

در ماه مارس سال 1983 شركت كوچكي در شهر تائگو كره تاسيس شد كه سال ها بعد به عنوان غول توليد كننده لوازم الكترونيكي در دنيا شناخته مي شد.

در ماه دسامبر 1969،‌ اين شركت سرمايه اي بالغ بر 300 هزار وون، را جمع آوري كرد و با آغاز فعاليت با نام سامسونگ- سانيو قدم در راهي گذاشت كه به فعاليت هاي امروزش نزديك تر بود،‌ چند سال طول كشيد تا خط و مش اصلي شركت از سرمايه گذاري در صنايع سنگين،‌ پتروشيمي و صنايع شيميايي به سمت صنايع ظريف و ساخت وسايلي چون تلويزيون هاي رنگي تغيير كرد.

در اواخر دهه هفتاد،‌ اين شركت با كسب درآمدي 100 ميليون دلاري در هر سال به عرصه هاي جديدي چون هوافضا هم وارد شد.

هدف اصلي: فن آوري اطلاعات

در دهه 80 سامسونگ با تاسيس مركزي به نام SDS كه وظيفه رهبري و مديريت سياست هاي كلان اين شركت را در مسايل فن آوري اطلاعات داشت بر روي سيستم هاي مديريت و مشاوره و خدمات شبكه متمركز شد و همزمان كارخانه توليد ساعت اش را نيز افتتاح كرد.

در اواسط دهه و همزمان با رويكرد نويني كه بنگاه هاي تجاري دنيا پيش گرفته بودند سامسونگ انستيتوهاي فن آوري و تحقيقات اقتصادي اش را نيز تاسيس نمود تا از قافله غول هاي تجاري عقب نماند.

اين دو موسسه با پژوهش و تحقيق در زمينه صنايع الكترونيك،‌ نيمه هادي ها و صنايع پليمري،‌ ارتباطات نوري و طراحي پيشرفته شبكه،‌ خوراك مناسبي براي خط هاي وليد سامسونگ فراهم كرده و راه آنها را در دستيابي به سهم بيشتري از بازار مصرف كنندگان سراسر دنيا هموار مي نمودند.

تحول دوم

در نوامبر سال 1987، سامسونگ الكترونيكس دوباره متولد شد. اين شركت موفق شده بود جزو 5 شركت برتر الكترونيكي دنيا قرار بگيرد و همين راه را براي ورود به عرصه هايي چون فن آوري ديجيتال و كامپيوتر هموار ساخت. در آگوست 1994،‌ سامسونگ با تغيير هوشمندانه اي در چيپ حافظه هاي كامپيوترتوانست به ركورد 256 مگابايت برسد و خود را به عنوان يك مارك معتبر تجاري به جهان معرفي كند.

همزمان با اين موفقيت سامسونگ به توسعه مراكز مختلف خود پرداخت؛‌ در ژاپن نمايندگي بزرگي افتتاح كرد،‌ مركز پزشكي مجهز به وجود آورد و يكي از بزرگ ترين كارخانه هاي ساخت و توليد تلويزيون رنگي را در چين راه اندازي كرد. در انتهاي سال 94 ديگر سامسونگ شركتي بود كه براي اولين بار در كره 10 ميليارد دلار درآمد از محل صادرات داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم خرداد 1384ساعت 9:41  توسط شهره آفاق  | 

به نام خدای بزرگ

چه زیبا است جمله عربی زیر که در آغاز اذان روح نواز مرحوم موذن زاده قرائت می شد. در واقع جمله ای زیبا و پر محتوا.

توكلت على الحي الذي لايموت،

والحمد لله الذي لم يتخذ ولدا

ولم يكن له شريك في الملك

ولم يكن له ولي من الذل وكبره تكبيرا

 البته کامل این جمله را در ذیل ببینید. التماس دعا

اللهم قد رضيت بقضائك ، وسلمت لامرك ، اللهم اقض لي بالحسنى ، واكفني ماأهمني ، مائة مرة ، اللهم أوسع لي في رزقي ، وامدد لي في عمري ، واغفر لي ذنبي ، واجعلني ممن تنتصر به لدينك ، مائة مرة ، لاحول ولا قوة إلا بالله توكلت على الحي الذي لايموت ، والحمد لله الذي لم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك في الملك ولم يكن له ولي من الذل وكبره تكبيرا

برگرفته از http://www.al-shia.com/html/ara/books/behar/behar83/115.htm

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 10:22  توسط شهره آفاق  | 

به نام خداوند دانا

سلام، دوباره هم با خبری تاثر بر انگیز برایتان آمدم. حتما خودتان هم شنیده اید که شاعر حماسه گوی و زیبا سخن معاصر از دار دنیا رخت بر بسته است. خدایش رحمت کند و به ما توفیق بندگی مخلصانه اعطا  فرماید. آمین

درگذشت محمدرضا آقاسي، شاعر شوريده و حماسه‌سراي اهل‌بيت(ع)، موجب اندوه علاقه‌مندان هنر و ادبيات مذهبي شد.
محمدرضا آقاسي در گفت‌وگوي مشروحي در خرداد ماه سال گذشته، زندگي گذشته و سوابق فعاليت‌هاي خود را تشريح كرده بود.


ضمن معرفي خودتان لطفا مختصري از زندگيتان را بيان بفرماييد.
بسم‌‌الله‌الرحمن‌الرحيم. من محمدرضا آقاسي، فرزند ششم، پسر چهارم كه در 24 فروردين 1338 در يك خانواده مذهبي در تهران به دنيا آمدم پدرم در بازار تهران مغازه كبابي داشت. آخرين مدرك تحصيلي من، سوم راهنمايي است. دو سال هم در هنرستان تجسمي‌ پسران درس خواندم اما از بس با ناظم و اساتيد آنجا اختلاف نظر داشتم، در سن 16 و 17 سالگي موجب اين شد دو سال ما را مردود و سپس اخراج كنند.

شما سرودن شعر را از چند سالگي آغاز كرديد و چگونه متوجه چنين استعدادي در خود شديد؟
دو برادر بزرگتر من به نام‌هاي «محمد حسن» و «محمد مهدي» در مسائل شعر قبل از من كار مي‌كردند و خواه ناخواه اين مطلب در منزل ما بود. شاهنامه‌خواني يا حافظ‌خواني و يا تذكرة‌الاوليا‌خواني برادرم محمدحسن و نيز چون مادرم هم مداح اهل بيت بود و عمدتا ديوان جوهري را يا بعضي از اشعار صغير اصفهاني و امثال اينها را در منزل مي‌خواند تا حفظ شود تا در مجالسي كه مي‌رود بتواند به راحتي و با تسلط اداره كند. به همين دليل صداي شعر هميشه در گوش ما زمزمه مي‌شد و آشنايي من با حافظ شايد از سال 50 به بعد، يعني در سن 12و 13 سالگي بود اما تقريبا سال 51 و 52 اولين كلمه‌ها رو من به هم مي‌بافتم. تا به مرور زمان كم كم شروع كرديم با همان سن كم و با همان ديدگاه‌هاي آن زمان قبل از انقلاب خودمان، كلمه‌هايي را سر هم مي‌كرديم. همچنين من قبل از انقلاب اسلامي (سال‌هاي 55 و 56) به بعضي از انجمن‌هاي ادبي آن زمان مي‌رفتم و هم اشعار شعرا مي‌شنيدم و هم نوشته‌هاي خودمان را كه فكر مي‌كرديم شعر هست، مي‌خوانديم و به نوعي خودمان را محك مي‌زديم و بعضي وقت‌ها شعرها نقد مي‌شد و يواش يواش رسيديم تا آنجا كه بعد از انقلاب از محضر بعضي از دوستان و اساتيد خوب همچون استاد مهرداد اوستا و استاد يوسف ميرشكاك، درس‌ها گرفتيم و تا به اينجا رسيديم.

اولين شعري كه سروديد را به خاطر داريد؟
اولين شعر يا اولين بافته، اين با هم فرق مي‌كنه. آن چيزي كه مورد نظر هست، اگر شعر باشه؟ من هنوز خودم اين چيزهايي كه مردم ميگن شعر هست شعر نمي‌دانم. اگر مسئله اولين كلام بافته شده باشه، فرق مي‌كنه ولي خب. در آن اوايل كارهايي كه بوده در حد شعر نبوده و نيست و من الان شعرهايي كه در جاهاي مختلف مي‌خوانم عمدتا از سال 1368 به بعد سروده شده. يعني آن سابقه 16 و 17 سال قبلش را من به عنوان شعر قبول ندارم.

براي بيان يك شعر چه حالاتي بايد رخ دهد تا آن اشعار بر ذهن جاري شود؟
اصولا هنر آينه روح انسان است و در حالت عادي چيزي به وقوع نخواهد پيوست. مگر اين‌كه شادي يا غمي‌ مضاعف از حالت اوليه انسان، براي انسان پيش بياد. اگر شما يك حوض را در نظر بگيريد اين در حالت عادي هيچ موجي نداره ولي اگر يك ريگ داخل اين حوض بيندازيد، يك موج در داخل حوض ايجاد ميشه و اين ريگ هرچه درشت‌تر باشه و به سنگي بزرگ برسه، يقينا امواجي كه در اين حوض به وجود مياد، خيلي بزرگتر و قوي‌تر خواهد بود و اگر اين سنگ هرچه سنگين‌تر و با شدت بيشتري با اين حوض برخورد كنه، چه بسا كه آب‌هايي را از اين حوض بيرون بريزه. لذا به نظر من، هنر كلا همچنين حالتي مي‌تونه باشه كه از انسان بيرون بريزه. اين طور نيست كه در حالت عادي انسان قلم به دست بگيره و هرچي كه بناست به عنوان هنر و شعر يا خوشنويسي و يا... ايجاد كنه. بلكه بايد در يك حالت به خصوصي قرار بگيري تا اين حالت رخ دهد بايد يك ضربه اي صورت بگيره. مثل كوه، كوه خود به خود صدا نمي‌كنه اگر صدايي در كوه پخش بشه انعكاس آن را مي‌شنوي و هر چي اين قوي‌تر باشه آن انعكاس قوي‌تره و هر چه دل انسان با اون موضوعي كه مي‌خواد مطرح كنه صميمي‌تر باشه، يقينا كارش خيلي شيرين‌تر و قشنگ‌تر خواهد بود؛ چه در شادي چه درغم، چه در حماسه چه در درام و چه چيزهاي مختلف.

شما هر موقع كه اراده كنيد مي‌توانيد شعر بگوييد يا اين‌كه بايد در يك ايام و حالات خاصي قرار بگيريد؟
من الان خيلي سال است كه ارادي شعر نمي‌گم. يعني امشب بشينم و براي فردا كه يك روز به خصوص يا مناسبتي خاص هست، شعر بگم. عرض كردم سال‌هاي زياديست كه ديگه ارادي كار نمي‌كنم به قول اهل شعر، كوشش كار نمي‌كنم. اگر چيزي جوشيد و آمد بيرون كه آمد، اگر هم نيامد كه نيامد. چون در هنر، بنا به كميت كار نيست، بنا بر كيفيت كار است و كيفيت آن زماني در كار انسان هست كه آن درون انسان به آن مطلبي كه مي‌خواهد عنوان بشه، احساسات دروني گرايش‌هاي بيشتري داشته باشه.

شما با مثنوي بلند «شيعه» در جامعه ما شناخته شديد. يعني هر جا كه نام حاج‌محمدرضا آقاسي مياد، شعر شيعه در ذهن تداعي مي‌شه. خيلي علاقه‌منديم قدري درباره آن شعر بفرماييد و اين‌كه چه حالاتي رخ داد كه چنين مثنويي را بسراييد و كلا مثنوي شيعه، چند بيت است؟
البته شعر و عشق يكيه. اين‌كه چگونه شد كه عاشق معشوق شدي را نتواني بگي، چه شد كه مجنون، شيفته ليلي شد را نتوان كلماتي يافت تا عنوان كرد. فقط مي‌تونم بگم عنايت اهل بيت (ع) است. من خودم هم الان حقيقتا تاكنون ابيات اين مثنوي را نشمردم.ابياتش چقدر است 500 بيت؟600 بيت؟ 700 بيت؟ دقيقا نمي‌دانم. از سال 1368 تاكنون هنوز پرانتزش را نبستم چون كه پرانتزش را من باز نكردم كه حالا بخوام پرانتز اين طرف رو ببندم. خود اهل بيت عنايت كردن و تا آخر عمر هم ادامه خواهد داشت.

در وادي شاعري، برخي ابيات بر دل سراينده شعر مي‌شينه شما از بين اشعارتان آن شعري كه به خيلي به دلتان نشسته كدام بيت و شعر بوده؟
هنر، فرزند روح انسانه و يك هنرمند، همه بچه‌هايش را دوست داره، باز بستگي داره كدوم فرزند شما بيشتر به شما محبت كرده باشه. يقينا گرايشات به آن مطلب بيشتر خواهد شد و خوب يقينا هر جايي كه ذكر علي(ع) و آل علي(ع)، ذكر آقا حضرت ولي عصر(عج) ذكر حضرت زهرا(س) ذكر آقا امام حسين(ع) باشه، يقينا دل بيشتر آرامش مي‌گيرد و بيشتر به اون سمت گرايش پيدا مي‌كنه. اما واقعا مشكله كه در بين مثلا يكي، دو هزار بيت من يك بيت را بخوام بگم اين از همه بهتره. مثلا شما يك وقت به گل‌فروشي مي‌ريد، سه رقم گل داره، يك رقمش را راحت‌تر مي‌توني انتخاب كني اما يك موقع به گل‌فروشي ميري پنج هزار نوع گل داره، انتخاب يك گل از اين پنج هزار مدل گل، خيلي مشكله. من همه گل‌ها رو دوست دارم.

شما هنگام اجراي برنامه كلا اشعارتان را از حفظ قرائت و با يك شور و حرارتي برگزار مي‌كنيد. بفرماييد هنگام اجراي مراسم، چگونه آن را اداره مي‌كنيد؟
حافظ فرمود: «تكيه بر تقوا و دانش در طريقت كافريست..... راهرو گر صد هنر دارد توكل بايدش».
اول توكل بر الله، توسل به اهل بيت و اذن گرفتن از خداوند و آقا رسول الله(ص) و آقا اميرالمؤمنين(ع) سلام بر خانم فاطمه(س) و سلام به آقا امام زمان(عج) و توسل خاص به خانم زينب(س).

شما ديوان اشعار داريد؟
من هنوز مجموعه چاپ نكردم انشالله اگر مولا اميرالمؤمنين(ع) اجازه بدهند. چشم.

شما در بين شعراي گذشته و معاصر با شعرهايتان با كدام يك از آنها ارتباط برقرار و از آنها در سروده‌هايتان تبعيت مي‌كنيد؟
من شاعر اولم، خواجه حافظ شيرازي ـ رحمةالله عليه ـ است و اين نفي ديگر شعراي گذشته نيست بلكه به حافظ، بيشتر گرايش دارم و به نوعي آرامش بيشتري به من مي‌دهد. اما در كنار حافظ، حكيم ابوالقاسم فردوسي، نظامي‌ گنجوي، صائب تبريزي، مولوي و امان ساماني. چون هر كدام به نوعي خصوصيت‌هاي خاص خود و لطافت‌هاي به خصوصي دارند و از معاصرين هم، من اكثر كارهايي كه از شعراي معاصر هست مطالعه كردم و به همه رفقا هم كه سؤال مي‌كنند مي‌گم بخونيد؛ چه آنهايي كه به عنوان شاعر انقلاب معرفي شدند و چه آنهايي كه شاعر انقلاب نيستند. در هر صورت بايد تكنيك‌ها را فرا گرفت تا بتوانيم با تاكتيك خودمان، حرفمان را واضح‌تر و قشنگ‌تر به خواننده و شنونده منتقل كنيم.

شما با انجمن شعرا مرتبط و عضو هستيد؟
من خوشبختانه يا متأسفانه، فرصتي ندارم در انجمن‌هاي مختلف شركت كنم. قبلا خيلي از اين انجمن‌ها رفتم. بعضي از انجمن‌هايي بوده كه چيزهايي داشته كه به معلومات و معارف من اضافه كنه و بعضي‌ها هم بوده كه انجمن ادبي نبوده در حقيقت به نوعي ميشه گفت، يك وقت‌گذراني و دورهم‌نشيني و گپ و گفت‌وگو بوده.

آيا تاكنون براي شما اتفاق افتاده كه در حين برگزاري مراسم، اشعاري كه مي‌خواستيد بخوانيد فراموش كرده باشيد؟ در آن هنگام چه كرديد؟
بله به ندرت اتفاق افتاده كه با توسل به آقا امام زمان (عج) جمع و جورش كردم.

شما براي اجراي مراسم به خارج از كشور دعوت شده‌ايد؟ اگر خاطره‌اي از اين سفرها داريد بفرماييد.
بله، من تاكنون به پنج كشور اروپايي (انگلستان، سوئد، دانمارك، آلمان و دانمارك) و چند كشور آسيايي (امارات، بحرين، ژاپن، لبنان، سوريه، عربستان و عراق كه به سه كشور اخير براي زيارت رفته بودم كه برايم برنامه گذاشتن) براي اجراي مراسم رفتم كه در اين برنامه‌ها به غير از هموطن‌هاي ايراني، افراد ديگري با مليت‌هاي ديگر حضور داشتند. يكي از خاطرات من در اين سفرهاي خارجي، برنامه‌اي بود كه در سال 1378 در روز ميلاد آقا امام زمان(عج) در سوئد برنامه‌اي داشتم براي ايراني‌هايي كه ساليان سال از كشور دور بودند. نيمه شعبان بود و اشعاري خواندم و در انتهاي برنامه نيم ساعت اولم، رفتم عرض ادبي خدمت خانم حضرت معصومه(س) و بعدش عرض ادب پيشگاه آقا علي‌بن‌موسي‌الرضا(ع) داشتم. زماني كه اين اشعار را مي‌خواندم: «ميدوني مي‌خوام چيكار كنم/ميدوني مي‌خوام كجا برم ــ مي‌خوام براي كفترا يه خورده گندم ببرم/اونجا كه گنبدش طلاست/با كفتراش پر بزنم...» جماعت ديگه صداي ناله‌هاشان بلند شد. دل‌هايي كه چندين سال به دلايل مختلفي از ايران دور بودند و مجلس، يه حال و هواي خوب و باحالي پيدا كرده بود. از اين قبيل خاطرات، زياد هست كه براي من بسيار شيرين است.


اگه يکي بخواد مثل شما يا ساير شعرا، شعر بگه بايد چه چيزي رو در خودش تقويت كنه. اصلا بايد چکار کنه. آيا کسي که اصلا ذوق شعرگويي ندارد، مي‌تواند روزي شعر بگويد؟ فرقي نمي‌کنه چه جور شعري. حالا يا متن‌هاي خيلي زيبا يا شعر نو يا...؟
قريحه شعر و هنر، مثل غرايز ديگر در انسان هست؛ مثل خشم، غضب، محبت، گريه، خنده... بستگي دارد كه چه غريزه‌اي در انسان تحريك بشه و به ثمر بشيند. ولي يه وقت انساني هست كه با يك لطيفه، خندش شروع ميشه اما انساني هست كه ده تا لطيفه، لبخندش را تحريك نمي‌كنه و در مسائل غصب و محبت و... هم وجود دارد. شعر هم چيزي جداي از غرايز انساني نيست. در همه هست، فقط بستگي به اين دارد كي برانگيخته شود.

حد شعر در باب اغراق چقدر است؟
اغراق در شعر، بي‌نهايت است.

چرا شما ديگه شعرهايتان توسط مداحاني مثل آهنگران خونده نمي‌شه؟
اين سؤال را مي‌بايست از خود آقاي آهنگران و ديگر مداحان پرسيد.

چرا نسبت به سال‌هاي پيش کم‌کار شده‌ايد. مقصودم حضور در گردهمايي‌ها و شعرخواني‌ها و صداوسيماست. ديگر اين‌که به کدام شعرا از ميان معاصرين علاقه داريد؟
من كم‌كار نشدم. منتهي من در صداوسيما كاره‌اي نيستم كه بخوام براي خودم در صداوسيما برنامه بگذارم. اين بستگي به عوامل صداوسيما داره. به مديران شيكه‌ها و به مديران پخش و تهيه‌كننده‌هاي صداوسيما و برنامه‌هاي صداوسيما بستگي دارد. هر وقتي كه گفتند در حد توانمان فرصت كرديم در خدمتشان بوديم آن هم به عشق مردم و اما در ميان شعراي معاصر، بنده عشق و علاقه‌ام به استادم يوسف علي ميرشكاك، بيشتر از دوستان ديگر است.

اگر قرار باشه، روزي ديگه شعر نگوييد، چه خواهيد كرد؟
اگر قرار باشه شعر نگم، يقينا سينه خاك خواهم خوابيد.

شما خيلي سيگار مي‌كشيد و اين كثرت استعمال سيگار، اين شايبه را ايجاد مي‌كند كه شما اعتياد به مواد مخدر داريد. در اين‌باره به صورت شفاف براي خوانندگان توضيح بفرماييد.
آيا بعضي از عرفا و علماي حال حاضر ما كه سيگار به سيگار مي‌كشيدند، اينها هم معتاد بودند؟ آيا فقط سيگار دليل بر اينه كه هر كسي سيگار بيشتر كشيد، حتما معتادتره؟ بنده جز سيگار، به هيچ چيزي ديگه‌اي اعتياد ندارم.

برخي افراد با توجه به ظاهرتان از شما به عنوان صوفي (درويش) ياد مي‌كنند. نظرتان در اين زمينه چيه؟
در ميان لجه خون ماهيم... يا علي درويش روح اللهيم.

بعضي دوستان مطرح مي‌كنند كه شاعر اهل بيت، بايد ظاهري ساده و در عين حال معنوي داشته باشه شما براي ظاهر خودتان، همچون موهاي بلند سيبل‌هاي بلند و محاسن بلند چه پاسخ و توجيهي داريد؟
والله ما اين ظاهر معنوي را نفهميديم به چه طريقي هست. ما اگر تاريخ انبيا و اوليا را نگاه كنيم اكثرا گيس بلند و محاسن بلند دارند و فكر نمي‌كنم، چيزي را كه شرع مقدس اسلام نهي نكرده باشد خلاف معنويت باشه. يعني اگر جايي هست كه مثلا گيس بلند و ريش بلند خلاف شرعه و يا مثلا دستور پيغمبر كه مشخص كرده باشد اگر حديثي هست ما بشنويم و بدانيم ما هيچ مشكلي نداريم و كوتاه خواهيم كرد.

شما براي ظاهر خود، به چه كسي اقتدا كرده‌ايد؟
يا علي جان مقتداي من تويي.. فاش مي‌گويم خداي من تويي
در تو تصوير خدا را ديده‌ام.. در صدا، صاحب صدا را ديده‌ام

شما در عرصه شعر و شاعري، وارد سياست هم شده‌ايد و اشعار سياسي هم سروده‌ايد؟
اين اشعار سياسي منظور چيه؟ اگر اين هست كه به سمت حزبي و گروه‌هاي سياسي متمايل باشم. نه، چون من سعيم در اين است كه فقط و فقط در خط رهبري باشم و هر چيزي كه بخواد به نظام ضربه بزند، در حد توان خودم دفاع كنم. از نظام با اسلحه خودم كه شعر هست دفاع كنم. اين نيست كه حالا بيام سمت اين جبهه يا آن جبهه يا از اين حزب يا آن حزب براي يك كدام از اين احزاب چه چپ و چه راست چه اين ور چه اون‌ور، بخوام سينه بزنم و با اين بخوام حزب‌هاي ديگر را بكوبم. شعر من سياسي هست اما حزبي نيست.

شما اصلا خط و خطوط و جناح‌بندي‌هاي سياسي را قبول داريد؟
خب اين جوابش خيلي مفصل خواهد بود، با يكي، دو دقيقه نمي‌توان جواب داد. به اين سبك و سياقي كه توي اين مملكت هست، نه. چون وقتي كه حزبي برنامه‌اش مدون نيست، اصلا حزب نيست. حزبي كه براي مسائل سياسي مملكت نتواند خط و مشي مدون و اساسنامه داشته باشد، حزب نيست.

شما فكر نمي‌كنيد برخي اشعار شما به ذائقه گروه‌هاي سياسي خوش نياد و اين عاملي بشود براي منزوي و محدود كردن شما؟
كار ما در اين عالم چيست؟ آيا در صدر اسلام، همه گروه‌ها و همه اقشار از آقا رسول‌الله(ص) خوششان مي‌آمد؟ از آقا اميرالمؤمنين(ع) خوششان مي‌آمد؟ در همين زمان خودمان، آيا همه اقشار و گروه‌ها از حضرت امام خميني(ره) خوششان مي‌آمد؟ آيا اگر فردا روزي، انشاءالله آقا امام زمان(عج) بيايند، همه مردم عالم و همه حزب‌ها و گروه‌ها از آقا خوششان خواهد آمد؟ يقينا اينطور نيست. اگر شعر ما خلاف مسائل مملكتي و نظام جمهوري و حكومت اسلامي‌ و اهانت به شخص يا گروه خاصي هست، ما از اين اشعارمان صرف ‌ظر مي‌كنيم. اما يك خط كلي نظام هست كه سعي ما در اين است؛ اون خطوط كلي نظام و شرع مقدس را بفهميم و در جهت اعتلاي نظاممان حركت كنيم و مشخص هست همه افراد از همه قانون‌ها خوششان نمي‌آيد. به قول حضرت امام (ره)، سارق‌ها و قاتل‌ها هم از قانون خوششان نمي‌آيد. وقتي مي‌گويند جريمه عبور از چراغ قرمز مثلا سي هزارتومان هست، چه كساني خوششان نمي‌آيد؟ مشخصه، آنهايي كه نمي‌خواهند پشت چراغ قرمز صبر كنند. اگر ما اهانت به شخصي كرديم، حرف شما قبول است و اما در همه جاي دنيا نه تنها در ايران در همه جا هست كه هر سيستمي‌ كه مخالفي داشته باشه، مخالفش را بايكوت و خونه‌نشين كنه.

با توجه به اينكه يك چهره معروف هستيد، برخورد مردم در كوچه و خيابان و... با شما چطوره؟
عامه مردم، محبت. از راننده تاكسي گرفته تا نانوا، بقال، بچه‌مدرسه‌اي، كساني كه به نوعي بشناسند، محبت مي‌كنند. بچه‌هاي هيأتي، بچه‌هاي غير هيأتي، بچه‌هاي پائين‌شهر، بالاشهر، دانشجوها و... من از مردم چيزي جز محبت نديدم. اما مسئولان فرهنگي مملكت، متأسفانه حتي كوچكترين محبتي را تا به حال در حق من نداشتند.

به نظر شما مشهور بودن خوبه؟ چرا؟
شيخ محمد لاهيجي، متخلص به «اسيري» در ديوان مثنوي خودش فرمود:
اشتهار خلق آفات ره است **** كي گزيند شهره هر كو آينه

بعضي خود را سگ و برخي قلاده به گردن مي‌اندازد و گروهي قمه مي‌زنند آيا ما مي‌توانيم در مورد ائمه خود را تا اين حد خوار کنيم؟
اينكه مي‌توانيم يا نمي‌توانيم، ما در مقابل ائمه چيزي نيستيم اما اين‌كه حالا اين مطلب بخواهد عامه شود مثلا من آقاسي بخواهم در عامه مردم با ديدگاه‌هاي مختلف با درجات فهم مختلف، بگويم من سگ علي‌ام و قلاده به گردنم بيندازم و هو هو مردم، همه هو هو كنيد، اين را من نمي‌پذيرم. من اگر سگ علي‌ام، بايد وفايم را به علي ثابت كنم و درباره قمه‌زني از نظر شرعي در حد فتوي نيستم كه خواسته باشم فتوي بدهم. در اين رابطه، مقام معظم رهبري نظر خود را فرمودند و تكليف براي همه روشن شده است.

براي حضرت ميثم تمار و پايبندي شيعه به مولايش، يه شعري بفرماييد.
يك مخمس هست (پنج پايه) كه من به نام «رقص مرگ» يك مصرع در آنجا دارم:
شيعيان را شيوه‌هاي گونه‌گون رقصيدن است
يا ابوذروار در دشت جنون رقصيدن است
يا چو مسلم از بلندا سرنگون رقصيدن است
يا چونان عباس، در غرقاب خون رقصيدن است
رقص ميثم مي‌نـوازد ريسمان دار

آيا قصد نداريد سايتي براي استفاده همه علاقه‌مندان به خودتان و شعرهايتان و صدايتان داير کنيد؟
اگر روزگاري واجب بشه اين مطلب كه من سايت بزنم و حقيقتا به اين نتيجه برسم كه اين مطلب واجب و مورد احتياج هست، انشالله از خدا مي‌خواهم كمك كنه كه يك دستگاه كامپيوتر بخرم. چون الان كامپيوتر ندارم و بعد با آموزش‌هايي كه از دوستان خوبم خواهم ديد،اين سايت را راه‌اندازي خواهم كرد.

شما آلبومي‌ تحت عنوان «عشق ازلي» ارائه داده‌ايد. لطفا پيرامون كم و كيف آن توضيحاتي بفرماييد و آيا كار جديدي در دست داريد يا خير؟
ما اولين نوار كاستمان را با نام «عشق ازلي» كه عمدتا دكلمه و سه چهار تا تكه‌اش تك‌خواني و همخواني است، بيرون آمد. البته اين كار ضرب‌الاجل شد. شايد اگر فرصت بيشتري داشتيم، كار، بهتر از اينها بيرون مي‌آمد. اگر خداوند توفيق داد و ديديم كه احتياج جامعه هست، شايد كارهاي بعدي را ارائه بدهيم.

شما در جبهه‌هاي جنگ هم حضور داشته‌ايد؟
من مدت كوتاهي در جبهه بودم. من با جهاد استان تهران، دوره بلدور ديدم كه مدت كوتاهي در شوش دانيال بودم و سپس از آنجا به جزيره مجنون و سه‌راه جفير و شلمچه رفتم. همچنين من چندين سال در اول انقلاب در كميته انقلاب اسلامي‌ در مبارزه با گروهك منافقين و... فعاليت داشتم، حدود يك سال در راستاي فعاليتهاي نهضتي با نيروهاي ساتجا كه توسط شهيد محمد منتظري اداره ميشد در كشور سوريه بودم و در آنجا فعاليت داشتم.

شما به غير از برنامه‌هاي فرهنگي‌تان، شغل ديگر هم داريد؟
فعلا بيكاريم. ولي انشاءالله بناست با تعدادي از دوستان، يك مؤسسه فرهنگي راه بيندازيم.

شما درباره مقام معظم رهبري هم شعر گفتيد؟
آقا عشق منه. پير منه مراد منه مرجع منه و رهبر منه.
در رابطه با امام؟
امام هم همچنين. من براي امام و مقام معظم رهبري، شعرهاي زياد دارم.

ممكنه الان چند بيت بفرماييد؟
باشه براي بعد، فرصتي ديگر كه به صورت مبسوط كارهايي كه در رابطه با امام و مقام معظم رهبري هست، مي‌دهم خدمتان، اگر خواستيد، استفاده كنيد.

اگر ممكنه چند بيت از اشعارتان را كه در رابطه با مقام معظم رهبري سروده‌ايد، براي خوانندگان اين مصاحبه بفرماييد.
بنگـر رحماء بينهــم را **** تكـــرار تـب غـــديـر خــــم را
امروز علي غريب و تنهاست **** آماج هجوم اهرمن‌هاست
او كيست؟گلي ز باغ زهرا (س) **** پرورده درد و داغ زهرا (س)
او نـور دل بسيجيــان اســت **** چون مادر خويش، مهربان است
مستــم ز تبســم نمـازش **** لبخند چو غنچه، دلنوازش
چشمانش بوي عشق دارد **** مستي ز سبوي عشق دارد
چون فاطمه پشتوانه اوست **** تا هستم و هست دارمش دوست

تاكنون ملاقاتي با مقام معظم رهبري داشته‌ايد؟
بله دو مرتبه خدمت آقا رسيدم
خصوصي بود؟
نيمه‌خصوصي بود.

در رثاي شهدا، سروده‌هايي داشته‌ايد، لطفا چند بيت از آن را بفرماييد.
دلم تنــگ شهيـدان اسـت امشب ***** كه همرنگ شهيدان است امشب
من از خـون شهيـــدان شـرم دارم ***** كه خلقي را به خود سرگـرم دارم
زمن پـرسيــد، فــرزنـد شهيـــــــدي ***** كــه بــابــاي شهيــدم را نـديــدي
به من مي‌گفت مادر او جوان بود ***** دليــر و جنگجـــوي و پـرتـوان بـــود
نمي‌دانم چه سودايي به سر داشت ***** به دوشش كوله‌باري از سفر داشت
قــدم در كـوچـه‌بـاغ عشق مي‌زد ***** به جان خويش داغ عشق مي‌زد
چه عشقي؟عشق مولايش خميني ***** كـــه بـوسـد تـربـت سبــز حسيني
بــه اميـدي كـه از آن گِـل كــام گيرد ***** بگـريـــد تــا دلـش آرام گيـرد

نظر شما پيرامون آمريكا و آنهايي كه مي‌گويند بايد با آمريكا ارتباط داشته باشيم چيه؟
آنهايي كه آمريكا را دوست دارند يقينا دوست دارند، بيگانه بر سرشان حكومت كند.

آيا شما اشعاري در رابطه با آن دسته افرادي كه علاقه‌مند به ارتباط با آمريكا هستند، سروده‌ايد؟
اينها كه پنبه‌شان زده شد. بالاخص با اين هجوم سفاكانه آمريكا به ملت مظلوم عراق پنبه همه مدعيان حقوق بشر و دموكراسي غربي و آمريكا و غرب‌گرايي نه تنها در ايران بلكه در تمام عالم زده شد و ديگه بايد آدم حماقت داشته باشه كه بخواهد دست از دامن مقام معظم رهبري بردارد و زير پرچم آمريكا سينه بزند.
اگر نظم نوين هر پرده در خون مي‌كشد ما را
شهـادت از گلوي غـرب بيـرون مي‌كشد ما را
رهـــا مي‌گــردد آخـر زلف مـا بر نيزه‌ها در باد
فـرو مي‌پـاشد از هم هفت بنـد غـرب غـربت زا
و انشالله سرنوشت آمريكا بدتر از شوروي سابق خواهد شد.

وقتي كه شنيديد بارگاه آقا اميرالمؤمنين(ع) را با خمپاره زدند، چه احساسي داشتيد؟
به آن حد بود كه اگر چاره‌اي داشتم، مي‌رفتم و جلوي صحن آقام مي‌ايستادم و سينه سپر مي‌كردم كه اگر مي‌خواهند بزنند، اول به سينه من گلوله بزنند و خونم را بريزند.

بيشتر اشعارتان در رابطه با اهل بيت است. تا حالا عناياتي را از اين بزرگواران به وضوح لمس كرده‌ايد؟
جاده حيرت بسي پر پيچ بود ** ** لطف ساقي بود و باقي هيچ بود
همه‌اش عنايت آنهاست.

شما در زمينه شعر شاگرد هم داريد؟
نه شاگرد ندارم. البته دوست زياد داريم از شعرا و هنرمندان. بخواهيم نخواهيم از هم تاثير مي‌گيريم ولي چيزي به عنوان استاد و شاگردي نداريم.

شما بيشتر اوقات براي اجراي برنامه در سفريد، اين امر باعث ايجاد مشكلي در خانواده نمي‌شود و آيا همسرتان از اين مسئله راضي هستند؟
تا حالا كه پيش نيومده و رضايتمندي را از خود حاج خانم بپرسيد.
همسر حاج‌آقا: من از حاج‌آقا راضيم و مشاركت ايشون در منزل خوبه من از ايشون راضيم، خدا هم از ايشون راضي باشه. حاجي خيلي خوبه، فقط خيلي خونسرده.

اوقات فراغت خود را چگونه مي‌گذرانيد و تفريحات شما چيه؟
اوقات فراغتم را بيشتر به استراحت مي‌گذرانم و تفريحات من، تلويزيون و جدول و برنامه تلويزيون را هم بيشتر اخبار داخلي و خارجي را دنبال مي‌كنم و با فوتبال هم ميونه خوبي دارم.

شما اهل ورزش هستيد؟
بله. من قبلا تكواندو كار مي‌كردم. ورزش مورد علاقه‌ام بولينگ است و فوتبال رو هم زياد دوست دارم.
شما طرفدار پرسپوليس هستيد يا استقلال؟
من طرفدار تيم پاس هستم و از تيم‌هاي خارجي هم تيم آرسنال و به نظر من بهترين بازيكن دنيا شماره 14 آرسنال تيري‌ هانري.

اهل موسيقي هستيد؟
بله، موسيقي را دوست دارم.
چه موسيقي را دوست داريد؟
عمدتا موسيقي‌هاي سنتي را بيشتر مي‌پسندم و از ساز‌ها، به تار و ني و دف بيشتر علاقه دارم.
بزرگترين آرزوي شما چيه؟
بزرگترين آرزوم اينه كه آقا حضرت ولي عصر(عج) مرا به نوكري خود بپذيرد و اعمالم مورد تأييد ايشان باشد كه اگر چنين شود، تمام كارهاي دنيوي و اخروي تضمين و تأييد شده مي‌باشد.

در پايان اين گفت‌وگو‌ي دوستانه اگر براي جوانان و آنهايي كه مي‌خواهند از طريق شعر و شاعري به جايي برسند مطلبي براي گفتن داريد، بفرماييد.
اگر موضع داشته باشيد، صاحب موضوع خواهيد بود. اگر موضع نداشته باشيد، در هر وادي سر گشته‌ايد.

از اين‌كه در اين گفت‌وگو شركت كرديد، صميمانه تشكر و قدرداني مي‌كنيم و برايتان آرزوي توفيقات روزافزون در ظل توجهات حضرت ولي عصر(عج) داريم.
من هم به نوبه خودم از شما كه زحمت كشيديد و تشريف آورديد، تشكر مي‌كنم و برايتان آرزوي موفقيت دارم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 10:13  توسط شهره آفاق  | 

به نام آنکه هستی و هر آنچه هست ازوست
همیشه در ذهن من صدای دلنشین اذان پیرمردی که هنوز هفته ای بیش نیست که از این سرای فنا به دیار باقی کوچ کرد برقرار و تا ابد جاوید خواهد بود. در واقع هر چه که فکر میکنم که چه آهنگی و یا موسیقی برای من به عنوان اولین موسیقی و آهنگ ثبت شده در خاطراتم باشد چیزی بیشتر صدای اذان موذن زاده نمی باشد. فمن یعمل مثقال ذره خیر یره .... ، هر قسمت از آذان را که می خواند یک توصیف زیبا نیز به دنبالش بود. باور نمی کنید بسیار برای من دلنشین و زیبا بوده و هست و از خدا می خواهم که برایم دلنشین تا پایان عمرم بماند. صدای اذانی که مرا دعوت به نیایش با خدایم می کرد و من سخت در ....
 
موفق و پیروز باشید.
+ نوشته شده در  شنبه هفتم خرداد 1384ساعت 9:33  توسط شهره آفاق  | 

این دعا به نظر من بسیار دعای جالبیه، اینکه از خدا بخواهی سرانجام کارمون رو به سعادت و خیر رهنمون کنه، خیلی مهمه، سعادت و خیر خیلی چیز والا و بزرگی است که قسمت خیلی ها نمیشه. من که از خدا می خواهم و آرزوم اینه که:

اللهم انى اسالك ان تختم لى بالسعادة
فلا تسلب منى ما انا فيه
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم

خدايا از تو مى‏خواهم كه زندگانى‏ام را به رستگارى پايان بخشى
و اين «حال خوش‏» را از من باز نستانى
كه جز با دست آويختن به خداى بلندپايه بزرگ هيچ نيرو و توانى نيست.

التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم خرداد 1384ساعت 15:8  توسط شهره آفاق  |