تبليغاتX
شهرآشوب

شهرآشوب

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق!

پیغام گیر حافظ:

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود غم مخور!
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود غم مخور!
بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود غم مخور!


پیغام گیر سعدی:

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم
به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم


پیغام گیر فردوسی:

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای
به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام:

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد
رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد!


پیغام گیر منوچهری:

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم
بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم!


پیغام گیر مولانا:

بهر سماع از خانه ام رفتم برون.. رقصان شوم!
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم  شادان شوم!
برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم!


پیغام گیر بابا طاهر:

تلیفون کرده ای جانم فدایت!
الهی مو به قوربون صدایت!
چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت!

وپیغام گیر نیما :

چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت  چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش  

پیغام گیر شاملو :

بر آبگینه ای از  جیوه  ء سکوت
سنگواره ای از  دستان  آدمی
تا آتشی و  چرخی که آفرید
تا  کلید واژه ای  از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویمت
آنگاه که توانستن سرودی است

پیغام گیر سایه :

ای صدا و سخن توست  سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان
گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز  کتمان

پیغام گیر فروغ :

نیستم.. نیستم..
اما می آیم.. می آیم ..می آیم
با بوته ها که چیده ام از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 12:59  توسط شهره آفاق  | 

 * موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق!
ضرب‌المثل آذربايجاني

* هنگام ازدواج بيشتر با گوشهايت مشورت كن تا با چشمهايت.
ضرب‌المثل آلماني


* مردي كه به خاطر «پول» زن مي‌گيرد، به نوكري مي‌رود.
ضرب‌المثل فرانسوي


* زن عاقل با داماد «بي‌پول» خوب مي‌سازد.
ضرب‌المثل انگليسي


* اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري، اختيار شكمش را در دست بگير.
ضرب‌المثل اسپانيايي

* خطرناك‌ترين غذاي دنيا، كيك عروسي است!
ضرب‌المثل آمريكايي

* زنان با مردان به اين اميد ازدواج مي‌كنند كه بالاخره بتوانند آنها را تغيير دهند. مردان با زنان ازدواج مي‌كنند، به اين اميد كه هرگز تغيير نكنند، و واضح است كه هر دو گروه سرخورده مي‌شوند!
آلبرت انيشتين

* وقتي مردي در ماشين را براي همسرش باز مي‌كند، يا ماشين نو است، يا همسرش!
پرنس فيليپ

* اگر از تنهايي مي‌ترسيد، ازدواج نكنيد!
آنتوان چخوف

* چرا زنها ده‌ها سال وقت صرف مي‌كنند تا عادات شوهرشان را تغيير دهند، اما در نهايت گله مي‌كنند كه او ديگر آن مردي نيست كه با او ازدواج كرده‌اند؟
باربارا استرايساند

* اميدوارم در تمام طول زندگي آنچنان همديگر را دوست داشته باشيم كه انگار هرگز ازدواج نكرده‌ايم!
لرد بايرون

* پشت سر هر مرد موفقي، يك مادرزن ناباور و متعجب ايستاده است.
اسكاروايلد

* در خانه رئيس من هستم، فقط تصميم‌گيري‌ها به عهده همسرم است.
وودي‌آلن

* ازدواج تنها ماجراجويي مخاطره‌انگيزي است كه راهش براي ترسوها هم باز است.
ولتر

* نصيحت من به شما اين است: ازدواج كنيد، اگر زنتان خوب باشد خوشبخت مي‌شويد و اگر بد باشد، فيلسوف.
سقراط

* قبل از ازدواج زن بايد به مرد عشق بورزد تا نگهش دارد، بعد از ازدواج بايد نگهش دارد تا بتواند به او عشق بورزد!
مريلين مونرو

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 9:45  توسط شهره آفاق  | 

خريد لباس عيد
از يکی دو ماه به نوروز مانده شيرازی ها به بازار مي روند و لباس عيدشان را می خرند پارچه هايي معمولاً خريداری می شود که دارای رنگ روشن و سرخ يا زرد باشد و معتقد بودند اگر لباس را خودشان بدوزند پارچه آن را روزهای دوشنبه يا جمعه قيچی کنند و نيز معتقد بودند که روز پنج شنبه ساعت سنگين است و لباس مدتی روی دست می ماند تا دوخته شود. روز سه شنبه اگر بريده شود نصيب دزد يا مرده شور خواهد شد و روز چهار شنبه می سوزد وسايل خانه نيز بايد عوض شود و يا تميز گردد. پختن نان شيرين از جمله کارهايي است که حتماً بايد قبل از عيد و برای عيد انجام بگيرد .


سبز کردن گندم، عدس، تره تيزک، ده پانزده روز به عيد مانده در خانه های شيراز صورت می گيرد. برای اين کار از ظرفی استفاده می کنند که از جنس مس يا روی باشد و بعد مقداری دانه ابتدا به سلامتی امام زمان می ريزند و به ترتيب بعد از آن نام اعضای خانواده را می آورند .
خانه تکانی يا رفت و روب
يکی دو هفته پيش از عيد خانه تکاتی يا رفت و روب انجام می گيرد و مجدداً اثاثيه را جابه جا می کنند و گرد گيری می کنند و دوباره آنها را می چينند. در مراحل بعد تخم مرغ رنگ کردن است که آن ها را آب پز می کنند و رنگ های شاد بر روی آنها می زنند.

سفره و ساعت تحويل سال
برای تحويل سال همه در يکی از اطاق های خانه شان سفره می اندازند . پيش از هر چيز آيينه و قرآن در آن می گذارند و بعد هفت سين را می گذارند

هفت سين عبارت است از سماق، سير، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .
در شيراز علاوه بر هفت سين( هفت ميم ) را هم درسفره می گذارند که هفت ميم عبارتند از: مدنی ( ليمو شيرين )، مرغ، ماهی، ميگو، مسقطی، ماست و مويز. به علاوه کنگر ماست، عسل، خرما، کره، پنير، کاهو، تخم مرغ رنگی و .... موقع تحويل سال همه اهل خانه بايد با لباس نو بر سر سفره باشند اسپند نيز دود می شود و هر کدام از اين ها فلسفه ای دارد. شمع برای روشنايي خانه و زندگی، قرآن نشان توجهی است که بايد در آغاز سال به خداوند داشته، به علاوه در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.
پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .
يکی ديگر از اعتقادات مردم شيراز اين است که هنگام تحويل سال در حرم حضرت شاهچراغ(ع) باشند که درآنجا شمع روشن می کنند و در دست می گيرند به اين معنی که هميشه زير نور شاهچراغ باشند . و يک نفر واعظ بالای منبر می رود و دعا می خواند و مردم صلوات می فرستند و از طرف خادمين شاهچراغ روی مردم گلاب پاشيده می شود و همه به هم تبريک می گويند.

ديد و بازديد
از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.

سيزده بدر
روز دوازده فروردين همه وسايل تهيه می شود و هر چه از شيرينی ها و آجيل ها باقی مانده برای صبح سيزده آماده می شود که البته همراه آن سرکه و کاهو نيز هست. صبح سيزده فروردين همه دسته دسته عازم کوه و باغ های اطراف شيراز می شوند و معتقدند در روز سيزده فروردين نبايد در خانه ماند زيرا اين روز نحس و بديمن می باشد. روز سيزده پيش از طلوع آفتاب و تا پاسی از شب ادامه دارد در عصر اين روز ويژه سبزی گره زدن دخترهاست که در واقع برای گشايش بخت خود اين کار را می کنند و ترانه هايي می خوانند چنانچه سيزده به ماه رمضان بيفتد. مراسم را بعد از تمام شدن ماه رمضان در اولين جمعه يا اولين عيد انجام می دهند.

رسم آب پاشي
از مراسم كهن ايرانيان در نوروز رسم آب پاشي به يكديگر و يا آب تني و شست و شوي خود با آب بوده است.بيروني در پيدايي رسم آب پاشي در ميان ايرانيان انگيزه هاي گوناگوني را ياد كرده است.مثلا مي نويسد، چون تن انسان در زمستان به كثافات آتش، يعني دود و خاكستر آلوده مي شود، مردم با آب پاشي به خود و يا آب تني اين كثافات را از خود دور و خود را تطهير و پاكيزه مي كنند. همچنين در سبب شست و شوي تن يا آب پاشيدن به يكديگر مي نويسد:
«چون در عهد پادشاهي جم هيچ جانوري نمرد و به طوري رو به فزوني گذاشتند كه فراخناي زمين با همه پهنايي كه داشت بدل به تنگنا شد، خداوند آن وقت زمين را سه برابر كرد و ايشان را امر نمود كه با آب غسل نمايند تا از هر گناهي پاك شوند و هر سال براي اينكه آفات را از ايشان دور كند اين كار را تكرار نمايند.»

امروزه رسم كهن اب تني و آب پاشي در نوروز كمتر در ايران معمول است، ليكن بقاياي آن را در آيين هاي مربوط به جشن چهار شنبه سوري در برخي از جامعه ها و فرهنگ هاي ايران مي توان ديد .رسم آب فشاني در نوروز هنوز ميان گروهي از مردم سرزمين هاي  همسايه ايران از جمله شيعيان پاكستان رايج است.


مثلا در آداب تحويل سال ميان برخي از مردم چنين رسم است : «در موقع تحويل سال تمام افراد خانواده دور هم جمع مي شوند ، در وسطشان كاسه اي پر از آب روي سيني بزرگي قرار مي دهند. در آب عطر و گل هاي محمدي و گلاب ميريزند و بزرگ خانواده دعاي تحويل سال را مي خواند و سايرين در خواندن اين دعا از او پيروي مي كنند اين عمل 365 بار تكرار مي شود و پس از خواندن اوراد، شخص مزبور درود گويان آب كاسه را به وسيله انگشتان دست بر روي همه افراد موجود مي پاشد و بقيه را در گوشه اي از حياط مي ريزد. اين تشريفات نزد همه علاقمندان به نوروز سرچشمه يمن و سعادت محسوب مي گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 15:1  توسط شهره آفاق  | 

تاسف بر گذشته بدون فایده است و فقط باید از گذشته برای آینده تجربه آموخت تا اشتباه گذشته در آینده تکرار نشود.

روی هر چی دس گذاشتم یکی زودتر اونو برده

روی سرنوشتم انگارمهر این حادثه خورده

همیشه بهم می گفتن تو دوباره دیر رسیدی

دوباره شکست و تاخیر با یه دنیا نا امیدی

گلی رو که من می خواستم یکی قبلا چیده بودش

قبل من یکی به مقصد همیشه رسیده بودش

نیمکت رو به بلوطا شد مال یه کس دیگه

آخه دیر رسیده بودم اینو یه پرنده می گه

قبل من یکی طلسم قلعه ی دو رو شکسته

حالا رفته توی قلعه خوش و بی غصه نشسته

هدیه ای که دیده بودم قبل من یکی خریده

من همون مسافرم که به ترن باز نرسیده

همیشه دیر می رسیدم حتی موقع قرارم

حالا هم واسه همینه که تو دنیا تو رو دارم

تو رو هرگز نمی دیدم اگه زود رسیده بودم

اگه اون گل و به موقع از تو صحرا چیده بودم

توی بازی زمونه خیلی وقتا دیگه دیره

یکی اما پیدا می شه که دس تو رو می گیره

نکنه هنوز همونم یه مسافر تو ی بن بست

که رو جاده ها ی حسرت با نگاهش می کشه دست

راس بگو حقیقتی تو ؟ یا تو خواب و رویاهامی

بگو که دیر نرسیدم تو تا آخرش باهامی

بگو چون که دیر رسیدم تو مال منی همیشه

قصه ی ما رو اگر چه هیچکی باورش نمی شه

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 12:36  توسط شهره آفاق  | 

بسيارند كسانى كه ادّعاى خردورزى مى‏كنند و گاه خود را برترين خرد ورز معرّفى مى‏نمايند، امّا اينگونه نيست كه هر مدّعى خردى، خردورز باشد، چه بسيار كسانى هستند كه بجاى عقل از شيطنت و حيله‏گرى برخوردارند، و همچون عمروعاص براى هر كارى حيله‏اى، و براى هر حق باطلى و براى هر راست، دروغى پيش ساخته دارند، اين‏ها هرگز از نظر دينى خردمند و عاقل بحساب نمى‏آيند، براى تشخيص اين امر حضرت ثامن الحجج(ع) نشانه خردمندان واقعى را به جامعه معرّفى مى‏نمايد آنجا كه فرمود: «لا يتمّ عقل امرءٍ مسلمٍ حتّى تكون فيه عشر خصالٍ ا لخير منه مأمول و الشّرّ منه مأمونٌ يستكثر قليل الخير من غيره، و يستقلّ كثير الخير من نفسه، لايسأم من طلب الحوائج اليه، و لا يملّ من طلب العلم طول دهره، الفقر فى اللّه احبّ اليه من الغنى، والذّلّ فى اللّه احبّ اليه من العزّ فى عدوّه، و الخمول اشهى اليه من الشّهرة، ثمّ قال العاشرة و ما العاشرة، قيل له: ماهى؟ قال(ع): لايرى احداً الّا قال هو خيرٌ منّى واتقى؛(13) خرد مرد مسلمان كامل نمى‏شود مگر آنكه ده ويژگى در او باشد:

1- به نيكى او اميد رود(و دست خير او در جامعه مورد اميد نيازمندان باشد).

2- از بدى او آسودگى باشد(و كسى از شرّ او بر خود بيم نداشته باشد).

3- و نيكى اندك ديگرى را بسيار شمارد.

4- و نيكى بسيار خويش را ناچيز داند.

5 - و از نيازخواهى (ديگران) نزد او دلگير و خسته نمى‏شود.

6- و از علم‏جويى در طول عمرش دلخسته نمى‏گردد.

7 - و تهديستى در راه خدا را بيشتر از توانگرى دوست مى‏دارد.

8 - و خوارى (ظاهرى) در راه خدا را از بزرگمندى درنزد دشمن خدا خوشتر دارد.

9- و گمنامى براى او رغبت انگيزتر از بلند آوازگى (و شهرت) است.

10 - سپس حضرت فرمود: دهمى و چه (دانى) دهمى (چيست)؟ عرض شد به حضرت: دهمى چيست؟ فرمود: كسى را نبيند مگر آن كه گويد: او از من بهتر و پارساتر است.

در ادامه آن حضرت فرمود: «اِنَّما النّاسُ رَجُلان: رَجَلٌ خَيرٌ مِنه وَاَتقى تَواضَعَ لَهُ لِيَلحَقَ بِهِ، فَاِذا فَعَلَ ذلِكَ فَقَد عَلا مجدُهُ وَ طابَ خَيرُهُ وَ حَسُنَ ذِكرُهُ وَ سادَ اَهلَ زَمانِهِ؛(14) به راستى مردم دو دسته‏اند: بهتر و پارساتر از او و بدتر و پائين‏تر، پس (خردمند) هرگاه مردى بدتر از خود را ملاقات كند مى‏گويد: شايد نيكى و خوبى او در درون و باطن اوست كه اين به سود اوست، ولى نيكى من آشكار است و (شايد) اين به زيان من است. و هرگاه بهتر و پارساتر از خويش را ببيند در برابرش فروتنى كند تا همپاى او گردد، پس چنانچه اين گونه كند بى گمان بزرگمندى‏اش فراز گيرد و نيكى‏اش پاكيزه شود و ياد او نيك گردد و سرور مردم دوران خويش باشد.

برگرفته از: نشریه پاسدار اسلام شما 277

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:41  توسط شهره آفاق  | 

سخنم را کنم آغاز به نام سرمنشاء عشق

چقدر این دنیا و موجودات اون جالب و قابل تامل هستن - یکی از حکایت ها جالب این دنیا حکایت دوست داشتن و مهر ورزیدنه - هر كسي براي ابراز علاقه به شخصی ديگر روش و حكايت خاص خودش رو داره. حكايت عشق و علاقه پدر نسبت به فرزند با مادر نسبت به فرزند خيلي متفاوته، عشق و علاقه برادر و خواهر هم نوعي ديگه و حكايتي ديگه است. دو دوست همسال هم با نگرشي متفاوت به هم عشق مي ورزند, دختر و پسري هم كه به دنبال رابطه عاشقانه مقطعي هستند نوع عشق و هدف عاشقانه آنها هم با يكديگر متفاوت است.

آدم ها راحت نيستند خيلي سخت زندگي مي كنند از واژه ها نمي تونند استفاده كنند. همه اون دسته بندي هايي كه قبل از اين مطرح كردم براي ابراز احساسات خودشون مشكل دارند. پدر يا مادر دوري فرزندشون براشون خيلي سخته، مريضي بچه ها ويرونشون مي كنه اما دريغ كه نمي تونن مقدار كوچيكي از اين علاقه رو به زبان بيارن.

نمي تونن به فرزندشون بفهمونن كه دوستش دارن و چقدر براشون عزيزه.

نوع نگرش فرزند نسبت به والدين هم تو اين وضعيت تاثير گذاره، در واقع هر چي نسل والدين از نسل فرزندان متفاوت تر و فاصله سني بيشتر باشه تضاد و تفاوت نگرش بيشتره.

اينكه خيلي تاكيد روي ازدواج در جواني هست شايد يك از دلايلش اين باشه كه فاصله سني پدر و فرزندان اندازه اي باشه كه بتونن همديگه رو درك كنن. فرزند به والدين انگ تحجر و عقب ماندگي نزنه و والدين هم بچه ها رو به لا ابالي گري و بي قيدي متهم نكنن.

عشق در افواه ما آدما بد تعبير شده. ما آدما نتونستيم درست عشق رو و عشق ورزيدن رو بشناسيم و ازون بهره ببريم. عشق رو خيلي محدود كرديم. عشق درواقع دوست داشتنه، علاقه و محبت ورزيدنه. آدمي با عشق و علاقه زنده است. هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق.

آدما با عشق زنده هستن و با عشق می میرن, سطح بهره و استفادشون از عشق با هم متفاوته. بعضی عشق رو در چیزای پست دیدن بعضی هم در اعتلای انسانیت.

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 22:46  توسط شهره آفاق  | 

برگرفته از پایگاه جهانی بی بی سی

 

شمار موارد بارداری در زنان بالای 35 سال به شدت افزايش يافته است

متخصصان ممتاز زنان و زايمان در بريتانيا می گويند زنانی که از 35 سالگی به بالا بچه دار می شوند از دستور طبيعت سرپيچی کرده اند و ممکن است از کرده خود پشيمان شوند.

طی 20 سال گذشته بارداری در زنان 35 ساله به بالا به طور چشمگيری افزايش يافته و سن بچه دار شدن بالا رفته است.

گروهی از متخصصان بارداری در لندن طی مقاله ای در "بريتيش مديکال جورنال" نوشتند آمار بالای زنانی که در بارداری دچار مشکل می شوند آنها را "غمگين" می کند.

آنها می گويند که بهترين سن برای آبستن شدن از 20 تا 35 سالگی است.

طی 20 سال گذشته سن متوسط زنانی که برای نخستين بار بچه دار می شوند از 26 به 29 سال رسيده است.

دکتر سوزان بيولی در بيمارستان "گايز اند سن توماس" زنانی را که در دوران حاملگی با خطرات زيادی مواجه هستند معالجه می کند و سرپرست اين گروه از متخصصان است.

آنها در مقاله خود اخطار دادند مشکلات آبستنی پس از 35 سالگی افزايش می يابد و پس از 40 سالگی درصد اين خطرات به شدت بالا می رود.

ساير متخصصان گفتند بهتر است به زنان توصيه شود خيلی در بچه دار شدن تاخير نکنند.

اين گروه از متخصصان در نشريه پزشکی بريتانيا نوشتند: "ممکن است درحالی که زنان در انتظار يافتن شريک مناسبی برای زندگی خود هستند يا بر پيشرفت حرفه ای و رسيدن به امنيت مالی و يک زندگی راحت می کوشند، آسودگی خاطر از وجود شيوه های لقاح مصنوعی آنها را در خواب غفلت فرو ببرد و کار به ناباروری کشيده شود."

يک بام و دو هوا

اما آنها هشدار می دهند که شيوه های لقاح مصنوعی به هيچ وجه تضمين شده نيست. درصد ناکامی اين شيوه بالاست و در صورت موفقيت خطر حاملگی های چندگانه را به همراه دارد.

به گفته آنها تاخير در بچه دار شدن برای مردان نيز با خطراتی توأم است چرا که با افزايش سن شمار اسپرم ها کاهش می يابد.

تاخير در بارداری خطرات آن را افزايش می دهد

زمانی که زنان در سنين بالاتر باردار می شوند، خطر سقط جنين، مشکلات جنينی و کروموزومی و بيماری های مربوط به حاملگی افزايش می يابد.

آنها می افزايند: "ماجرای اين دسته از زنان يادآور يک بام و دو هواست، اما بيولوژی تغييری نکرده است؛ تاخير در بارداری سرپيچی از کار طبيعت است و خطر دلشکستگی را به همراه دارد."

دکتر بيولی در مصاحبه با بی بی سی گفت: "ما غمگين می شويم چون با کسانی سر و کار داريم که نمی توانند حامله شوند يا به مشکلاتی برخورد می کنند."

"اکثر زنانی که قمار می کنند پيروز بيرون می آيند. اکثر مردم مشکلی ندارند. اما من قربانيان چنين قماری را هم ديده ام."

"بهترين وقت برای بچه دار شدن تا سن 35 سالگی است. هميشه بوده و هميشه خواهد بود."

وی افزود: "من زنان را مقصر نمی شناسم يا نمی خواهم به آنها احساس اضطراب و ترس بدهم."

"علت اين مشکلات نه زنان بلکه نگرشی تحريف شده و ناآگاهانه از سوی جامعه، کارفرمايان و برنامه ريزان بهداشتی است."

"آنجا که می توانيم، بايد به زنان کمک کنيم زودتر بچه دار شوند."

پيتر بوئن-سيمپکينز از کالج رويال متخصصان زنان و زايمان گفت: "ساعت بيولوژيکی از آن چيزهايی است که نمی توانيم معکوس کنيم يا در آن دست ببريم."

"بايد به زنان گوشزد کرد که بچه دار شدن را خيلی عقب نياندازند."

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:51  توسط شهره آفاق  | 

ارزشمندترين چيزهای زندگي معمولا ديده نميشوند ويا لمس نميگردند، بلکه در دل حس ميشوند .پس از 21 سال زندگي مشترک همسرم از من خواست که با زن ديگري براي شام و سينما بيرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد ولي مطمئن است که اين زن هم مرا دوست دارد و از بيرون رفتن با من لذت خواهد برد .زن ديگري که همسرم از من ميخواست که با او بيرون بروم مادرم بود که 19 سال پيش از اين بيوه شده بود ولي مشغله هاي زندگي و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقي ونامنظم به او سر بزنم .آن شب به او زنگ زدم تا براي سينما و شام بيرون برويم . مادرم با نگراني پرسيد که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادي بود که يک تماس تلفني شبانه و يا يک دعوت غير منتظره را نشانه يک خبر بد ميدانست. به او گفتم: بنظرم رسيد بسيار دلپذير خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشيم. او پس از کمي تامل گفت که او نيز از اين ايده لذت خواهد برد. آن جمعه پس از کار وقتي براي بردنش ميرفتم کمي عصبي بودم. وقتي رسيدم ديدم که او هم کمي عصبي بود کتش را پوشيده بود و جلوي درب ايستاده بود، موهايش را جمع کرده بود و لباسي را پوشيده بود که در آخرين جشن سالگرد ازدواجش پوشيده بود. با چهره اي روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتي سوار ماشين ميشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم براي گردش بيرون ميروم و آنها خيلي تحت تاثير قرار گرفته اند و نميتوانند براي شنيدن ما وقع امشب منتظر بمانند .ما به رستوراني رفتيم که هر چند لوکس نبود ولي بسيار راحت و دنج بود . دستم را چنان گرفته بود که گوئي همسر رئيس جمهور بود. پس از اينکه نشستيم به خواندن منوي رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالاي منو نگاهي به چهره مادرم انداختم و ديدم با لبخندي حاکي از ياد آوري خاطرات گذشته به من مي نگرد، و به من گفت يادش مي آيد که وقتي من کوچک بودم و با هم به رستوران ميرفتيم او بود که منوي رستوران را ميخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کني و بگذاري که من اين لطف را در حق تو بکنم. هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولي داشتيم، هيچ چيز غير عادي بين ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پيرامون وقايع جاري بود و آنقدرحرف زديم که سينما را از دست داديم. وقتي او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بيرون خواهد رفت به شرط اينکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم .وقتي به خانه برگشتم همسرم از من پرسيد که آيا شام بيرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خيلي بيشتر از آنچه که ميتوانستم تصور کنم .چند روز بعد مادر م در اثر يک حمله قلبي شديد درگذشت و همه چيز بسيار سريعتر از آن واقع شد که بتوانم کاري کنم. کمي بعد پاکتي حاوي کپي رسيدي از رستوراني که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خورديم بدستم رسيد .يادداشتي هم بدين مضمون بدان الصاق شده بود: نميدانم که آيا در آنجا خواهم بود يا نه ولي هزينه را براي 2 نفر پرداخت کرده ام يکي براي تو و يکي براي همسرت. و تو هرگز نخواهي فهميد که آنشب براي من چه مفهومي داشته است، دوستت دارم پسرم. در آن هنگام بود که دريافتم چقدر اهميت دارد که بموقع به عزيزانمان بگوئيم که دوستشان داريم و زماني که شايسته آنهاست به آنها اختصاص دهيم. هيچ چيز در زندگي مهمتر از خدا و خانواده نيست . زماني که شايسته عزيزانتان است به آنها اختصاص دهيد زيرا هرگز نميتوان اين امور را به وقت ديگري واگذار نمود .اين متن را براي همه کساني که والديني مسن دارند بفرستيد. به يک کودک، بالغ و يا هرکس با والديني پا به سن گذاشته. امروز بهتر از ديروز و فرداست.
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 10:43  توسط شهره آفاق  | 

ميوه ها نعمت هاي خداوند اند كه به بشر ارزاني شده است . و درختان نشانه هایی از خرمی و سرسبزی بهشت او . خداوند گونه هاي مختلف از ميوه ها و درختان را آفريده و در عين حال به ابناء بشر اين اختيار را داده  كه با تركيب آنها ميوه هاي جديدي بسازد و بر آنها نامهاي تازه اي بگذارد .

 اگر چه معتقدم در صورتی كه ميوه ها در شكل ، رنگ و بو ،  طعم و مزه و خواصي كه خداوند از بدو خلقت آفريده است ؛  ثابت مانده و در این ژنتیک بازی ها دست نخورد حکیمانه خواهد ماند (  زيرا آفريننده اي حكيم كه همه افعال و فرمانهايش بر اساص حكمت و مصلحت است فرمان خلقت آنها را صادر كرده است )  در عين حال دستکاری ظاهری و فیزیکی اشجار  به معنی پیوند زدن و یا دستکاری ساختاری و ژنتیکی آنها و تركيب خواص دو يا چند ميوه  با هم و پرورش و برداشت ميوه اي چند گانه نيز كه اكنون در دانش جديد كشاورزي مرسوم شده است جالب توجه ، مفيد و شگفت انگيز است و هنوز دليل قاطعي براي رد  و ايراد بر اين تلاش علمي و ضرر و زيان احتمالي آن به دست نیامده است  . در هر صورت خداوند حكيم ابواب علم و دانش را بر بندگان باز گداشته و تشويق و ترغبيب به كسب دانش و علم اندوزي نموده و بر آن پاداش بسيار قرار داده است. اسلام هرگونه تلاشي كه به كشف و اختراع و ابداع و پيدايش پديده اي جديد و گشوده شدن بابي از علم و دانش بر بشريت بيانجامد و  در خدمت انسان و رشد و تعالي او قرار گيرد را ستوده است .

در قران كريم از چند درخت ميوه نام برده شده كه با دقت در كاربرد آنها  ممكن است نكات ارزشمندي به دست آيد. مثلا اينكه ثمر آنها و ميوه های آنها خصوصيت ويژه اي داشته اند و يا اينكه براي همه بشر شناخته شده اند و يا انكه " شاه ميوه "   محسوب شده و ممكن است به گونه اي باشد كه ساير ميوه ها از مزه و طعم و خواص ان بهره مند باشند . و يا نكات ديگري كه با تعمق و تامل در آيات كريمه قبل و بعد و نام سوره و موضوعي كه آن ميوه در سياق ان مطرح شده ممكن است بدست ايد.

بايد توجه داشت كه در پاره اي موارد قران كريم به درخت اين نوع ميوه ها اشاره مي كند كه البته اين هم از عجايب قرآن است زيرا در اين صورت علاوه بر اينكه به ميوه و ثمره درخت توجه مي دهد به خصوصيات و فوايد خود درخت نيز اشاره دارد مثلا سايه سازي نخلستان و زيبايي تاكستان و فوايد بي شمار باعات زيتون و غيره . بهر حال ؛  انگور ، زيتون ، انار و خرما چهار ميوه اي هستند كه به كرات و با صراحت در قرآن از انها نام برده شده است انجير ، موز و ترنج  اگر چه در بيشتر ترجمه هاي قرآن آمده اما مورد اختلاف و گفتگوي بين مترجمين و مفسرين است كه به معناي لغوي و اصطلاحي آن واژها باز مي گردد.  مثلا اينكه آيا سوره تين و كلمه تين در قران منظور خود ميوه انجير است يا نام كوهي است كه حضرت عيسي ع با خداوند در آنجا مناحات مي كرده است ؟.

و يا  كلمه طلح در سوره واقعه اشاره به چه درختي است ؟ كه ميوه آن نير مد نظر قرار گرفته است . در اين مورد لغويون  كلمه طلح را به گونه اي شرح مي دهند كه درخت موز را  تداعي مي كند  بهمين خاطر بيشتر مترجمين طلح را به معني مور معني كرده اند .

و يا در سوره يوسف واژه " متكئا "  را برخي متكا و پشتي كه بر آن تكيه مي زنند معنا كرده اند و برخي به قرينه هاي ديگر ميوه ترنج را معني كرده اند . در اينجا  نام ميوه ها را  با ادرس قرآني آن بيان مي كنم :

 انگور با مشتقاتش يعني عنب ، عنبا ، اعناب ، اعنابا ، الاعناب ،  11  مورد در 10 سوره 

 بقره 266  ، انعام 99 ، كهف 32 ،  رعد 4 ، نحل 11 و 67 ، اسراء 91 ، مومنون 19 ، عبس 28 ، يس 34 ، نباء 32 ،   

 انار با مشتقاتش يعني الرمان ، رمان   3   مورد در دو سوره

در انعام 99 و 141 ، الرحمن 68

 نخل با مشتقاتش  یعنی نخل - نخیل - نخلا - النخل - نخله - النخیل - بنخل ۲۰   مورد  در ۱۶ سوره 

بقره 266 ، انعام ۹۹ و ۱۴۱ ، رعد ۴ ٬  نحل ۱۱ و ۶۷ ٬ اسراء ۹۱ ٬ کهف ۳۲ ٬ مریم ۲۳ و ۲۵  ، طه ۷۱ ، مومنون ۱۹ ٬    شعراء ۱۴۸ ٬  يس  ۳۴    ٬ ق ۱۰ ، قمر ۲۰   ،   الرحمن 68  و ۱۱  ٬ الحاقه ۷ ٬   عبس ۲۹

زيتون  كه فقط با الف و نون يعني الزيتون آمده   4   مورد در سه  سوره

انعام 99 و 141 ، نحل 11 ، تين 1

 انجير 1 مورد ؛    مترجمين واژه "  تين " را در سوره تين آيه 1 ، به معني انجير گرفته اند و چنين ترجمه كرده اند كه سوگند به انجير و زيتون  و برخي گفته اند منظور كوه تين است كه بر حضرت عيسي ع  وحي نازل شد.

 مور  : از اين ميوه در قرآن  به صراحت نام برده نشده همانطور كه گدشت از تعريف درخت ان برخي از مترجمين و مفسرين ، آن  را منطبق با درخت موز دانسته اند به ترجمه هاي مشكيني ، فولادوند، پورجوادي ،كاويانپور ، انصاري مراجعه كنيد.  2  مورد   در واقعه 29  ، صافات 146 

 ترنج  1 مورد يوسف 31  كه به صراحت نام برده نشده به ترجمه هاي الهي قمشه اي و بروجردي مراجعه كنيد 

از برخي  سبزيجات و بوته ها در قرآن به تناسب نام برده شده  كه مي توانيد مراجعه كنيد. مانند پياز ، عدس ، خيار ، سير ، گندم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 11:51  توسط شهره آفاق  |