تبليغاتX
شهرآشوب

شهرآشوب

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق!

يه رابطه جنسي خوب چه فوايدي داره :

1- بهبود حس بويايي: پس از رابطه جنسي ترشح هورمون پرولاكتين افزايش مييابد. اين هورمون سبب ميگردد تا سلولهاي بنيادي مغز نورونهاي جديدي را در پياز بويايي مغز ايجاد كنند . (در دوران شيردهي نيز اين بهبودي حس بويايي در زنان مشاهده ميگردد

2- كاهش ريسك بيماريهاي قلبي: داشتن بيش از 3 نوبت رابطه جنسي در طول هفته ريسك ابتلا به بيماريهاي قلبي را درمردان به نصف كاهش ميدهد. رابطه جنسي كلسترول بد خون را نيز كاهش ميدهد.

3- كاهش وزن و تناسب اندام: رابطه جنسي يك نوع فعاليت بدني است. يك رابطه جنسي پرحرارت 200 كالري انرژي مي سوزاند، يعني معادل 15 دقيقه دويدن بروي دستگاه ترد ميل(دو ثابت). ضربان قلب فرد برانگيخته (از لحاظ جنسي) از 70 بار در دقيقه به 150 بار در دقيقه افزايش مي يابد. انقباضات حين رابطه جنسي باعث تمرين و درگير شدن عضلات لگن، رانها، باسن، بازوها، گردن و قفسه سينه ميگردد. پلاسماي مني مردان حاوي هورمونهاي تحريك كننده غدد تيروئيد ميباشد، كه ميتواند باعث افزايش متابوليسم پايه در زنان و كاهش وزن آنان گردد.

4- رابطه جنسي باعث افزايش توليد هورمون تستوسترون ميشود: اين هورمون باعث محكمتر شدن عضلات و استخوانها ميگردد .

5- كاهش افسردگي: زناني كه از لحاظ جنسي فعال بوده و شريك جنسي آنان نيز از كاندوم استفاده نمي كنند، كمتر مستعد افسردگي ميباشند. هورمون پروستاگلاندين موجود در مني مردان بوسيله دستگاه تناسلي زنان جذب گرديده و باعث تعديل هورمونهاي زنانه مي شود. من ي مردان حاوي هورمونهاي استروژن و پروژسترون ميباشد كه هر دوي آنها در بهبود خلق موثر ميباشند. زناني كه در معرض مني شوهران خود قرار دارند (رابطه جنسي بدون كاندوم) شادتر ميباشند. (البته حاملگي ناخواسته و عدم ابتلا به بيماريهاي مقاربتي بايستي در اولويت باشد )

6- تسكين درد:درست قبل ازارگ اسم (اوج لذت جنسي) سطح هورمون اكسي توسين به 5 برابر سطح نرمال افزايش مي يابد. اين هورمون باعث ترشح آندورفين (ضد درد طبيعي بدن) گرديده و هرگونه دردي را تسكين ميدهد. رابطه جنسي باعث ترشح هورمون استروژن نيز ميگردد كه ميتواند دردهاي قاعدگي را كاهش دهد.

7- سرماخوردگي كمتر: افرادي كه 1-2 بار درهفته رابطه جنسي دارند، سطح پادتن ايمنوگلوبين A در بدن آنها 30 درصد بيشتر ميباشد. اين امر باعث تقويت سيستم ايمني بدن ميگردد.

8- كنترل بهتر مثانه: رابطه جنسي تمرينات كگل طبيعي مي باشند و باعث تقويت عضلات مثانه ميگردد .

9- دندانهاي سالم تر: پلاسماي مني (جذب شده از مخاط مهبل) حاوي روي، كلسيم و ديگر مواد معدني ميباشد كه از پوسيدگي دندانها جلوگيري ميكند. همچنين آداب برفراري رابطه جنسي، دو شريك جنسي را ملزم به رعايت اصول اوليه بهداشت از جمله مسواك زدن دندانها ميكند .

10- سلامت پروستات: برخي اورولوژيستها به رابطه ميان تعداد انزال و سرطان پروستات اعتقاد دارند. براي توليد مايع من ي پروستات و كيسه من ي موادي همچون روي، اسيد سيتريك و پتاسيم را از خون ميگيرند و آنها را تا 600 برابر تغليظ ميكنند. در اين بين هر عامل سرطانزاي موجود در خون نيز ممكن است به همراه اين مواد و به همين ميزان در پروستات تغليظ و انباشته گردد. رابطه جنسي و انزال مكرر ميتواند از انباشته شدن عوامل سرطانزا در درون غده پروستات جلوگيري به عمل آورد. البته ثابت گرديده داشتن رابطه جنسي با چندين شريك جنسي ميتواند سرطان پروستات را در مردان تا 40 درصد افزايش دهد. (به خاطر افزايش ريسك ابتلا به بيماريهاي منتقله از راه جنسي )

11- افراط در رابطه جنسي براي زنان بي خطر است: رابطه جنسي باعث سفت شدن عضلات شكم و باسن و بهبود ساختار قامتي در زنان ميگردد. البته مشروط بر اينكه از بيماريهاي مقاربتي ،حاملگي ناخواسته و هرگونه استرس خبري نباشد. زنان يائسه اي كه از رابطه جنسي امتناع مي ورزند ممكن است دچار آتروفي(تحليل) مهبل و مقاربت دردناك گردند. تمام هورمونهايي كه زنان يائسه به آنها نياز دارند، از طريق رابطه جنسي سالم با شوهرانشان قابل دريافت ميباشد. (رابطه جنسي بدون كاندوم )

12- اما افراط در رابطه جنسي ميتواند براي مردان دردسر آفرين باشد: آلت تناسلي مردان ممكن است دچار خراشيدگي و يا تحريك پوستي گردد. همچنين در رابطه جنسي خشن و طولاني مدت بافت آلت تناسلي مردان ميتواند دچار آسيب گردد. شل شدن آلت پس از نعوظ و انزال بي علت نيست. هنگام نعوظ آلت مرد از خون پر ميگردد. اما پس از آن ديگر خوني در آلت جريان نمي يابد. براي جذب مجدد اكسيژن عضلات آلت بايستي شل گردند. چنانچه شما اجازه ندهيد تا آلت شل شده و استراحت كند، با اين كار عضلات آلت را از دريافت اكسيژن كافي محروم كرده ايد. در بيماري پرياپيسم(priapism) كه در آن نعوذ دائمي پديد مي آيد، آلت ممكن است دچار مرگ سلولي گردد. به همين خاطر پرياپيسم يك اورژانس پزشكي محسوب ميگردد .

13- افزايش جريان خون: رابطه جنسي جريان خون به مغز و ديگر اعضاي بدن را افزايش ميدهد. بنابراين اكسيژن و مواد مغذي بيشتري به ارگانهاي بدن رسيده و مواد زايد نيز سريعتر از بدن دفع ميگردند .

14- افزايش طول عمر: نرخ مرگ و مير درافرادي كه 2 بار درهفته به ارگاسم ميرسند، نصف افرادي است كه در طول ماه تنها يك مرتبه ارگاسم را تجربه ميكنند.

15- رابطه جنسي باعث افزايش سطح هورمون استروژن در زنان ميگردد: اين هورمون باعث انعطاف پذيري و لغزندگي بيشتر مهبل شده و زنان را در برابر بيماريهاي قلبي محافظت ميكند.

16- رابطه جنسي در كاهش استرس و اضطراب بسيار موثر است: همچنين رابطه جنسي باعث بهبود كيفيت خواب ميگردد .

17- رابطه جنسي چنانچه با عشق توام باشد شفا بخش و درمانگر است: چنانچه كسي را داريد كه برايتان اهميت قائل بوده و دوستتان داشته باشد و در مقابل شما نيز براي وي اهميت قائل بوده و دوستش داشته باشيد، از لحاظ احساسي و جسمي نيز با يكديگر صميمي باشيد، آنوقت 3-5 برابر كمتر در معرض خطر مرگ زودرس و يا ابتلا به بيماريهاي گوناگون قرار خواهيد داشت. بخشي از آن به خاطر اثرات مثبت لمس كردن ميباشد. در آغوش گرفتن و نوازش كردن باعث تغيير در تركيبات شيميايي بدن شما ميشود .

18- رابطه جنسي سالم در افزايش اعتماد بنفس و عزت نفس زنان و مردان (خصوصا مردان ) ميتواند تاثير بسزايي داشته باشد .
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:44  توسط شهره آفاق  | 

1 – عشق معطوف به غير از خود است. در حاليكه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زير را مقايسه كنيد:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات مي ميرم                                                                                      
- (براي من) هيچكس مثل تو نميشه
- ( من ) هميشه به فكر توام
-( من) را فراموش نكن
- ( من ) از تو رنجيدم
در حاليكه در عشق، توجه به حالتها و لذتهاي خود نيست. و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده اي
زنده معشوق است و عاشق مرده اي
2 – هوس پاسخ به يك نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اكسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يك چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشكوفايي فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمي كند، كوچك نمي كند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد كه فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي كنم».
هر چه جز عشقست، شد ماكولِ[1] عشق
دو جهان يك دانه پيش نَولِ[2] عشق
دانه يي مر مرغ را هرگز خورَد؟
كاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟
3 – عشق محدود كننده و زنداني كننده معشوق نيست. عشق آزاد كننده است. اگر فردي را مجبور كنيم كه همه علائق ، سليقه ها و تفكراتش را فقط متوجه ما كند و فقط به ما بينديشد، او را محدود به خودمان كرده ايم، نه اينكه عاشق خودكرده باشيم. در واقع اين عشق نيست، اين يك هوس است و ما را وابسته به شخص ديگري نموده است.
آنكه او بسته غم و خنده بود
او بدين دو عاريت زنده بود
باغ سبز عشق، كو بي منتهاست  
جز غم و شادي درو بس ميوه هاست
عاشقي زين هر دو حالت، برترست 
بي بهار و بي خزان ، سبز و ترست
در نگنجد عشق در گفت و شنيد
عشق، دريايي ست قعرش ناپديد.
 
4 – عشق با بدبيني و سوء ظن همراه نيست. عشق يك اعتماد است. يك اطمينان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت يك آگاهي عميق به وجود مي آيد. لذا ابتدا اعتماد به وجود مي آيد و بعد عشق منعقد مي شود.
بعضي ها مي پرسند «بايد اول عاشق شد بعد ازدواج كرد يا اول ازدواج كرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب بايد گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهي عاشق بشوي كه كار از كار گذشته است و آن فرد هر خصوصيت يا رفتار و يا افكار و احساسي كه داشته باشد، بايد تحمل كنيد، نام اين عشق نيست.
از طرف ديگر بدون بررسي ، شناخت ، تحقيق و ارتباط رسمي چگونه مي توان عاشق فردي شد تا در پي آن ازدواج كرد؟ ( يعني روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اينكه، طي يك فرايند رسمي كه خانواده ها در جريان هستند، و ارتباطات شما آشكار و شفاف هست. با مشورت و بررسي شما و خانواده هايتان از فرد مقابل آگاهي به دست مي آوريد، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افكار يكديگر را مي سنجيد و ساير معيارهاي مطلوب را دقيقا ارزيابي مي كنيد. بديهي است كه اگر اين موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد مي شويد( نه هوس پيدا كنيد).
اما هوس اينست كه معمولا به صرف مجاورت ايجاد مي شود. همكلاسي، هم محله اي، همكار، فاميل و ...، مي بينيد، خنده ها و عشوه هايش را حس مي كنيد، شيطنتها ، بازيگوشي ها، و كلاس گذاشتن هايش را نظاره مي كنيد، به دلتون مي افتد كه عاشقش هستيد و با خيالات مستمر از او غولي مي سازيد كه فقط بعد از ازدواج شكسته مي شود و واقعيت آن روشن مي شود. معمولا چنين دو نفري به جاي شناخت يكديگر، انرژي خود را صرف احساسات يكديگر مي كنند، دل ميدهند و قلوه مي گيرند، هر روز به تعداد زيادي براي يكديگر مي ميرند، يا حداقل غش مي كنند  و تعارفات كلاس بالا نصيب هم مي كنند، از وجود يكديگر ممنون مي شوند، از هم زياد تشكر مي كنند، با مطالعاتي كه در مورد مخ زني دختر يا پسر در اينترنت يا ....آموخته اند سعي مي كنند طرف مقابل را شيفته خود سازند ( به هر قيمتي)به هم زياد كادو مي دهند، متون ادبي جالب ، آهنگهاي احساس نواز، و مبالغه هاي غير عقلاني به يكديگر پيشكش مي كنند، كم كم نقش پدر، مادر، دوستان، همكاران و ... را حذف كرده و همه را يك جا به محبوب خود پيشكش مي كنند، و وقت خود را يا با او پر مي كنند يا با خيالات او سر مي كنند و در خيالات خود او را تك ستاره اي مي دانند كه آسمان قلب آنها را نوراني مي كند، بدون او زندگي معني و مفهوم و شور خود را از دست مي دهد. او يك انسان نيست، يك فرشته است، او هيچ عيبي ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، كابوسي وحشتناك هست. مفعول شعرهاي تمام ترانه هاي شاد و غمناك به نوعي به محبوب آنها بر مي گردد، واينگونه اين احساسات غير قابل كنترل مي شود ، در حاليكه عشق همانطور كه گفته شد، فرايند مشخصي از آگاهي مي باشد. منظور اين نيست كه از احساس تهي باشد، نه ، اما احساس يكي از پارامتر هاي مهم در كنار پارامترهاي آگاهي هست كه نمي تواند جاي خالي ديگر خصيصه ها را پر كند.
احساس انفجار آميز در رابطه ها منجر به تحريف واقعيت ها شده و آنقدر آب را گل آلود مي كند كه خود فرد به هيچ وجه قادر به شناخت صحيح طرف مقابل خود نيست. و پس از فروكش كردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت ميان خيالات خود و واقعيت ها را درك مي كنند.
 
5 – عاشق، خود را ملزم مي داند كه حريم عشق و معشوق را رعايت كند و هنجارها را به نفع لذت خود نمي شكند. عاشق در پي كام گرفتن از معشوق، پيش از آنكه اين حريم كامل و رسمي شود، نيست. بايد كانون خانواده شكل گيرد و انعقاد پيمان زناشويي انجام پذيرد و طرفين مسئوليت زندگي و تعهد كامل را نسبت به هم بپذيرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطي كه جنبه لذت جويي داشته باشد (قبل از تعهد كامل زناشويي و در چارچوب قانون)، صرفا آسيب پذيري عشق را به همراه دارد و اين آزمايش كردن عشق نيست، بلكه سيراب كردن هوس و عطش شهواني است.
عشق هايي كز پيِ رنگي بُوَد
عشق نَبوَد ، عاقبت ننگي بود       
 
6 –  چنين مواردي از نشانه هاي هوس هستند: زودرنجي، قهر و آشتي ، دل خوري، نگراني، ترديد ، عجله در به نتيجه رسيدن، امروز و فردا كردن، زبان بازي كردن، با چند نفر ارتباط صميمي وعميق عاطفي گرفتن، روياپردازي در مورد فرد، چشم پوشي از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه هاي هوس است، در حاليكه عشق ، قامتي رعناتر، بزرگتر ، قوي تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگراني از درست رفتن، ندارد. عشق هايي كه نگراني آفرين، اضطراب آور و دمدمي مزاج و به ظواهر فرد بستگي دارد، همان هوسها هستند كه « محور من» در آنها قوي است . يعني فرد همه چيز را براي خودش مي خواهد ، نه معشوق
هر كه را جامه ز عشقي چاك شد
او ز حرص و جمله عيبي پاك شد
شاد باش اي عشقِ خوش سوداي ما
اي طبيبِ جمله علت هايِ ما
اي دوايِ نخوت و ناموسِ ما
اي تو افلاطون و جالينوس ما
جسمِ خاك از عشق ، بر افلاك شد
كوه، در رقص آمد و چالاك شد
 
7 – عشق پيش نياز لازم دارد.
يعني فرد بايد رشد كند و از مراحلي بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. كسي كه هنور با والدينش درگير است، سازگاري با همكاران ندارد، رابطه صميمانه اي با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصميم هاي مهمي در زندگي نگرفته يا به اجرا در نياورده است، از اين شاخه به آن شاخه مي پرد، هدف زندگي خود را شفاف ترسيم نكرده است. و حتي در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتي براي وضع ظاهري ، پوشش و نحوه رفتارش نرسيده است و مردد بوده و روز به روز شكل به شكل مي شود و هويت خود را نيافته است، مانند كودك پيش دبستاني است كه براي اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمي تواند در نقش دانشجو باشد. حتي اگر بر روي صندلي هاي دانشگاه بنشيند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفي ، بلوغ اجتماعي، بلوغ فكري، بلوغ رواني و ...، پيدا مي شود، در غير اين صورت فقط هوس خامي بيش نيست.
 
8 – عشق بايد يك وحدت و يكپارچگي بين شما ، افراد و همه هستي ايجاد كند. اگر رابطه دختر و پسري، با پنهان كاري، تعارض ، درگيري با ديگران، احساس گناه، اضطراب، ترديد، و قطع روابط اجتماعي با ديگران، مشكل در شغل ، تحصيل ، روابط خانوادگي و ...، همراه هست بايد مطمئن شد كه هوس، خود را به جاي عشق به آنها معرفي كرده است. و چنين شروعي براي رابطه، پايان هايي به مراتب دردناكتر و فجيع تر به همراه دارد.
در نگنجد عشق در گفت و شنيد 
عشق، دريايي ست قعرش ناپديد
 


 ماكول: خورده شده[1]
 نَول: منقار[2]
 چَرَد: بچرد، چرا كند[3] 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:23  توسط شهره آفاق  | 

اخيراً «دكتر گينورد آدامز» سرپرست انيستيتو راهنمايي ازدواج در دانشگه پنسيلوانيا، كتابي تحت عنوان «چگونه دوست خود را انتخاب مي كنيد» منتشر كرده و در آن راجع به ازدواج مطالب مهمي نوشته است. در اين كتاب دكتر «آدامز» دختراني را كه قصد ازدواج دارند راهنمايي و ارشاد كرده و آنها را از ازدواج با «8» نوع مرد كه به عقيده ي او خطرناك هستند بر حذر داشته است.

 

نوع اول: مرد خودخواه و متعصب افراطي

اين نوع مرد ممكن است براي زن چهار مشكل بزرگ ايجاد كند : اختلاف عقيده ي دايمي ، نزاع هميشگي ، عصبي بودن و سختي معاشرت!

 

نوع دوم: مرد عصبي مزاج

اين نوع مرد ، در واقع يكي از انواع مرداني است كه دكتر آدامز اصلاً سخن گفتن با آنها را نيز براي دختران خطرناك مي داند. چنين مرداني كه روحي عصبي دارند با همسر خود سر كوچك ترين مسأله نزاع و مشاجره ي سختي مي كنند و يك زندگي شيرين و مفرح را به كام همسر بدبخت و بچه هاي بيگناه و حتي آشنايان دور و نزديك تلخ مي سازند!

 

نوع سوم : شوهر سختگير و بي گذشت در امور مالي

 شوهري كه در امور مالي زن بسيار سختگيري مي‏كند و سر سوزني گذشت ندارد ، به درد زندگي نمي خورد. البته مقصود اين نيست كه بايد زن بي اجازه ي شوهر هر چه مي‏خواهد خرج كند ، بلكه دكتر آدامز معتقد است كه بيشتر مشاجراتي كه در خانه روي مي ‏دهد فقط بر سر پول است. حال آنكه در اصل نبايد چنين باشد ، خيلي از زن و شوهرها چندان كه به پول اهميت مي دهند، هرگز براي تربيت بچه ها ارزش قايل نيستند، البته زن و شوهر به واسطه ي پول مشاجره نمي كنند، بلكه در اكثر اوقات طريقه ي خرج كردن آن است كه موجب سر و صدا و نزاع ايشان مي‏گردد. پس زني كه به خوبي مديريت خانه را انجام مي‏دهد، پول را با حساب و كتاب و مناسب خرج مي‏كند و يك شاهي را هم حرام نمي كند و باز مورد شماتت و سختگيري شوهر قرار مي گيرد، حق دارد گلايه مند باشد.

 

نوع چهارم : مردي كه سريع و آسان دروغ مي گويد!

شوهراني كه براي پيشرفت مقاصد خود ، دروغ هاي كوچكي مي گويند و يا گاه اين كار را براي تمسخر همسر خود انجام مي‏دهند. بالاخره يك روز كارشان به دادگاه خانواده مي كشد. اين گروه مردان همواره در دنيايي از وهم و خيال در پروازند و معمولاً فراموشكار هم مي‏شوند و تمام دروغ هايي را كه گفته اند از ياد مي برند چون از قديم گفته اند كه «دروغگو هميشه فراموشكار است! »

 

نوع پنجم : مردان فراري از ميدان مبارزه!

پنجمين گروه مرداني هستند كه از موانع و مشكلات فراري هستند و به جاي اينكه از مشكلات زندگي استقبال كرده و در رفع آن كوشا باشند ، فرار را بر قرار ترجيح مي‏دهند. طبيعي است مرداني كه حاضر نيستند به جنگ موانع و مسايل زندگي بروند و همواره ميدان مبارزه را ترك مي گويند، در زندگي زناشويي هم براي همسر خود تكيه گاه مناسبي نخواهند بود.

 

نوع ششم : مردان نامنظم و بي ادب در نزاكت!

ازدواج با مردان نامنظم و به دور از ادب و نزاكت نيز به صلاح نيست. بي نظمي خواه در تعيين وقت ، خواه در لباس و غذا و يا هر چيز ديگر، شما را از زندگي بيزار مي‏كند.

 

نوع هفتم : مرداني متعلق به خويشاوندان خود!

شوهري كه فقط به اقوام و خويشان خودش تعلق دارد نيز از جمله شوهراني است كه ابداً به درد شما نمي خورد. چون اين گونه مردان اصلاً به شما متعلق نيستند و از آن دردانه هاي عزيز كرده ي پدر و مادر خود هستند كه مي خواهند هميشه كنار آنها باشند . پس چه وقت مي‏تواند به شما رسيدگي كند، چه وقت فرصت حرف زدن با شما را دارد؟ سرپرست انيستيتو راهنمايي ازدواج اعتقاد دارد كه زندگي با اين نوع مردان، همواره اختلاف در منزل به وجود مي آورد و حرف‏هاي بي مورد و بي ارزش هميشه در منزل شما منعكس مي‏شود كه به دنبال خود دعوا مرافعه خوهد آورد.

 

نوع هشتم : مردان راحت طلب!

شوهر راحت طلب، از جمله خطرناكترين مردان جهان خلقت است . مردي كه بي هدف و بيهوده پشت شيشه رستوراني نشسته، از پنجره بيرون را تماشا مي كند و پك به سيگارش مي زند و وقت كشي مي كند، يا مردي كه در خيابان بدون برنامه مشغول قدم زدن است و يا با اتوبوس به اول خط و آخر خط مي رود و مردم را تماشا مي كند و با آسودگي خاطر وقت خود را بي سبب تلف مي كند، موجودي است كه خوشبختي در كنار او امكان ندارد، بلكه اساساً زندگي با چنين مرد راحت طلب و بي درد و سهل گذراني به هيچ وجه صلاح نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:13  توسط شهره آفاق  | 

كودكم بي قرار،كم توجه و كم دقت است،كلافه شده ام چگونه بايد با او رفتار كنم؟

خيلي از والديني كه كودكشان دچار بيش فعالي هستند نمي دانند بايد با او چگونه برخورد كنند،راهكارهاي پيشنهادي "سلامت نيوز" مي تواند كمكي در نوع برخورد والدين با كودك بيش فعال باشد:

1.كودكتان آينه شماست هر رفتاري كه انجام دهيد او با الگو گيري از شما همان عمل را تكرار خواهد كرد پس اگر مي خواهيد كودكتان صدايش رابلند نكند خودتان نيز در عمل صدايتان را در حد معقول نگه داريد.
2.احساس دست داده از رفتار او به خودتان را صادقانه به او نشان بدهيد مثلا اگر با كاري ناراحتتان كرد اين ناراحتي را پنهان نكنيد بلكه به او نشان دهيد كه ناراحت شده ايد.
3.فرزندتان را تشويق كنيد،براي مثال اگر فرزند شما تكاليف خود را كه قبلا به موقع انجام نمي داد اكنون درست و به موقع انجام داده به او بگوئيد من از داشتن فرزندي مثل تو كه تكاليفش را به  وقت انجام ميدهد افتخار مي كنم.
4.به آساني جلوي كودكتان زانو زده و مقابل او بنشينيد بگذاريد به واسطه حرفايتان توجه او به شما جلب شود نه اينكه به زور او را وادار به اين امر كنيد.اين عمل يكي از مثبت ترين راههاي ارتباطي با كودك است.
5.به سخنان او گوش دهيد ،نقش يك شنونده خوب را برايش ايفا كنيد با گفتن كلماتي همچون من دركت مي كنم به او  آرامش را هديه بدهيد.
6.به قولي كه به كودكتان مي دهيد بيش از هر قولي پايبند باشيد،چون باعث شده او به شما اطمينان كند و با شما راحتتر كنار بيايد.براي مثال اگر قول داده ايد بعد از تميز كردن اطاقش او را به پارك ببريد سر قولتان باشيد و اين كارا انجام دهيد.
7.وسايل با ارزشي كه كودكتان برا بازي به آنها توجه دارد براي آنكه به آنها صدمه اي نرسد از دسترس او دور كنيد در اين صورت هم خودتان در آرامشيدو هم او خرابكاري نمي كند.
8.حد و مرزي براي روابطتان با فرزند خود قائل شويد مثلا در هر كار شخصي او دخالت نكنيد. دستورالعملها ،درخواستها و پاسخهاي منفي را تا حد امكان كم كنيد تا او دچار ناهنجاري فكري و ذهني نشود.
9.با او بفهمانيد كه با داد و فرياد كاري از پيش نمي برد اگر شما به داد و فرياد او براي در خواست چيزي توجه كنيد او تصور مي كند كه به اين شيوه به آنچه مي خواهد مي رسد پس تمام خواست هاي نا معقول خود را اينگونه بيان مي كند.
10.خواست هايتان را راحت و صريح و با ملايمت به گونه اي مثبت با او در ميان بگزاريد مطمئن باشيد حتما انجام خواهد داد براي مثال به جاي گفتن در را باز نگذار به او بگوئيد عزيزم لطفا در راببند!
11.بگزاريد مسئوليت كارهايش را خود به گردن بگيرد،به اين ترتيب به او كمك كرده ايد تا در مقابل  بر خورد با مشكلات خود تصميم بهتري بگيرد و در قبال كاري كه انجام مي دهد  مسئوليت پذير باشد.
12.زياد انتقاد نكنيد چون نتيجه اي جزخستگي خود را به دست نمي آوريد .خواسته هاي خود را در قالب يك بازي ساده به او بگوئيد تا او نيز حين انجام بازي به خواسته شما عمل كند.
13.به او ارزش دهيد و به او نشان دهيد كه او نيز براي شما اهميت دارد.او را در كارهائي كه از پس آنها بر مياد  سهيم كنيد به اين صورت هم اعتماد به نفس او را به كار انداخته ايد هم به شما كمك كرده و هم مسئوليت پذيري در او پرورش مي يابد.
14.موقعيت را فراهم كنيد تا او خود از حقوقش دفاع كند چون شما هميشه كنار او نيستيد كه حق اور را بگيريد او بايد خود قادر به اين كار باشد.
15.لبخند را به چهره فرزندتان هديه دهيد با او شوخي كنيد با او بازي كنيد و در بازي باعث خنده وي شويد.با يك شوخي ساده مي توانيد خنده را براي او به ارمغان بياوريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 18:4  توسط شهره آفاق  | 

پنجشنبه خبري كه به واسطه ابزارهاي الكترونيك به من رسيد حكايت از هك وب سايت انتخاباتي وزارت كشور در مورد انتخابات مجلس شوراي اسلامي در دور هشتم داشت، كه آدرس آن http://www.majles8.com بود، در فرصت مناسب به اونجا سري زدم و با عبارتي كه حكايت از هك اون توسط فردي دلسوز داشت مواجه شدم، وقتي كه محتواي اون رو نگاهي كردم سوالاتي چند ذهن و فكر من رو مشغول كرد كه :
1- آيا بستري اينترنت محل امني براي جولان دادن در مورد آينده ملي ما هست؟
2- تا چه ميزان به امنيت خود تافته اميد وار و مطمئن هستيم؟
3- اين امنيت را با چه شاخص ها و مقوله هايي مورد ارزيابي قرار داده ايم؟
4- چند نفر، گروه و مجموعه به بررسي روش هاي نفوذ، تخريب و به ريختن اين پايگاه پرداخته و يا مي پردازند؟
5- در مورد بروزآوري آن در ابعاد مختلف چه افرادي با چه ميزان مهارت فعال هستند؟
و...
همه اينها سوالات بودي كه وقتي از كم و كيف اتفاق اطلاعات بيشتري را كسب نمودم بر آن افسوس خوردم كه بي مبالاتي و بي توجهي در اينگونه امور گناهي نبخشودني و ضربه اي بزرگ به اعتبار فنآوري اطلاعات ملي است.
خدا كند كه متوليان گرامي بيش از اين متوجه باشند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 9:17  توسط شهره آفاق  |