تبليغاتX
شهرآشوب

شهرآشوب

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق!

در ابتدای سخن پس از حمد و ثنای رب جلیل

از حضور اصفهانی های خوش فکر، با پشتکار و زیبا ساز که هر وقت از شهر زیبایشان گذر می کنم بر مدیریت و سرعتشان در شهرسازی احسنت می گویم و بر کم سرعتی و بی تدبیری همشهریان عزیزم انگشت حسرت به دهان می گیرم عذر خواسته و جواب طنزگونه همشهریشان را با این جملات می دهم:

براي مشاهده تمام صفحه تصوير دكمه موشواره را فشار دهيد.

جای بسی تاسف است که مصادره شخصیت های ملی و البته جهانی در هر کجای دنیا مرسوم و اشخاصی با اینگونه ابتکارات سعی در مشهور سازی خود دارند، مطلب زیر سخنان یکی از اساتیذ زبان و ادبیات فارسی این شهر بزرگ در مورد شاعر زیبا سخن و حافظ قرآن است که بد نیست شما هم در مورد کشف جدید این نابغه محترم مطلع شوید.

نکته جالب توجه این مطلب بافته هایی است که صد البته در نسخه جدید حافظ که توسط دوستان ایشان همین چند شب پیش سروده است آماده چاپ گردیده که به زودی در معرض دید شما عزیزان قرار خواهد گرفت.

دیگر آنکه در این نسخه این بیت شعر هم حذف شده است:

اگر چه زنده رود آب حياط است / ولي شيراز ما از اصفهان به

و به جای آن نوشته شده است:

اگر چه بابا کوهی کوه خوبی است / ولی اصفون ز شیراز خیلی به بید۱

۱بخشید اینجا دیگه شاعر اصفهانی کم می آورد و به ... رو می آورد.

البته در مورد شعرای به نام اصفهانی همچون صائب تبريزي هم مکاشفه ایشان حکایت از اصفهانی الاصل بودن ایشان دارد. (البته ما هم به این نتیجه رسیدیم.)

و در مورد جناب خاقانی هم که بر اساس این مطلب که برگرفته از دائره العارف ویکی پدیا است "خاقانی در سال ۵۲۰ هجری قمری در شروان یا شیروان چشم به جهان گشود. پدرش، به نام علی در شروان به شغل درودگری اشتغال داشت" ما هم معتقدیم ایشان اصفهانی است.

اجازه بدهید این مطلب رو هم منکر شوم که شاعر زیبا سخن اصفهانی جناب کمال الدین اسماعیل هم از اینکه همشهری اینجور افرادی است پشیمان شده و برخی از همشهریانش رو نفرین کرده است.

این مطلب زیبا رو بخونید:

کمال الدین اسماعیل بن جمال الدین اصفهانی از شاعران نامدار و آخرین قصیده سرای بزرگ ایران در قرن هفتم هجری است. چون در خلق معانی تازه و مضامین بکر دقت و باریک اندیشی داشت به "خلاق المعانی" معروف گردیده است. در عصر و زمان کمال، اوضاع داخلی و اجتماعی اصفهان بر اثر اختلافات مذهبی، شافعیه و حنفیه به قدری مغشوش و نا امن بود که این شاعر حساس را به ستوه آورده نقل می کنند که اصفهانیها را با این دو بیتی نفرین کرده است:
ای خداوند هفت سیاره *** پادشاهی فرست خونخواره
عدد مردمان بـیـفـزایـد *** هر یکی را کند دو صد پــاره

از قضای روزگار، نفرین کمال به هدف اجابت نشست و به چشم خویش دید که سربازان مغول در سال 633 هجری شافعیه و حنفیه، هر دو را تمامی کشتند و آن شهر را که تا این تاریخ از دستبرد آن قوم خونریز محفوظ مانده بود، با خاک برابر کردند. کمال در آن باب چنین گفت:

کس نیست که تا بر وطن خود گرید *** بر حال تباه مردم بد گرید
دی بر سر مرده ای دو صد شیون بود***روز یکی نیست که بر صد گرید

و اگر مایل به مطالعه بقیه ماجرا هستید به این آدرس مراجعه نمایید!

البته فراموش نشود که برخی دیگر از شهرها هم به این دوست بزرگوار پیشنهاد تحقیق در مورد شعرای به نام به جهت همشهری بودن را داده اند که طی مکاشفات خبر نگار ادبی این پایگاه تامنون مولوی بوشهری، سعدی گرگانی، خواجوی دامغانی، عطار کرمانشاهی، ملاصدرای قزوینی، فردوسی بجنوردی و رودکی تبریزی وضعیت شان مشخص شده است.

و صد البته داشته ها مهم نیست دارایی مهم است. بد نیست این استاذ بزرگوار به جای خیالبافی به تربیت انسان هایی بپردازد که هر کدام نمونه ای از دانایان ایران زمین باشد. نه اینکه به سوی مصادره اشخاص و انسانهای فرهیخته ای برود که اثبات و عدم اثبات مطالب مطرح شده به راحتی میسور باشد.

و این متن خبر:

فارس: مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان گفت: برخي مورخان اصل و زادگاه حافظ شيرازي و رشد و پويايي وي در دوران جواني را در منطقه كوهپايه اصفهان دانسته‌اند.

اسحاق طغياني امروز در اصفهان اظهار داشت: براساس نظر اين مورخان حافظ در اوايل جواني به شيراز سفر كرده و به حافظ شيرازي معروف شده است.

وي با بيان اينكه اصفهان در ادبيات فارسي نقش پر رنگ و چشمگيري داشته است، اظهار داشت: اصفهان با تربيت شعرا و اديبان بزرگي همچون كمال اسماعيل، خاقاني و عرفاي به نام توانست در تكوين ادبيات و شعر فارسي نقش بسزايي را ايفا كند.

وي با اشاره به سبك‌هاي موجود در زبان فارسي و اينكه مبتكر بسياري از اين سبك‌ها، شعراي اصفهاني‌ بوده‌اند، افزود: كمال‌الدين اسماعيل در قرن هفتم از سبك عراقي در شعرهاي خود بهره برده كه بعدها شعرايي همچون مجيرالدين بيلقاني، رشيد الدين اخسيكتي، امامي هروي، همام تبريزي، سعدي شيرازي، مجدالدين‌بن‌همگر‌شيرازي، اوحدي مراغه‌اي، حافظ شيرازي، سلمان ساوجي، مكتبي شيرازي از اين سبك در شعرهاي خود استفاده كرده‌اند.

مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان با بيان اينكه سبك هندي و اصفهاني مورد توجه بسياري از شعرا قرار گرفت و شعراي هندي با تاثير گرفتن از اين سبك زبان فارسي را در كشور خود ترويج دادند، تصريح كرد: در ابداع اين سبك‌ها نقش شعراي اصفهاني ستودني است.

طغياني نقش تعيين كننده شعراي اصفهاني را در بيان هويت شعر و زبان فارسي موثر دانست و بيان داشت: با توجه به اينكه اصفهان از لحاظ جغرافيايي در مركزيت ايران قرار گرفته در تكميل فرهنگ اين مرز و بوم نقش عمده‌اي را ايفا كرده است.

وي افزود: اصفهان در همه اعصار شعراي به نامي را به جهان معرفي كرده كه از ميان آنها مي‌توان به صائب تبريزي، حكيم شفاهي،سروش اصفهاني، وحيد دستگردي، عاشق اصفهاني، استاد همايوني و فريد اصفهاني اشاره كرد.

مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان اظهار داشت: شهرت زبان فارسي در ميان كشورها را بايد مديون شعر و ادبيات اصفهان دانست كه در اين زمينه شاعران و اديبان با مهاجرت به شبه قاره هند زبان فارسي را در آنجا ترويج دادند.

طغياني بيان داشت: شعر حافظ نيز به لحاظ مانوس بودن او با خدا و قرآن از پختگي و زيبايي كلام برخوردار است.

وي شناخت زواياي ديني، مانوس بودن با قرآن و آشنايي با مفاهيم قرآني را در ادبيات شعر و شاعري موثر دانست و بيان داشت: اگر قرآن و مفاهيم اسلامي با تار و پود آدمي آميخته شود، تاثير آن دوچندان خواهد شد، به طوري كه بزرگاني همچون حافظ، سعدي و فردوسي توانستند با شناخت كامل از آيات قرآن و احاديث ائمه اطهار(ع) به نوعي ترجمه آيات را در قالب شعر بيان كنند.

مدير گروه زبان و ادبيات فارسي دانشگاه اصفهان افزود: اگر شاعر به ترجمه احاديث و آيات قرآن احاطه نداشته باشد، حرفي براي گفتن نخواهد داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 21:12  توسط شهره آفاق  | 

شب به نیمه نزدیک می شود و یکی دیگر از قدرها در حال گذران است. بسیاری در تدارک عبادت و برخی هم چو من در فکر خوابو بهتر بگویم ادامه خواب

خوابی خرگوشی

و سری در برف

امشب به اعتقاد بسیاری یکی از برترین شبهاست

بر تر از هزار شب

و من به التماس و تو به امید

امید به فضل خدا و التماس از رب بی نیاز

الهی لا تکلنی علی نفسی

حتی به ثانیه و کمتر از آن

و از خدا خواهم توفیق ادب

چرا که بی ادب محروم ماتد از لطف رب

اینکه گوید با دل من راز کیست

بشنوید این صاحب آواز کیست.

و من بسیار نیاز مندم

نیازی که فقط وساطت آدمیان به کارش آید

وگرنه هیچ کس را توان بر برآورده شدنش را نیست

مگر رب بی نیاز من

الهی حبلی من لدنک رحمه

وجعلنا من

آنان که به عشقت زنده و به لطفت می میرند.

خدایا فقط تو برایم می مانی

و

هیچ مرا ماندگار نیست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 23:4  توسط شهره آفاق  |