شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و رحلت دایی گرانقدرم
سخت متاثر شدم و به فکر فرو رفتم.
با خود اندیشیدم که این عمر گران گذرا است و آنچه که ی ماند نام نیک و رسم نیک و فعل نیک است.
و دو صد افسوس که ما را زمانی بیداری صورت می گیرد که کوس رحلت را برایمان سرائیده باشند.
نزدیک به یک سال بود که چشم ایشان به واسطه بیماری و کهولت سخت ضعیف شده بود و مطالعه را برایش سخت کرده بود. لازم است مطرح کنم که در طول دورانی که نسبت به این بزرگوار شناخت پیدا کرده ام نشده است روزی بر ایشان بگذرد و کمترین 8 ساعت مطالعه از ایشان دیده باشم.
همیشه ما خانواده را به تعلیم و تعلم سفارش می نمودند.
با کتاب بیدار می شد، روز را سپری و با ان به خواب می رفت.
دریای علم و معرفت بود. بدون علم و اندیشه اندر بابی سخن نمی راند و بحق جواب مخاطب را با علم و اندیشه پاسخ می داد.
اهل ذوق و ادب هم بود.
شعر بسیار می گفت و پاسخ دیگران را هم به نثر می داد.
مشاعره اش و یا مغالزه اش با دیگرا نستودنی و دیدنی بود.
استادی تمام بود و معلمی صاحب کمال،
کشاورزی ماهر بود و صنعت کاری متبحر،
اکثر ابزار خانه را با وسایل موجود اختراع، ابداع و یا ترمیم می نمود.
و من سخت اندوهناک از اینکه نتوانستم به ثبت و ضبط دانش و اطلاعات ارزشمند و یکی از بزرگترین و موثق ترین تواریخ شفاهی کشور بپردازم.
همین مختصر باشد تا به لطف الهی به تکمیل آن بپردازم.