روز قبل از شهادت حضرت زهرا (س) به وسیله تلفن بهم اطلاع دادند که آدایی عزیز و گرامیم جناب حاج میرزا محمد علی حسینی رحمت الله علیه پس از گذشت نزدیک به نود و دو سال از عمر با برکت و کاملا ارزشمندشان دار فانی رو وداع کرده و به رحمت بی انتهای خدا پیوسته.

سخت متاثر شدم و به فکر فرو رفتم.

با خود اندیشیدم که این عمر گران گذرا است و آنچه که ی ماند نام نیک و رسم نیک و فعل نیک است.

و دو صد افسوس که ما را زمانی بیداری صورت می گیرد که کوس رحلت را برایمان سرائیده باشند.

نزدیک به یک سال بود که چشم ایشان به واسطه بیماری و کهولت سخت ضعیف شده بود و مطالعه را برایش سخت کرده بود. لازم است مطرح کنم که در طول دورانی که نسبت به این بزرگوار شناخت پیدا کرده ام نشده است روزی بر ایشان بگذرد و کمترین 8 ساعت مطالعه از ایشان دیده باشم.

همیشه ما  خانواده را به تعلیم و تعلم سفارش می نمودند.

با کتاب بیدار می شد، روز را سپری و با ان به خواب می رفت.

دریای علم و معرفت بود. بدون علم و اندیشه اندر بابی سخن نمی راند و بحق جواب مخاطب را با علم و اندیشه پاسخ می داد.

اهل ذوق و ادب هم بود.

شعر بسیار می گفت و پاسخ دیگران را هم به نثر می داد.

مشاعره اش و یا مغالزه اش با دیگرا نستودنی و دیدنی بود.

استادی تمام بود و معلمی صاحب کمال،

کشاورزی ماهر بود و صنعت کاری متبحر،

اکثر ابزار خانه را با وسایل موجود اختراع، ابداع و یا ترمیم می نمود.

و من سخت اندوهناک از اینکه نتوانستم به ثبت و ضبط دانش و اطلاعات ارزشمند و یکی از بزرگترین و موثق ترین تواریخ شفاهی کشور بپردازم.

همین مختصر باشد تا به لطف الهی به تکمیل آن بپردازم.