محرم، تاسوعا، عاشورا و شام غریبان

السلام علی رسول الله و علی آله

سلام خدا بر حسین و خاندان مطهرش

سلام خدا بر انسان های آزاده ای که در راه اعتلای آزادی و مردانگی سرهای خود را بر سر نی کردند تا به من و تو درس آزادگی و مردانگی دهد.

همه ی کلامم را با این بیت به پایان می برم که :

با ضعیفان هر که گرمی کرد عالمگیر شد

ذره پرور باش تا خورشید تابانت کنند

میر ظلی تبریزی

کیفیت و فضیلت نماز شب

السلام علیکم یا اهل بیت النبوه

سلام دوستان

فرا رسیدن ماه صفر ماه رحلت رسول مکرم اسلام و اسارات خاندان رسالت و البته سرافرازی این بزرگان رو تسلیت عرض می نمایم

فضيلت نماز شب‏: برگرفته از پایگاه مسجد حاج صابر اراک
امام صادق(ع)فرمود:  نمازشب،صورت را زيبا،خلق را نيكو و انسان را خوشبو مي گرداند، رزق را زياد و قرض را ادا مي كند، اندوه را برطرف مي سازد و چشم را جلا مي دهد
رسول خدا(ص)فرمود: نماز شب،وسيله اي است براي خوشنودي خدا و دوستي ملائكه.
امام صادق (ع ) فرمود: درخانه هايي كه نماز شب، خوانده مي شود و قرآن تلاوت مي گردد، آن خانه ها نزد آسمانيان همچون ستاره ها درخشانند.

كيفيت نماز شب‏نماز شب مجموعا ً يازده ركعت است:
1- هشت ركعت آن،كه دو ركعت،دو ركعت،مانندنماز صبح خونده مي شود و چهار دو ركعتي آن به نيت نماز شب مي باشد.
2- دو ركعت نماز شفع: بهتر است در ركعت اول آن بعد ازحمد، سوره"ناس" و در ركعت دوم بعد از حمد، سوره "فلق" خوانده شود.
3- يك ركعت نماز وتر: بعد ازحمد سه بار سوره  "توحيد" و يك بار سوره "فلق" و يك بار سوره "ناس" بخوانيم و مي توان يك سوره تنها خواند، سپس دست ها را براي قنوت به سوي آسمان بالا مي بريم و حاجات خود را از خدا مي خواهيم و براي چهل مومن دعا مي كنيم.و طلب مغفرت مي كنيم و هفتاد مرتبه مي گوييم: اَسْتَغْفِرُ اللَّه وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ.، ازپروردگارخودطلب آمرزش ومغفرت مي كنم وبه سوي اوبازگشت مي نمايم.
آنگاه هفت بارمي گوييم:"هذا مقام العائذ بك من النار، اين است مقام كسي كه ازآتش قيامت به تو پناه مي برد.
وبعد ازآن 300مرتبه مي گوييم :» العفو« وسپس مي گوييم:»رَبِّ اغفِرلي وَ ارحَمني وَ تُب عَلَيَّ ، اِنَّكَ اَنتَ التَّوابُ الغَفُورُ الرحيمِ.

احكام نماز شب:
1-هشت ركعت به ترتيب نماز شب وسپس دو ركعت نماز شفع وآنگاه يك ركعت نمازوتر،كه بافضيلت ترين نماز شب،نمازوتروشفع است ودوركعت شفع برتر ازوتر است.
2- براي نماز شب مي توان به نماز شفع و وتر اكتفا كرد،بلكه هنگام تنگي وقت مي توان تنها به نمازوتر اكتفا نمود.
3- وقت نماز شب از نيمه شب تا فجر صادق است ، وهنگام سحرازساير مواقع بهتراست و تمامي ثلث آخر شب سحر محسوب مي شود و افضل از آن خواندن نماز شب نزديكي هاي فجر است.

4- جايز است انسان نماز شب را نشسته بخواند ، حتي در حال اختيار. ولي اگر مي خواهد نشسته بخواند بهتر آن است كه هر دو ركعت نشسته رايك ركعت ايستاده حساب كند.بنابراين بايد هشت بار دوركعت نشسته وهردو ركعت به يك سلام كه جمعاً شانزده ركعت مي شود به نيت نماز شب بخواند و دوباره دو ركعت هردو ركعت به يك سلام به نيت نماز شفع و دو بار يك ركعت هر يك ركعت به يك سلام به نيت نماز وتر، ولي در حال اضطرارومريض همان يازده ركعت كفايت مي كند.

5- شخص مسافر مي تواند نماز شب را پيش از نيمه شب بخواند.

6-جواني كه مي ترسد خواب بماند و نماز شب ازاو فوت شود مي تواند نماز شب را پيش از نيمه شب بخواند.
7- كساني كه براي خواندن نماز شب بعد از نيمه شب عذري دارند، مانند پيرمردان و يا كسي كه از سرد شدن هوا مي ترسد و يا از جنب شدن در خواب مي ترسد و... مي توانند نماز شب را قبل از نيمه شب بخوانند.
8- خواندن سوره در ركعت هاي نماز شب لازم نيست و مي تواند فقط به خواندن سوره حمد اكتفا كند. هم چنين قنوت در ركعت هاي دوم مستحب است و مي تواند بدون قنوت بخواند.
9- نماز وتريك ركعت است،و مي شود آن رابدون قنوت به جاي آورد.
10- لازم نيست همه يازده ركعت را در يك مجلس بخواند، بلكه مي تواند در دو سه نوبت بخواند، بلكه تفريق افضل است،همان طور كه رسول خدا تهجد مي كرد.
11- مستحب است كه نماز شب را بلند بخواند تا اگر از خانواده اش كسي مي خواهد براي نماز برخيزد بيدار شود،چنانچه در روايت است و شهيد و ديگران نيز تصريح به استحباب جهر نموده اند.

بديهي است كه استحباب بلند خواندن نماز شب درجايي است كه امن از ريا و سمعه باشد واگر خداي نا خواسته خوف ريا و سمعه در بلند خواندن باشد بايد آهسته بخواند.فضيلت قضاي نماز شب‏اگر نماز شب از كسي فوت شد مي تواند قضاي آن را در روز به جا بياورد.تذكر: قضاي نماز شب را فضيلت بسيار است.
چنانچه در تفسير علي بن ابراهيم از امام صادق(ع) روايت مي كند كه:شخصي به آن حضرت عرض كرد: فدايت شوم!چه بسا كه اتفاق مي افتد كه يك ماه و دوماه وسه ماه نماز شب از من فوت مي شود و من آن را به روز قضا مي كنم‏آيا اين كار جايز است؟فرمود:به خدا قسم،اين كار مايه روشني چشم تو است.«واين جمله را سه بار تكرار كرد.
اسحاق بن عمار ضمن روايتي از امام صادق (ع ) نقل مي كند: ايشان از پدران بزرگوار (ع) و آنان از رسول خدا (ص) نقل مي كنند كه فرمود: خداي تعالي به بنده اي كه نماز شب را در روز قضا كند مباهات مي كند و مي فرمايد: اي فرشتگان من!اين بنده من چيزي را كه به او واجب نكرده ام قضا مي كند.گواه باشيد كه من اورا آمرزيدم.
اگرمشغول نمازشب بود و صبح طلوع كرد، اگر چهار ركعت از نماز شب را خوانده است و بعد صبح شد، بقيه نماز شب را به طور مخفف وبدون مستحبات مي خواند و اگر هنوز چهار ركعت از نماز شب نخوانده بعد صبح شد،همان دو ركعتي كه شروع كرده تمام مي كند وپس از آن دو ركعت نافله صبح را مي خواند وسپس دو ركعت نماز صبح واجب را مي خواند و پس از آن،باقي مانده نماز شب را قضا مي كند.اگر اصلاً به نماز شب شروع نكرده و بعد صبح طلوع كرده باشد، دوركعت نماز نافله صبح را اول مي خواند و پس از آن نماز صبح را وپس از آن قضاي نماز شب را به جا مي آورد.

تذكر: اگر نماز شب را دربين الطلوعين (يعني بعد از اذان صبح و پيش از طلوع آفتاب) مي خواند،بهتر است كه نيت ادا يا قضا نكند،بلكه به نيت "ما في الذمه" به آن معني است كه نيت كند نمازشب مي خوانم "قربًا الي الله" خواه ادا باشد خواه قضا،هر چه خدا و رسولش فرموده اند


و اما مادر!

الهی حب لی کمال الانقطاع الیک

نگرون دل هرکسی دل مادرشه

مادرآدم عشق اول و آخرشه
کسی نمیتونه جای مادرو پر بکنه
مادری که همه چیز پسر و دخترشه
غم بی مادری بدجوری دلو خون میکنه
تموم شبا رو شام غریبون می کنه
کی دلشو داره مادرو نیمه جون ببینه
صورت مادرو خسته و پریشون ببینه
کی دلشو داره وقتی مادرش زخمی شده
روی جراحت کهنه دوباره خون ببینه
مریضی مادر آدمو نا امید می کنه
یه شبه موهای بچه هاشو سفید می کنه
یه مادر جوون امشب اشهدش رو لبشه
دو سه ماهه می دونه که این شب آخرشه
دو سه شبه که گذاشته کفنشو دم دست
دو سه روزه دیگه اون که می میره زینبشه
یه مادر جوون از مدینه سفر می کنه
می ره و تموم عالمو بی مادر می کنه

چه روز پرآشوب و خسته کننده ای بود وقتی که برادرم بهم خبر داد که مادر حالش خوب نیست و بیمارستانه، حالم بد شد سریع با موبالشون تماس گرفتم، جواب؟

با موبایل خواهرم تماس گرفتم، گوشی رو برداشت و بعد گفتگوی کوتاه با مادری که رفت و رفت و رفت.

یادش بخیر

هر چی دارم از مادرمه


خوش به سعادت هر کسی که از امشب ره توشه بر داشت و صد به تر بر کسی که شفیع دیگران شد.

و باز شب قدری و من هنوز ..............

این صدای عاشقی بیچاره است

این نوای بنده ای آواره است

ای خدا بیچاره ها را راه ده

ره نشان بنده ای گمراه ده

ای خدا با دست خالی آمدم

خود ببین من به چه حالی آمدم

آمدم با هر بهانه سوی تو

تا ببینم بخشش نیکوی تو

من برای احتیاجم آمدم

خانه ی خوب آشنایی در زدم

بین که با حال سجودم آمدم

با تمامی وجودم آمدم

ای خدا من عبد خوبی نیستم

یا کریمان خود بگو من کیستم

من محب با صفایی نیستم

عاشق درد آشنایی نیستم

من وفور نعمتت نشناختم

من برون رحمتت نشناختم

من خودم را عقل کم بگرفته ام

شیعگی را دست کم بگرفته ام

شیعگی را تو عطا کردی به من

نوکری را هم روا کردی به من

ای خدایی که زمن رنجیده ای

عبدی از من رو سیه تر دیده ای

دیده ای اما نه در وقت سحر

نه درون مسجد و با چشم تر

آه از این ماجرای سخت من

که زده نفسم لگد بر بخت من

خویش را گم کرده ام من گم شدم

چوب اعمال بدم را خورده ام

با نشست یک مناجات سحر

اوج ورزیدم به هنگام سحر

هر چه از ظلمم ترحم کرده ای

مورد الطاف مردم کرده ای

هر که عباس علی را دیده است

جلوه هایی از علی را دیده است

بازهم من امتحان بد داده ام

تن به اخذ نمره ی رد داده ام

باز هم لطف تو می جویم علی

باز هم العفو می گویم علی

شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها و رحلت دایی گرانقدرم

روز قبل از شهادت حضرت زهرا (س) به وسیله تلفن بهم اطلاع دادند که آدایی عزیز و گرامیم جناب حاج میرزا محمد علی حسینی رحمت الله علیه پس از گذشت نزدیک به نود و دو سال از عمر با برکت و کاملا ارزشمندشان دار فانی رو وداع کرده و به رحمت بی انتهای خدا پیوسته.

سخت متاثر شدم و به فکر فرو رفتم.

با خود اندیشیدم که این عمر گران گذرا است و آنچه که ی ماند نام نیک و رسم نیک و فعل نیک است.

و دو صد افسوس که ما را زمانی بیداری صورت می گیرد که کوس رحلت را برایمان سرائیده باشند.

نزدیک به یک سال بود که چشم ایشان به واسطه بیماری و کهولت سخت ضعیف شده بود و مطالعه را برایش سخت کرده بود. لازم است مطرح کنم که در طول دورانی که نسبت به این بزرگوار شناخت پیدا کرده ام نشده است روزی بر ایشان بگذرد و کمترین 8 ساعت مطالعه از ایشان دیده باشم.

همیشه ما  خانواده را به تعلیم و تعلم سفارش می نمودند.

با کتاب بیدار می شد، روز را سپری و با ان به خواب می رفت.

دریای علم و معرفت بود. بدون علم و اندیشه اندر بابی سخن نمی راند و بحق جواب مخاطب را با علم و اندیشه پاسخ می داد.

اهل ذوق و ادب هم بود.

شعر بسیار می گفت و پاسخ دیگران را هم به نثر می داد.

مشاعره اش و یا مغالزه اش با دیگرا نستودنی و دیدنی بود.

استادی تمام بود و معلمی صاحب کمال،

کشاورزی ماهر بود و صنعت کاری متبحر،

اکثر ابزار خانه را با وسایل موجود اختراع، ابداع و یا ترمیم می نمود.

و من سخت اندوهناک از اینکه نتوانستم به ثبت و ضبط دانش و اطلاعات ارزشمند و یکی از بزرگترین و موثق ترین تواریخ شفاهی کشور بپردازم.

همین مختصر باشد تا به لطف الهی به تکمیل آن بپردازم.

شب پر امید و پر التهاب

شب به نیمه نزدیک می شود و یکی دیگر از قدرها در حال گذران است. بسیاری در تدارک عبادت و برخی هم چو من در فکر خوابو بهتر بگویم ادامه خواب

خوابی خرگوشی

و سری در برف

امشب به اعتقاد بسیاری یکی از برترین شبهاست

بر تر از هزار شب

و من به التماس و تو به امید

امید به فضل خدا و التماس از رب بی نیاز

الهی لا تکلنی علی نفسی

حتی به ثانیه و کمتر از آن

و از خدا خواهم توفیق ادب

چرا که بی ادب محروم ماتد از لطف رب

اینکه گوید با دل من راز کیست

بشنوید این صاحب آواز کیست.

و من بسیار نیاز مندم

نیازی که فقط وساطت آدمیان به کارش آید

وگرنه هیچ کس را توان بر برآورده شدنش را نیست

مگر رب بی نیاز من

الهی حبلی من لدنک رحمه

وجعلنا من

آنان که به عشقت زنده و به لطفت می میرند.

خدایا فقط تو برایم می مانی

و

هیچ مرا ماندگار نیست.

درسی از زندگانی بزرگان

هنگامى كه بدخواهان در نزد متوكل، از امام هادى‏علیه السلام سعایت و بدگویى كرده و گفتند: در منزل او سلاح و نوشته‏ها و اشیاى دیگرى است كه از طرف شیعیان به وى رسیده و او قصد قیام بر ضد دولت تو را دارد، متوكل گروهى را به منزل آن حضرت فرستاد، آنان شبانه به خانه امام‏ علیه السلام هجوم بردند، ولى چیزى به دست نیاوردند، آنها دیدند كه حضرت تنها در اطاقى دربسته نشسته و در حالى كه جامه پشمین بر تن دارد و بر زمین خاكى روى شن و ماسه نشسته، به عبادت خدا و تلاوت قرآن مشغول است. امام را با همان حال دستگیر كرده و نزد متوكل بردند و به او گزارش دادند كه در خانه‏اش چیزى نیافتیم و او را رو به قبله دیدیم كه قرآن مى‏خواند. متوكل چون امام را دید، از عظمت و هیبت امام بى‏اختیار ایشان را احترام نموده و در كنار خود نشانید و با كمال گستاخى جام شرابى را كه در دست داشت‏به امام علیه السلام تعارف نمود. امام سوگند یاد كرده و فرمود: «گوشت و خون من با چنین چیزى آمیخته نشده است، مرا معاف دار!» متوكل حضرت را معاف نمود و گفت: شعرى بخوان! حضرت فرمود: «من شعر كم مى‏خوانم‏». متوكل گفت: «باید بخوانى!» امام هادى علیه السلام آن گاه كه اصرار وى را دید اشعارى را قرائت نمود كه تمام اهل مجلس متاثر شده و به گریه افتادند و بزم شراب و عیش به سوگ و عزا تبدیل شده و آنان جامهاى شراب را بر زمین كوبیدند. اشعار امام چنین بود:

 

باتوا على قلل الاجبال تحرسهم

غلب الرجال فلم تنفـعـهم القلل

واستـنزلوا بعد عز عن معاقلـهم

واسكـنـوا حفرا یا بئـس ما نـزلوا

نـاداهـم صـارخ من بعـد دفـنـهم

این الاسـاور و التـیـجـان والحلـل

این الوجـوه التـى كانـت منـعـمـة

من دونـها تضرب الاستـار والكلل

فافصح القبر عنهم حین سائلهم

تلك الوجـوه علیـهـا الدود یقتـتل

قد طال ما اكلوا دهرا و ما شربـوا

واصبحوا بعد طول الاكل قد اكلوا

 [گردنكشان] بر قله كوهساران شب را به روز آوردند در حالى كه مردان نیرومند از آنان پاسدارى مى‏كردند، ولى قله‏ها نتوانستند آنان را از خطر مرگ برهانند.

آنان پس از مدتها عزت از جایگاه‏هاى امن به زیر كشیده شدند و در گودال‏ها جایشان دادند. چه منزل و آرامگاه ناپسندى!

پس از آن كه به خاك سپرده شدند، فریادگرى فریاد برآورد: كجاست آن دست‏بندها، تاجها و لباسهاى فاخر؟

كجاست آن چهره‏هاى در ناز كه به احترامشان پرده‏ها مى‏آویختند؟

گور به جاى آنان پاسخ داد: اكنون كرمها بر سر خوردن آن چهره‏ها با هم مى‏ستیزند!

آنان مدت درازى در دنیا خوردند و آشامیدند ولى بعد از خوردن طولانى، خود خورده شدند!

بحار الانوار ج 50، ص 211 و 212.