عشق و نگرش ما آدما - مقدمه
سخنم را کنم آغاز به نام سرمنشاء عشق
چقدر این دنیا و موجودات اون جالب و قابل تامل هستن - یکی از حکایت ها جالب این دنیا حکایت دوست داشتن و مهر ورزیدنه - هر كسي براي ابراز علاقه به شخصی ديگر روش و حكايت خاص خودش رو داره. حكايت عشق و علاقه پدر نسبت به فرزند با مادر نسبت به فرزند خيلي متفاوته، عشق و علاقه برادر و خواهر هم نوعي ديگه و حكايتي ديگه است. دو دوست همسال هم با نگرشي متفاوت به هم عشق مي ورزند, دختر و پسري هم كه به دنبال رابطه عاشقانه مقطعي هستند نوع عشق و هدف عاشقانه آنها هم با يكديگر متفاوت است.
آدم ها راحت نيستند خيلي سخت زندگي مي كنند از واژه ها نمي تونند استفاده كنند. همه اون دسته بندي هايي كه قبل از اين مطرح كردم براي ابراز احساسات خودشون مشكل دارند. پدر يا مادر دوري فرزندشون براشون خيلي سخته، مريضي بچه ها ويرونشون مي كنه اما دريغ كه نمي تونن مقدار كوچيكي از اين علاقه رو به زبان بيارن.
نمي تونن به فرزندشون بفهمونن كه دوستش دارن و چقدر براشون عزيزه.
نوع نگرش فرزند نسبت به والدين هم تو اين وضعيت تاثير گذاره، در واقع هر چي نسل والدين از نسل فرزندان متفاوت تر و فاصله سني بيشتر باشه تضاد و تفاوت نگرش بيشتره.
اينكه خيلي تاكيد روي ازدواج در جواني هست شايد يك از دلايلش اين باشه كه فاصله سني پدر و فرزندان اندازه اي باشه كه بتونن همديگه رو درك كنن. فرزند به والدين انگ تحجر و عقب ماندگي نزنه و والدين هم بچه ها رو به لا ابالي گري و بي قيدي متهم نكنن.
عشق در افواه ما آدما بد تعبير شده. ما آدما نتونستيم درست عشق رو و عشق ورزيدن رو بشناسيم و ازون بهره ببريم. عشق رو خيلي محدود كرديم. عشق درواقع دوست داشتنه، علاقه و محبت ورزيدنه. آدمي با عشق و علاقه زنده است. هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق.
آدما با عشق زنده هستن و با عشق می میرن, سطح بهره و استفادشون از عشق با هم متفاوته. بعضی عشق رو در چیزای پست دیدن بعضی هم در اعتلای انسانیت.
سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرد.