غزل ۳۹۰- افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و رحمت الله برکاته
ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می نمایم, دیشب که به لطف و عنایت حضرت حق در مراسم عزاداری و تشیع نمادین آن حضرت به صورت تصادفی در خیابان شریعتی با تشیع کنندگان همراه شدیم و به مسجد جامع اعظم قلهک رفتیم در انتهای مراسم تفعلی به دیوان حافظ زدم که این غزل بسیار به جا و جالب آمد و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل:
| افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن | مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن |
| خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی | تا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن |
| خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت | کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن |
| تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش | هر نفس با بوی رحمان میوزد باد یمن |
| شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او | در همه شهنامهها شد داستان انجمن |
| خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین | شهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن |
| جویبار ملک را آب روان شمشیر توست | تو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن |
| بعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت | خیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن |
| گوشه گیران انتظار جلوه خوش میکنند | برشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن |
| مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش | ساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن |
| ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار به این عبارات که رنگی شده توجه ویژه نمایید: مسجد اعظم قلهک وعده آمدن افسر = ظهور منتقم آل محمد (ص) عدل و عدالت همسر حضرت زهرا خاتم پیامبران سوره الرحمن و بوی الرحمن = خاندان بزرگ رسول گرامی اسلام نشست حسروی = هیئات عزاداران حضرت زهرا (س) تیغ عالمگیر = ذولفقار حضرت علی (ع) یا حضرت مهدی (عج) دعایم کنید دعاگویتان هستم. | تا از آن جام زرافشان جرعهای بخشد به من |
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 0:34 توسط شهره آفاق
|