السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و رحمت الله برکاته

ایام شهادت حضرت زهرای مرضیه خدمت همه عزیزان تسلیت عرض می نمایم, دیشب که به لطف و عنایت حضرت حق در مراسم عزاداری و تشیع نمادین آن حضرت به صورت تصادفی در خیابان شریعتی با تشیع کنندگان همراه شدیم  و به مسجد جامع اعظم قلهک رفتیم در انتهای مراسم تفعلی به دیوان حافظ زدم که این غزل بسیار به جا و جالب آمد و تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل:

افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمنمقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و سمن
خوش به جای خویشتن بود این نشست خسرویتا نشیند هر کسی اکنون به جای خویشتن
خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمتکاسم اعظم کرد از او کوتاه دست اهرمن
تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درشهر نفس با بوی رحمان می‌وزد باد یمن
شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر اودر همه شهنامه‌ها شد داستان انجمن
خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زینشهسوارا چون به میدان آمدی گویی بزن
جویبار ملک را آب روان شمشیر توستتو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان بکن
بعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشتخیزد از صحرای ایذج نافه مشک ختن
گوشه گیران انتظار جلوه خوش می‌کنندبرشکن طرف کلاه و برقع از رخ برفکن
مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوشساقیا می ده به قول مستشار مؤتمن
ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار



به این عبارات که رنگی شده توجه ویژه نمایید:
مسجد اعظم قلهک
وعده آمدن افسر = ظهور منتقم آل محمد (ص)
عدل و عدالت همسر حضرت زهرا
خاتم پیامبران
سوره الرحمن و بوی الرحمن = خاندان بزرگ رسول گرامی اسلام
نشست حسروی = هیئات عزاداران حضرت زهرا (س)
تیغ عالمگیر = ذولفقار حضرت علی (ع) یا حضرت مهدی (عج)
دعایم کنید دعاگویتان هستم.
تا از آن جام زرافشان جرعه‌ای بخشد به من