سفرنامه قم بخش اول
به نام خداوند دانا
سلام، به قول شاعر زیبا سخن استهبانی ایران ما جی خوشیه حیف که مداخل نداره ،
دیروز صبح علی الطلوع ساعت ۸.۳۰ دقیقه!!!! پس از چپ و راست شدن بسیار در رخت خواب از جای خود بلند شدم و بر اساس هماهنگی انجام شده با یکی از دوستان و اقوام بزرگوار فی الفور خود را مهیای سفر برنامه ریزی شده ای به شهر قم نمودم.
به اهالی محل اعم از همسر و فرزند عزیز و دل انگیز اعلام آماده باش دادم و حاجی والده هم که چند صباحی است در معیت ایشان هستیم از قبل بیدار شده یافتم
ایشان که طبق روال معمول سحر خیز و شب زنده دار هستند البته از نوع خاص متعبدین و نه از نوع من که ساعت ۸.۳۰ می باشد و معمولا از ساعت ۳.۳۰ تا ۴ صبح بیدار باش میزنند.
همه آماده، صبحانه مهیا و منتظر زنگ تلفن تا که خود را به سر کوچه برسانیم. ( لازم به ذکر است با عنایت به کلام زیبای : انتم الفقراء الی الله) من نیز چون در مقابل و مقایسه با ذات حضرت احدیت آدم فقیر و ناداری هستم معمول بر تردد با خط ۱۱ و بدون ماشین هستم و اینبار همسفر دوست گرامی که ماشینی از جهت فضل الهی نصیبش شده است بودم ) انتظار ما به سر رسید و نزدیک ساعت ۹.۳۰ به حضرت دوست زنگی زدیم. که ایشان را در خواب خوش یافتم، فی الفور دریافتم که ایشان را خستگی مفرط موجب استراحت و در خواب ماندن شده است ، پس از گفتگو اعلان شد که تا ساعتی دیگر خواهند آمد ( ان شاء الله ) و من که تا اندازه ای خیالم راحت شده بود به امورات داخلیه پرداختم.
حدود ۱۰.۲۰ دقیقه ایشان تشریف آوردند و در معیت همراهان مذکور + دوست گرامی و همسر مکرمه شان راهی شهر گرم و نمک زار اما با برکت به جهت زیارتگاه خواهر امام رضا (ع) حضرت معصومه (س) شدیم. لازم به ذکر است که ما به جهت دعوت یکی از بزرگان قم که شوهر دختر عموی همسر مکرمه حقیر هستند به قم می رفتیم.
هوا کمی گرم بود اما قابل تحمل. از عوارضی که گذشتیم چشمم به دیواره ای سیمی در ۲ طرف اتوبان افتاد که به نظرم آمد شاید برای این باشد که ماشین ها از اتوبان فرار نکنند! و یا اینکه حیوانات به داخل اتوبان نیایند! و یا مردم آشغال نریزند!.
القصه هر چه جلو تر می رفتیم این دیواره فنسی را همچنان می دیدیم. یا دوست معزز مطرح کردم که ایشان هم همین نظرات را مطرح نمودند. ناگهان پسرم که هنوز کوچک و بچه!!! است گفت شاید برای اینه که مردم به پای درخت ها نروند! با خود گفتم آفرین، درسته که گفتن عقل هر چی بعض آدمیزاده.
ادامه دارد.