گذشته در یک نگاه
هيچوقت فراموش نميکنم زماني که براي اولين بار مقابل يک دستگاه خودپرداز بانک ايستادم و به کنکاش در مورد کارکرد، شکل و ظاهر اون پرداختم، هنوز چند دقيقه از حضور من نگذشته بود که يک نفر فکر ميکنم پاکستاني يا هندي آمد و به انگليسي به من گفت که ميخواهد با دستگاه کار کند به کنار آمدم تا ايشان کارش را انجام دهد. کارتي را در درون دستگاه کرد و چند کليد را زد و سپس مقداري پول از درون آن بيرون آمد. با خود گفتم که چه جالب اين دستگاه پول هم ميدهد گفتم حتما من هم ميتوانم اين کار را انجام دهم. پس از رفتن ايشان دست در جيب کرده و به دنبال چيزي شبيه کارت گشتم اما متاسفانه پيدا نکردم. يک اسکناس از جيبم برداشتم و به درون دستگاه وارد کردم اما دريغ از يک تغيير کوچک، به هر حال اين تلاش و کنجکاوي من نزديک به نيم ساعت از وقتم را گرفت و تنها چيزي که از اين دستگاه عايدم شد تعدادي پاکت که بر روي آن نام بانک نوشته شده بود، ان موقع آخر من متوجه نشدم که اين دستگاه و اين پاکتها براي چيست اما اکنون که مي دانم دنيا بسيار تغيير کرده است. بيش از بيست سال از آن تاريخ ميگذرد و البته متاسفانه همان دستگاهها بدون کم و کاست اکنون در سيستم بانکي ما مورد استفاده قرار ميگيرد. البته صرف استفاده از اين تجهيزات بسيار نيک و مناسب است اما استفاده از تجهيزات که قديمي است جاي تامل و دقت نظر دارد. به هر حال بيست سال از تاريخي که آن ماشينهاي خود پرداز را ديدم گذشته و البته اين ماشينها نزديک به ده سال است که در سيست مبانکي ما مورد استفاده قرار گرفته است. وليکن با گذشت نزديک به ده سال از اين اتفاق هنوز اين اطمينان در بين مشتريان به عنوان امکان دريافت پول در مواقع ضروري نسبت به اين تجهيزات براي من و ديگر هموطنانم وجود ندارد. چه بسيار مواقعي که براي دريافت يک درصد از موجودي کارت خود بيش از ده خودپرداز را آزمايش کردهام. به هر حال در توجيه باز و جاي تامل بسيار. و اين نيز در محدودههاي ديگر محيط فنآوري اطلاعات بسيار مشهود و مبين. و تو خود بخوان حديث مفصل از اين مجمل!!!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۴ ساعت 16:6 توسط شهره آفاق
|