وصاياي حضرت زهرا به حضرت علي عليهما السلام

از جمله کرامات فاطمه عليها سلام که محدثين شيعه و اهل سنت روايت کرده اند اين است که وي از مرگ خود خبرداد و روز و وقت آن را تعيين کرد ، چنانکه در روايات پيش از اين نيز گذشت و در حديثي است که وقتي به علي (ع) گفت: هنگام مرگ من  رسيده! علي (ع) فرمود: اي دختر پيغمبر، با اينکه وحي از ما قطع شده  اين خبر را از کجا دانستي ؟

فاطمه پاسخ داد، هم اکنون خواب مختصري مرا فرا گرفت و رسول خدا (ص) را ديدم که به من فرمود: امشب نزد ما خواهي بود و من مي دانم که او راست گفته و امروز روز آخر عمر من است. (8)

و در روايتي است که پس از آن به علي (ع) گفت: چيزهايي در دل دارم که مي خواهم آنها را به تو وصيت کنم!

علي (ع) فرمود: اي دختر رسول خدا ، هر چه مي خواهي بگو!

دراين وقت علي (ع) کساني را که دراتاق بودند بيرون کرد و نزديک سر فاطمه (س) نشست، آن گاه فاطمه به سخن آمده گفت :

اي پسرعمو ، هيچ گاه مرا دروغگو و خيانتکار نديدي، و از وقتي با تو معاشرت داشته ام نافرماني تو را نکرده ام!

علي (ع) در پاسخ او فرمود:

پناه بر خدا! تو داناتر ، نيکوکارتر ، پرهيزگارتر،  بزرگوارتر و نسبت به خداي تعالي بيمناک تر از آني که من بخواهم تو را در مورد مخالفت و نافرماني خود سرزنش کنم، و به راستي مفارقت و دوري تو بر من بسيار ناگوار است جز آنکه چاره اي از آن نيست...

آن گاه سخنان خود را ادامه داده فرمود:

به خدا مصيبت رحلت رسول خدا (ص) را براي من تجديد کردي و مرگ و فقدان  تو ، بر من بسيار بزرگ است.

" فانا لله و انا اليه راجعون"!

آه! که چه مصيبت دردناک ، جانسوز و غم انگيزي است! مصيبتي که به خدا سوگند جبران پذير نخواهد بود!

دنباله حديث اين گونه است که در اينجا هر دو گريان شده و لختي گريستند ، آن گاه علي (ع) سر فاطمه را برداشته به سينه چسبانيد و بدو فرمود: هر وصيتي داري بنما  که من آن را انجام خواهم داد.

فاطمه عرض کرد: خدايت پاداش نيک دهد اي پسرعموي رسول خدا، نخستين وصيت من آن است که پس از من " امامه " دختر خواهرم را به ازدواج خويش درآوري ، چون او نسبت به فرزندان من همانند خودم مهربان است، و مردان نيز ناچارند همسري از زنان داشته باشند.

وصيت ديگر من آن است: که احدي از اين مردم که به من ستم کرده و حق مرا گرفتند ، در تشييع جنازه من و ديگر مراسم حاضر نشوند زيرا اينان دشمن من و دشمن رسول خدا هستند،  مبادا بگذاري يکي از آنها  يا پيروان آنها ، بر جنازه ام نماز بگذارند...

مرا شب هنگام در آن وقتي که ديده ها همگي خواب رفته اند دفن کن (9)

و در نقلي هم آمده که فاطمه (ع) وصاياي خود را در رقعه اي نوشته و زير سرش نهاده بود و چون از دنيا رفت، علي (ع) آن رقعه را بيرون آورد و جملات زير را در آن مشاهده کرد:

" بسم الله الرحمن الرحيم، هذا ما اوصت به فاطمة بنت رسول الله، اوصت وهي تشهد ان لا اله الا الله، وان محمداً عبده و رسوله ، و ان الجنة حق و النار حق، و ان الساعة آتية لا ريب فيها، و ان الله يبعث من في القبور.

" يا علي انا فاطمة بنت محمد زوجني الله منک لا کون لک في الدنيا و الآخرة، انت ولي بي من غيري، حنطني و غسلني و کفني با لليل، و صل علي و ادفني بالليل و لا تعلم احدا، و استودعک الله و اقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة" (10)

" به نام خداي بخشاينده و مهربان، اين است آنچه دختر رسول خدا بدان وصيت مي کند، و اين وصيت را در حالي مي کند که گواهي مي دهد معبودي جز خداي يکتا نيست، و گواهي مي دهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهي مي دهد که بهشت حق است، و جهنم حق است، و قيامت خواهد آمد و هيچ گونه شکي در آن نيست، و گواهي مي دهد که خداي تعالي هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد.

اي علي ! منم فاطمه دختر محمد که خداي تعالي مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنيا وآخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهاي من سزاوارتر از ديگران هستي !

کار حنوط ، غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسي را خبر نکن ، تو را به خدا مي سپارم ، و بر فرزندان خود تا روز قيامت سلام مي رسانم (11)

پي نوشتها:

۸-  بحارالانوار، ج 43، ص 213.

9- بحار الانوار، ج 43، صص 192 و 191.

10- همان، ص 214.

11- همان، ص 214.