بی تو کی آخر توان این زندگی
تا به کی افسرده حال و خسته باشد این دلم -- در پی یک ناز چشمت مناده باشد این دلم
-----------
بی تو تا کی می توان این زندگی -- در فراغت تا به کی درماندگی
آی و یک دم کن نظر بر این جسد -- ده نجات اینک من از درماندگی
***************
بی تو پرپر می شوم با من بمان -- در فراغت مرده ام با من بمان
گريه می خواهی بيا اين هق هقم -- نذر می خواهی بيا اين جان من
************
لشکر دشمن همه در انتظار -- تا ببينند که شدم من بی تو يار
شرمسارم شرمسار از روی تو -- لحظه ای بنما نظر بر من تو یار
شهد می خواهم بده از ساغرت-- عشق می خواهم روان کن از خمت
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۸۳ ساعت 11:10 توسط شهره آفاق
|